printlogo


مجموعه داستان‌های تجربه‌گرا
زن در پیاده‌رو راه می‌رود قاسم کشکولی نشر ثالث چاپ سوم: 1394 قیمت چاپ سوم: 8000 تومان، 88 صفحه
مهرآذین بشیری‌راد

بعضی اوقات است که خواننده ترجیح می‌دهد داستان‌های کوتاه بخواند یا در شرایطی قرار دارد که خواندن داستان کوتاه را می‌طلبد. 
«زن در پیاده‌رو راه می‌رود» کتابی است که قاسم کشکولی در سی و پنج سالگی نوشته و مجموعه‌ای است از هشت داستان کوتاه. طولانی‌ترین داستان این مجموعه، یازده صفحه‌ای است و «بازگشت» نام دارد.
این داستان همان طور که از عنوانش  پیداست درباره مردی است که پس از سال‌ها و بعد از گرفتن مدرک پزشکی‌اش به شهر محل تولدش بازگشته، اما همه چیز در نظر او تغییر یافته. 
اما نکته مهم در این مجموعه داستان، تجربه‌گرابودن نویسنده است. نویسنده در هرکدام از داستان‌ها سبک متفاوتی را برای روایت انتخاب کرده مانند داستان «تقدیر آن‌ها را آورده بود اینجا تا بمیرند» که در آن، راوی هم سوم شخص و هم اول شخص است: «برگشته است. برگشتم. برگشته و روی ایوان خانه متروک قدیمی نشسته و به ‌دوردست، به گالیجارهای پیش رو نگاه می‌کند. به شالیزارهای پشت رو نگاه می‌کنم. به چه فکر می‌کند؟
برای چه بعد از این همه سال دوری به اینجا، به روستای پوسیده که همه فرزندانش را از دست داده، بازگشته است؟ آمده‌ام تا رازی را افشا، نه، حقیقتی را کشف کنم و بمیرم، همین.»
نویسنده در این مجموعه داستان، به ظلم‌هایی که در حق زنان می‌شود نیز نیم‌نگاهی داشته مانند داستان دوم مجموعه با نام «سرنوشت زنی که از دنده چپ من متولد شد» داستان زنی را بیان می‌کند که از طرف همسر و پدر مورد ظلم قرار گرفته است. 
این مجموعه داستان تصویرسازی‌های خوبی دارد و در بعضی اوقات خواننده را متعجب می‌کند. مثلا در داستان «نشان خانوادگی»، یک خانواده و یک پاسبان برای یک دزد دل می‌سوزانند و او را همراهی می‌کنند. 
در میان این هشت داستان، داستان‌های «افسانه بچه‌های زیتون» و «عصیان یک بزاز لنگرودی» هم در سبک روایی و هم در داستان، متفاوت و دلنشین هستند. از دیگر کتاب‌های این نویسنده نیز می‌توان به «ناهید»، «بازی، مهندس یک رمان» و «این سگ می‌خواهد رکسانا را بخورد» اشاره کرد.