تابلوی «کارگاه صنایعدستی باباعلی» چسبیده روی سردر خانه یکی از خیابانهای روستای سعیدآباد گلپایگان. تابلویی که در این روستا غریب و حتی عجیب به نظر میرسد. روستای سعیدآباد از قدیمالایام کشاورزیاش زبانزد خاص و عام بوده، اما در سالهای اخیر بیشتر زمینهای کشاورزی مردم گرفتار خشکسالی شده است. این روزها هم تنها کارخانههای پتروشیمی در آنجا کارآفرینی میکنند. کارخانههایی که عایدیشان برای مردم تنها انواع آلایندگیهاست.
حالا زنوشوهری از اهالی گلپایگان که اتفاقا سالیان طولانی است ساکن تهران هستند به این فکر افتادند که دستبافتههای سنتی این شهر کهن را دوباره زنده کنند. آنها برای اجراییکردن تصمیمشان راهی سعیدآباد شدند. کاری پُر از فرازونشیب با خطرپذیری بسیار بالا. اما آنها توانستند بیشتر این مصائب را پشتسر بگذارند و امیدوارند چشمانداز روشنی پیش رویشان داشته باشند.
چالش بزرگ
«ما ساکن تهران بودیم و دور از گلپایگان. وقتی به این فکر افتادیم که دستبافتههای گلپایگان را زنده کنیم اول برای خودمان باورپذیر نبود. با چالشهای متعددی روبهرو بودیم. چه زمانهایی به گلپایگان برویم؟ چگونه طرحهای اصیل را پیدا کنیم؟ چگونه علاقهمندان را جلب کنیم؟» اعظم تقوایی، چهرهای مصمم و امیدوار دارد، بهیاد آن روزها که میافتد، لبخند میزند: «ما کارمان را در روستای سعیدآباد شروع کردیم، اما باورتان نمیشود وقتی اینجا آمدیم تازه متوجه شدیم که تقریبا همه کسانی که طرح و نقشهای اصیل و قدیمی را میدانستند فوت شدهاند و کمتر کسی آگاهی از دستبافتههای اصیل دارد.»
خانم تقوایی که به امید احیای طرحهای قدیمی به روستای سعیدآباد آمده است با چالش بزرگی روبهرو است و سوال اصلیاش این است: «طرحها و نقشهای اصیل گلپایگان چه هستند؟»
او برای اینکه بتواند از پس این مشکل برآید باید ابتدا از پژوهشها و استادان این حوزه استفاده میکرد. مرحله بعد جلب علاقهمندان و کسانی بود که نیاز به شغل داشتند. زنان سرپرستخانوار بیشترین کسانی بودند که اظهار علاقه میکردند تا بافت فرش و گلیم و گبه را یاد بگیرند. اما مشکل بعدی این بود که این افراد علاقهمند اصلا اطلاعاتی در مورد بافت فرش یا سایر دستبافتههای اصیل نداشتند.
بیداری توانمندی
گام بعدی اعظم تقوایی و همسرش حسین مهراسبی این بود که بتوانند کلاسهای آموزشی برای این زنان بگذارند. در ابتدا تعداد علاقهمندان کم بود، اما با آمدن هنرمندان برای آموزش دستبافتههای اصیل، تعدادشان روزبهروز بیشتر میشد و آنها در اتاقهای بیشتری دارقالی برپا میکردند. اکنون بیش از 25نفر هستند که بعد از گذراندن دورههای آموزشی در این کارگاه مشغول کار شدند. یکی از این زنان از روزهای اولی که به این کارگاه برای آموزش آمده است، میگوید: «اوایل فکر نمیکردم که بتوانم اصلا فرش ببافم، اما اینجا به من این امیدواری را دادند که میتوانم. حالا حال خوبی دارم. اینکه با نخها و رنگها کار میکنم حالم را بسیار بهتر کرده است.» او که تا پیش از این ناامید بود، به توانمندیهایش اعتماد پیدا کرده و توانسته گلیمهایی با طرحهای ذهنی بسازد و این مسئله روحیه او را متحول کرده است. حالا در کارگاه «باباعلی» زنان توانمندی هستند که به رنگها و نخها و طرحهای ذهنیشان ایمان آوردند و میتوانند گلیمشان را از آب بیرون بکشند. آنها به همدیگر کمک میکنند تا بتوانند بیشتر ببافند، با اینکه درگیریهای بسیاری دارند و باید هم امور خانهشان را سروسامان دهند و هم سر ساعت خودشان را به کارگاه برسانند. با این حال طرح و رنگهای اصیل و بافت روزانه، روحیه بسیاری داده است. حالا آنها میتوانند هم اقتصاد خانواده را تامین کنند و هم تولیدات زیبایی داشته باشند.
در انتظار حامی...
این زنان بعد از گذراندن مراحل آموزشی حالا میتوانند برای خودشان فرش و گلیم و گبه ببافند. طرح و نقشهای متنوعی در دسترس آنهاست که بتوانند زندگیشان را رنگ دیگری بدهند. خانم تقوایی میگوید: «ایده اصلی ما احیای صنایعدستی اصیل گلپایگان بود حالا توانستیم برای زنان خانهدار شغل هم ایجاد کنیم.»
خانم تقوایی تلاش میکند کلاسهای آموزشی مداومی برای زنان روستای سعیدآباد بگذارد تا آنها با روشهای متنوعی آشنا شوند و محصولات بیشتری تولید کنند.
با این حال مشکلات بسیاری هم بر سر راهشان است. بازار دستبافتهها بهشدت رقابتی است و اگر کار متفاوتی با نخهای باکیفیت تولید شود قیمت بالاتری پیدا میکند:«ما به سختی توانستیم وارد بازار رقابتی شویم. هیچ حمایتی از ما نمیشود. با این حال کارگاه سرپا مانده و آنها امیدوارند بتوانند چشمانداز روشنی داشته باشند و بازار فروششان بیشتر و بیشتر شود.»