printlogo


رنگ جام: موقتا زرد
پیش‌بینی قهرمان لیگ امسال بعد از دو هفته به جوک شبیه است. تجربه نشان داده، عیار اصلی تیم‌ها را باید در نیم‌فصل دوم سنجید، نه در پایان هفته دوم لیگ. با این حال تحلیل‌کردن عملکرد تیم‌های مدعی لیگ کمی تا قسمتی امکان‌پذیر است و می‌توان توصیف مختصری از کیفیت نمایش تیم‌ها ارائه کرد. بعد از سه قهرمانی پیاپی پرسپولیس در دوران طلایی برانکو، فصل نقل‌وانتقالات امسال پرشورتر و غلیظ‌تر از سال‌های قبل خاتمه یافت و استقلال، سپاهان به‌خصوص تراکتور با توپ پُر به لیگ نوزدهم قدم گذاشتند تا به سلطه سه ساله سرخ‌ها در لیگ پایان دهند. با این رویکرد نگاهی می‌کنیم به عملکرد مربع مدعیان لیگ امسال در دو هفته ابتدایی لیگ 99-98.

استقلال
بدترین عملکرد در بین چهار مدعی از آنِ تیمی بود که انتظار می‌رفت فصل را توفانی آغاز کند. بعد از فجایع مدیریتی و اتفاقات ناخوشایندی که پارسال در استقلال افتاد، به نظر می‌رسید با انتخاب زودهنگام یک مربی مطرح و بستن تیمی یک‌دست، شاهد حضور استقلال باطراواتی در میدان باشیم، اما تیرمان به سنگ خورد و با تیمی روبه‌رو شدیم که هنوز هویتش در درون زمین را پیدا نکرده و فاقد انسجام تاکتیکی است. استقلال استراماچونی، شکننده و آسیب‌پذیر نشان داده و مهم‌تر از همه اینکه انگار برای هیچ‌کدام از خطوطش برنامه یا وظیفه‌ مناسبی تدوین نشده. آبی‌ها البته در هر دو دیدارشان مستحق شکست نبودند و هر از گاهی موقعیت‌های خطرناکی روی دروازه حریفان ایجاد کردند، ولی تعداد اشتباهات خطوط مختلف این تیم بالا بود و همین اشتباهات در دو بازی پیاپی، کار دست تیم داد. قطعا بخش مهمی از این اشتباهات و عدم تمرکز مدافعان و مهاجمان این تیم ناشی از شرایطی است که بر باشگاه حاکم شده. استراماچونی در همان ابتدای فصل مهم‌ترین حامی‌اش در باشگاه (خطیر) را از دست داد و حالا نسبت به آینده‌اش مردد و نگران است و همین تشویش به تیم هم سرایت کرده. خوردن دو گل در واپسین دقایق بازی مقابل ماشین‌سازی و فولاد و از دست دادن 5 امتیاز در این دقایق، حاکی از وجود تشویش در درون تیم است. آرامش و تمرکز تنها در شرایطی به تیم بازمی‌گردد که وضعیت مدیریتی سروسامان پیدا کند. تجربه ثابت کرده، مفت از دست‌دادن امتیازات در هفته‌های ابتدایی، در واپسین هفته‌های لیگ یقه تیم‌ها را بدجوری می‌گیرد و در آستانه کسب جام نقره‌داغ‌شان می‌کند. شیشه عمر استراماچونی حالا در دستان کالدرون است و اگر آبی‌ها بازنده دربی باشند، به احتمال زیاد «ماچو» با باشگاه خداحافظی می‌کند. 
 
پرسپولیس
پرسپولیس کالدرون هنوز خیلی قابل‌شناسایی نیست. شاکله این تیم البته نسبت به فصل پیش تغییر خیلی زیادی نکرده و حدود 50درصد از بازیکنان این تیم، سه‌سال است که در کنار هم توپ می‌زنند و شناخت آن‌ها از هم باعث شده تا عدم شناخت کالدرون نسبت به تیمش خیلی برای تیم دردساز نشود، لذا به نظر می‌رسد چیزی که در این دو هفته از پرسپولیس دیدیم، بیشتر دستپخت همان آشنایی چندساله بازیکنان از هم بوده تا حاصل تفکرات کالدرون. پرسپولیس همچنان «برانکویی» بازی می‌کند؛ مقتصد و محتاط. نمایش اول سرخ‌ها در بازی افتتاحیه لیگ مقابل پارس جنوبی خیلی بد نبود. شاید بارزترین تفاوت بین پرسپولیس امسال و سال قبل، تاکید ویژه کالدرون بر سود بردن از یکی از مهم‌ترین عناصر هجومی فوتبال مدرن است: وینگرها. او به وینگرهای تیمش، آزادی عمل بیشتری داده و روی‌شان حساب باز کرده است. با توجه به این تاکتیک، امسال وحید امیری و مهدی ترابی فرصتی عالی برای درخشش دارند و بار گل‌زنی از روی دوش علیپور برداشته می‌شود.. حرکات عالی ترابی در سمت چپ در بازی با پارس، بارها دفاع این تیم را به‌هم ریخت و سرانجام با یک حرکت ترکیبی خوب، به یک گل تماشایی منجر شد. از طرفی وحید امیری هم بعد از یک فصل ناکامی محض در ترکیه، حالا رقبای مهمی در تیم ملی دارد و برای تثبیت جایگاهش در تیم ملی مجبور به درخشش است. رقبای آتی پرسپولیس این فصل باید مراقب وینگرهای این تیم باشند.
 
تراکتور
راستش بعد از آن ریخت‌وپاش‌های عجیب زنوزی در خرید بازیکن، انتظارمان از تراکتور کمی بالاتر بود. دنیزلی مربی کاربلدی است که هم میل به هجوم دارد، هم با فوتبال ایران به‌خوبی آشناست، اما تراکتور معضل بزرگی دارد؛ تعداد بازیکنان جدید تیم زیاد است و هماهنگ‌کردن این بازیکن‌ها با قدیمی‌های تیم، کار زمان‌بری است. بازی تراکتور و نفت مسجد سلیمان قطعا بی‌کیفیت‌ترین و غیرفنی‌ترین بازی لیگ تا این‌جای کار بوده و استخراج نکات فنی قابل تحلیل از دل آن واقعا دشوار است. نمایش تراکتور در دیدار اول شبیه تیم‌های منتخب جهان یا منتخب اروپا بود. به این معنی که تعداد زیادی ستاره بدون تاکتیک و برنامه خاصی کنار هم قرار گرفته بودند و صرفا براساس چیزی که در طول سال‌ها از فوتبال آموخته بودند بازی می‌کردند! در بازی دوم مقابل پرسپولیس، اما نمایش تراکتور امیدوارکننده‌تر بود. در روزی که وحید امیری در زمین گم بود و تلاش‌های ترابی به‌جایی نمی‌رسید، دنیزلی با تاکتیک هوشمندانه‌ای به جنگ همتای آرژانتینی‌اش رفت: شوت از راه دور به دروازه بیرانوند. بیرانوند شوت‌گیر شش‌دانگی نیست و دنیزلی هم که می‌دانست نفوذ به بهترین خط دفاع سه فصل اخیر فوتبال ایران کار راحتی نیست، «شوت‌زنی» را در دستورکار تیمش قرار داد و سرانجام با یکی از همین شلیک‌ها به گل رسید و مهم‌ترین بازی فصل تیمش را با پیروزی پشت‌سر گذاشت. دنیزلی وعده داده تراکتور واقعی را باید از هفته پنجم تماشا کرد. باید دید مصطفی پاشا می‌تواند اشتیاقش به انجام بازی هجومی و تماشاگرپسند را در تبریز هم شکوفا کند یا نه.
 
سپاهان
برسیم به اصل قضیه. سپاهان تا اینجا حریص‌ترین و باطراوت‌ترین تیم لیگ بوده. آن‌ها در فصل نقل‌وانتقالات خیلی آتش‌بازی به راه نینداختند و خریدهای‌شان هوشمندانه و کاملا منطبق با نقاط‌ضعف تیم بود. قلعه‌نویی به‌عنوان پُرافتخارترین مربی تاریخ لیگ، تیمی باانگیزه و یک‌دست ساخته. نمایش زردقناری‌ها در بازی اول مقابل شاهین در گرمای طاقت‌فرسای بوشهر، تحسین‌برانگیز بود. آن‌ها سراسر حمله بودند و بخت با شاهین یار بود که فقط سه بار دروازه‌اش باز شد. حرکات ترکیبی سپاهانی‌ها چشم‌نواز و میل این تیم به هجوم مثال‌زدنی بود . پیروزی خفیف سپاهان در بازی دوم برابر ماشین‌سازی هم منصفانه نبود، چراکه اگر مهاجمان تیم در زدن ضربات آخر به اندازه بازی اول دقت داشتند، قطعا بلایی که سر شاهین آمد سر ماشین‌سازان هم می‌آمد، گویی اینکه حامد لک‌ یک ضربه پنالتی زردها را هم مهار کرد تا تبریزی‌ها با همان یک گل، اصفهان را ترک کنند. وضعیت درونی باشگاه استقلال اسفناک است. تیم کالدرون بعد از سه قهرمانی، بی‌انگیزه به نظر می‌رسد. تراکتور ممکن است از حضور پرتعداد ستاره‌ها ضربه بخورد، اما سپاهان این وسط هیچ‌کدام از این ضعف‌ها را ندارد و با انگیزه و ثبات زیادی پا به میدان گذاشته است. رنگ جام فعلا زرد است و باید دید بقیه اضلاع مربع مدعیان در ادامه چه خواهند کرد.