printlogo


فقرا در تنگنای شکاف هزینه‌ و درآمدها
چرخه اقتصاد ایران بعد از دوره‌ای پرفرازوفرود، چند ماهی است سمت‌وسوی نظام‌یافته‌تری گرفته است. آرامش نسبی در بازار ارز حاکم شده، نرخ بیکاری و تورم نقطه‌به‌نقطه کمی کاهش یافته‌ و شاخص‌های عملکرد بازار سرمایه و از سرعت افتادن آهنگ رشد سریع قیمت‌ها نیز علائمی دال بر کاهش شدت التهابات دارند. اما در سطح خرد هنوز علائم و نشانه‌های رونق نمایان نشده است و این را داده‌هایی که مرکز آمار از نتایج طرح‌ آمارگیری از وضع دخل‌وخرج خانوارها منتشر کرده، تایید می‌کند. طبق این گزارش، شکاف منفی هزینه و درآمد در سه‌دهک کم‌درآمد مشهود است، دخل‌وخرج شش دهک بدتر شده، وضع‌ سه‌دهک پردرآمد بهبود یافته و...

فشار هزینه‌ها براقشار کم‌درآمد
بعد از یک دوره بحرانی، اقتصاد کشور وارد دوران بازسازی شده و در آستانه فصل رونق قرارگرفته است. مجامع و نهادهای بین‌المللی در ارزیابی‌های خود، چشم‌انداز انتظاری آینده اقتصاد ایران را مثبت می‌بینند و رئیس‌کل بانک مرکزی هم از رشد 4/0درصدی بخش غیرنفتی اقتصاد در بهار امسال نسبت به مدت مشابه سال97 خبر داده است. سالی که نه‌تنها اقتصاد تحولات پرنوسانی را پشت‌سر گذاشت، بلکه خانوارها هم برهه‌ای پرفشار را تحمل کردند. مرکز آمار می‌گوید، گرچه میانگین تراز مالی خانوارها در سالی که گذشت، مثبت بوده، توازن هزینه‌-درآمدی دهک‌های کمتربرخوردار در مقایسه با سال گذشته بدتر شده است. به این ترتیب که از میان 10دهک درآمدی، شش دهک در سال97 نسبت به دوره یک ساله قبل از آن، فشارهای بیشتری در زمینه مدیریت دخل‌وخرج خود تجربه کرده‌اند و تنها در سه دهک، اوضاع اندکی بهبود یافته است، وضع دهک پنجم تغییر خاصی نکرده و دو دهک نهم و دهم به دلیل اینکه عایدی بیشتری داشته‌اند، شکاف کمتری در دخل‌وخرج‌هایشان داشته‌اند. این یعنی تورم بالا و کسری نقدینگی ماهانه خانوار بیش از همه به اقشار و گروه‌های آسیب‌پذیر ضربه وارد کرده است. براساس این گزارش، اختلاف میزان درآمد و هزینه‌‌های خانوارها در سال97 نسبت به سال پیش از آن افزایش یافته است. محاسبات مرکز آمار حکایت از آن دارد که میانگین درآمد هر خانوار شهری در سال گذشته، 43 میلیون و 491 هزار تومان بوده و از آن‌ سو هم هزینه‌ها 39 میلیون و 323 هزار تومان بوده است. به عبارت دیگر، هر خانواده ایرانی شهری در طول هر ماه سه میلیون و 624 هزار تومان درآمد و سه میلیون و 277هزار تومان نیز خرجی داشته است. در میان روستائیان نیز هر خانوار روستایی در سال97 به ترتیب 23 میلیون و 311 هزار تومان درآمد و 21 میلیون و 447 هزار تومان هزینه داشته که معادل ماهانه یک میلیون و 943 تومان درآمد و یک میلیون و 787 هزار تومان هزینه است. گرچه در مجموع اختلاف مثبت درآمد و هزینه ماهانه هر خانوار شهری به‌طور میانگین در سال گذشته 347 هزار و 300 تومان بوده، اما نکته این است که این وضع در همه دهک‌های درآمدی صادق نیست. 
 
پردرآمد‌ها، برنده شکاف دخل‌وخرج
با وجود این آمارها یک نکته را باید گوشزد کرد. مثبت‌شدن میانگین کلی درآمد خانوارها لزوما حاکی از بهبود وضع خانوارها نیست، چراکه رشد مابه‌التفاوت‌ها در دهک‌های کمتربرخوردار از میزان رشد درآمدها کمتر است که به تعبیری، نشان‌دهنده کاهش مقدار سهم پول باقی‌مانده در مقایسه با سطح درآمدهاست. این موضوع به‌خصوص آنجایی مهم است که بدانیم وضع چهار دهک در شهرها و پنج دهک پایین درآمدی در نقاط روستایی نسبت به سال گذشته بدتر شده و تنها دهک‌های بالای درآمدی بوده‌اند که تجربه شکاف مثبت درآمد و هزینه داشته‌اند و از اثرات تورمی اقتصاد ضربه کمتری خورده‌اند. این بدان معناست که برنده واقعی سالی که تورم افسارگسیخته اقتصاد ایران را درنوردید، از منظر توازن دخل‌وخرج خانوارها، دهک‌های پردرآمد بوده‌اند. اختلافی که البته به بدترشدن ضریب جینی هم دامن زده است. گرچه بررسی روندهای دو سال گذشته نشان می‌دهد خانوارها چه در بخش شهری و چه در بخش روستایی، درآمدهای بیشتری از هزینه‌هایشان داشته‌اند، اختلاف درآمد و هزینه‌ خانوار در سال گذشته نسبت به سال قبل از آن، افزایش پیدا کرده است. متوسط درآمد کل سالانه خانوارهای شهری در سال گذشته نسبت به دو سال قبل از آن به‌طور تقریبی شش میلیون و ۷۰۰ هزار تومان افزایش داشته و از آن سو نیز رشد هزینه خانوارها در این بازه، شش میلیون و ۳۷۰ هزار تومان بوده که کمتر از میزان درآمدهاست. نتیجه این تفاوت در مقدار رشد درآمد و هزینه، افزایش مقدار مابه‌التفاوت درآمد و هزینه در سال97 نسبت به سال قبل از آن است. حال اگر با نگاهی دقیق‌تر آمار دخل‌وخرج خانوار را تحلیل کنیم، تصورمان از وضع خانوار به کل دگرگون می‌شود.
 
بهبود وضع خانوارها؟
نخست اینکه افزایش نسبت درآمد و هزینه خانوار حاکی از بهبود وضع خانوارها نیست. براساس شاخصی که مرکز آمار با نام «درصد مابه‌التفاوت به نسبت درآمد» در محاسبات خود آورده و اعداد آن را محاسبه کرده، اختلاف مثبت میانگین درآمد و هزینه مجموع خانوارهای شهری در سال‌های 95 تا 97 به ترتیب 2/10، 2/10 و 6/9درصد بوده و از آن طرف هم در میان روستائیان اختلاف رشد درآمدها به هزینه‌ها 3/11، 5/11 و 8درصد بوده است. این شاخص نشان می‌دهد مقدار سهمی که خانوارها در سال گذشته می‌توانسته‌اند پس‌انداز کنند از دو سال گذشته کمتر بوده است. یادآوری این نکته الزامی است که در حالت معمول مابه‌التفاوت درآمد و هزینه خانوار الزاما این معنا را نمی‌دهد که خانوارها درآمدهای اضافه بر هزینه‌های خود را پس‌انداز کرده‌اند. طبق تعریف رایج، پس‌انداز عبارت است از: بخشی از درآمدها که خرج نمی‌شوند، اما در تحلیل‌های کلان اقتصادی این برداشت ناقص است. مفهوم صحیح پس‌انداز در سطح کلان از نسبت تولید ملی و درآمدها فهم می‌شود. به این صورت که ایجاد درآمد معلول تغییر در سطح تولید کالا و خدمات است و به همین ترتیب خودداری از مصرف درآمدها، به‌معنای مصرف‌نشدن بخشی از کالا و خدمات تولید شده است. شکل متناظر چنین وضعی، اقدام به سرمایه‌گذاری درآمدهای اضافی خانوار است که از این طریق می‌توان معنای حقیقی پس‌انداز را فهمید. این مسئله را در ادامه می‌توان با شناسایی مدل رفتاری خانوار در موضوعاتی مانند هزینه‌های بیمه‌ای فهمید. به این صورت که در شرایط پرنوسان اقتصادی، سهم اقلام غیرخوراکی در بودجه خانوار آنچنان بالا می‌رود که سرپرستان خانوار، افزایش هزینه‌های خود را با کاستن از مخارجشان در برخی حوزه‌ها مانند بیمه‌های اجتماعی و درمانی جبران می‌کنند. مثال بارز این حالت، تجربه دو سال متفاوت 91 و 95 است که طبق آمارها خانوارها 2/2 و 3/4 درآمدهایشان را در بخش بیمه‌های اجتماعی سرمایه‌گذاری کرده بودند.
 
کوچک‌ترشدن سبد دهک‌های فقیر
شاخص دیگری که باید به بررسی دقیق‌تر پرداخت، سهم دهک‌های مختلف از افزایش شکاف درآمد و هزینه است. پرسش این است که آیا افزایش سطح درآمدها نسبت به هزینه‌ها به‌معنای بهترشدن اوضاع اقشار محروم و آسیب‌پذیر در دهک‌های بالایی است یا بهبود وضع دهک‌های پردرآمد منجر به چنین تغییراتی شده است؟ پاسخ، با تحلیل داده‌های دهک‌های مختلف در سال۹۶ و مقایسه آن با آمارهای سال۹۷ روشن‌تر می‌شود. بررسی تطبیقی داده‌های مربوط به دخل‌وخرج خانوار نشان می‌دهد در حالی که دو دهک درآمدی در سال96 کمتر از مخارجشان، درآمد کسب کرده‌اند، سال گذشته شکاف منفی درآمد و هزینه به دهک سوم نیز سرایت کرده است. توضیح اینکه در سال گذشته وضع شش دهک بدتر از سال قبل از آن شده و تنها وضع سه دهک بهبود یافته است که از قضا هر سه از دهک‌های بالای درآمدی بوده‌اند. نکته‌ای که در هر دو سال و میان تمام دهک‌ها تقریبا نمود بارزی دارد، این است که هرچه به سمت دهک‌های پردرآمدتر می‌رویم، از شکاف منفی درآمد و هزینه کاسته می‌شود و از دهک چهارم به بعد شکاف‌ها مثبت می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد در سه دهک درآمدی، مجموع مخارج‌ بیش از درآمدها بوده است. درواقع سه دهک پایین درآمدی در نقاط شهری به ترتیب 249 هزار تومان، 137 هزار تومان و 17 هزار تومان کسری درآمدی داشته‌اند. در مقابل نیز خانوارهای دهک‌های چهارم تا دهم به‌طور متوسط 55 هزار تومان، 172 هزار تومان، 205 هزار تومان، 320 هزار تومان، 390 هزار تومان، 807 هزار تومان و یک میلیون و 929هزار تومان بیشتر از هزینه سالانه‌شان درآمد داشته‌اند. اگر تفاوت سطح درآمد و هزینه خانوارها در دو سال اخیر را مقایسه کنیم مشاهده می‌کنیم سال گذشته شش دهک (دهک‌های اول تا چهارم، ششم و هشتم) نسبت به سال۹۶ وضعیت بدتری از لحاظ مابه‌التفاوت ریالی تجربه کرده‌اند و از آن سو نیز سه دهک پردرآمد، (دهک‌های هفتم، نهم و دهم) وضع بهتری داشته‌اند. بیشترین اختلاف مابه‌التفاوت منفی مربوط به دهک دوم بوده که میزان شکاف منفی درآمد و هزینه در آن تقریبا دو برابر شده است. در دهک سوم نیز تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد، وضع خانوارها نه‌تنها بهبود نیافته، بلکه تراز درآمد و هزینه برخلاف سال96 که مثبت 18درصد بوده، سال گذشته تغییر جهت داده و منفی 17درصد شده است. شکاف دخل‌وخرج برای دهک چهارم نیز با آنکه در هر دو سال مثبت بوده، سال گذشته تقریبا نصف شده است.
 
بهبود اوضاع دهک‌های میانی به بالا
در تحلیل یافته‌های مرکز آمار آنچه بارز است، بهبود اوضاع دهک‌های میانی به بالاست که البته نوسانات زیادی هم دارد. جز دهک پنجم که مابه‌التفاوت هزینه و درآمد آن تقریبا بدون تغییر بوده، در الباقی دهک‌ها، عموما درآمدها بیش از هزینه‌ها بوده است. این البته به‌معنای بهبود وضع این دهک‌ها هم نیست، چراکه برای نمونه درآمدهای خانوارهای دهک‌ ششم نسبت به هزینه‌ها حدود 13درصد کمتر شده و در دهک هشتم نیز شکاف درآمد و هزینه 25درصد بدتر شده است. دهک هفتم اولین دهکی‌ است که داده‌های مرکز آمار می‌گوید به‌طور معناداری وضع خانوارهای آن نسبت به سال قبل بهتر شده و شکاف مثبت دخل‌وخرج آن با 19درصد افزایش، از 60هزار تومان افزایش به 320هزار تومان رسیده است.  در نهایت به دو دهک آخر یا مرفه می‌رسیم که تغییرات مابه‌التفاوت مثبت دخل‌وخرج آن‌ها به ترتیب 5/4 و 3/45درصد بوده است. به این ترتیب دهک دهم را باید تنها دهکی دانست که خانوارهای آن جهشی چشمگیر در درآمد و هزینه‌های خود داشته‌اند. برای فهم چرایی این تفاوت معنادار شکاف‌های مثبت و منفی‌ دهک‌ها باید به اثرگذاری متغیرهای مداخله‌گر ثانویه توجه کرد. در واقع بحث این است که شیوه‌های کسب درآمد ثروتمندان با گروه‌های کمتربرخوردار از اساس متفاوت است. براساس آخرین داده‌های مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که مربوط به سال96 است، حدود 4/34درصد درآمدهای خانوارها در مناطق شهری از مشاغل مزد و حقوق‌بگیری به‌دست آمده، 1/16درصد از مشاغل آزاد و 5/49درصد از محل درآمدهای متفرقه تامین شده است. به‌طور معمول درآمد‌های دهک‌های بالایی برعکس دهک‌های پایینی که وابستگی‌شان به مشاغل مزد و حقوق‌بگیری بالاست، از طرق دیگر نظیر افزایش ارزش اموال و دارایی‌ها به‌دست می‌آید. یعنی همان حوزه‌هایی که در شرایط تورمی بیشترین سود را نصیب مالکان آن‌ها می‌کند. طبیعی است که در شرایط تورمی، اختلاف سرعت رشد درآمدها متناسب با رشد قیمت‌ها و هزینه‌ها نیست و به همان میزان که ممکن است از قدرت تامین‌کنندگی مشاغل مزد و حقوق‌بگیری کم شود، سهم‌بری درآمدهای خانوار به‌خصوص در دهک‌های پایین نیز از این مشاغل کاهش یابد و جبران هزینه‌ها دشوارتر ‌شود که خود زنگ خطری جدی از سقوط درآمدی خانوارهای فقیر است.