printlogo


لبخند بزن! این یک دستور است
بهاره اسلامی

۱- همین چند ماه پیش، یعنی زمانی که آدم‌ها از گوشه‌گوشه دنیا چمدان‌هایشان را برای سفر به روسیه می‌بستند تا مسابقات جام‌جهانی را از نزدیک ببینند، روس‌ها برای نشاندن لبخند روی چهره‌شان به هر دری می‌زدند. برنامه‌ریزان این رقابت‌ها حدس می‌زدند که بیشتر از یک‌میلیون نفر برای تماشای بازی‌های جام‌جهانی به این کشور سفر کنند و معتقد بودند که مردم روسیه، باید میزبان‌های خوشحالی برای مسافران شاد جام‌جهانی باشند.
حاصل این برنامه‌ریزی‌ها، کلاس‌های آموزش لبخند بود. روس‌ها تا قبل از رسیدن مهمان‌هایشان باید لبخندزدن را یاد می‌گرفتند تا در خیابان‌ها، چهره مهربان و خوشحالی از این کشور را به نمایش بگذارند. واقعیت این بود که روس‌ها عادت به لبخندزدن در ملأعام نداشتند و به همین دلیل هم مسافران پیشین این کشور، معتقد بودند که روس‌ها با مهمان‌هایشان مهربان نیستند.
پیش از آغازشدن این طرح، گردشگری ادعا کرده بود که پلیس او را در خیابان متوقف کرده و دلیلش هم لبخندزدن این مسافر بوده است. انگار تا قبل از روانه‌شدن چند صدهزار مسافر به روسیه برای تماشای این رقابت‌ها، یک لبخند ساده در خیابان، رفتاری عجیب به نظر می‌رسید و مشکوک تلقی می‌شد.
۲-در سالن انتظار آموزشگاه نشسته‌ام. یکی از مراجعان از تجربه بوتاکسی که در پیشانی‌اش تزریق کرده، حرف می‌زند و از اینکه حالا اگر هم بخواهد، امکان اخم‌کردن  ندارد. به خودم فکر می‌کنم که یک سال قبل، با اخمی که در چهره‌ام ماندگار شده بود می‌خواستم پیامی را به همکارهای ناسازگارم برسانم. حالا بیشتر از 10ماه است که آن‌ها را ندیده‌ام و خط اخم میانِ دو ابرویم، هنوز در آینه، من را به‌یاد روزهایی می‌اندازد که میانه‌ای با خوشحالی و لبخند نداشتم.
۳-به عکس مسافر خندان اروپایی که تصادفی در یک وب‌سایت دیده‌ام و به لبخند محو میزبان روسی که کنارش ایستاده نگاه می‌کنم. دستم را میان دو ابرویم می‌گذارم تا رد اخمی که روی صورتم ماندگار شده را احساس کنم. به این فکر می‌کنم که شاید برای خوشحال‌تربودن هم به یک فرمول خاص نیاز داریم. شاید گاهی نیاز داریم که کسی خندیدن را به ما یادآوری کند یا برایمان دستور خنده بر لب داشتن را صادر کند. شاید نیاز داریم کسی یادمان بیندازد که مردم این شهر، همسایه‌هایمان یا مسافرهایی که در تعطیلات راهشان را به سمت این خیابان‌ها کج کرده‌اند، بهانه‌هایی برای چند لحظه لبخند زدنمان هستند. 
بهانه‌هایی برای کم‌رنگ‌کردن خط اخمی که گاهی بی‌اختیار روی پیشانی‌مان می‌نشیند و بدون آنکه از غم‌های امروزمان چیزی بگوید، راه را روی خوشحالی ما، خوشحالی کسانی که چشم‌درچشم ما دوخته‌اند می‌بندد.