printlogo


یــادبــود
با سارکومی در ریه‌هایش...
رضا جمیلی

یکی از طولانی‌ترین مرگ‌های سینمایی، مرگ ویلیام بلیک در شاهکار جیم جارموش، فیلم مَرد مرده، اتفاق افتاده است. بلیکِ شاعرمسلک، یک حسابدار مبادی‌آداب در همان یک‌سوم ابتدایی فیلم با گلوله‌ای در قلبش تبدیل به کاراکتری می‌شود که مرگش را تا پایان فیلم، زندگی می‌کند. زندگی با مرگی که در سینه دارد، او را از جهان پیشین‌اش جدا و متصلش می‌کند به جهانی ماورایی که در آن ناممکن‌ها ممکن می‌شود؛ جهانی که قهرمان اصلی آن، مردی با گلوله‌ای در سینه است. مردی که باور کرده رو به آرامشی روشن در حرکت است و در این راه با ناملایمات دنیا و بدی‌ها و کجی‌ها و ناراستی‌ها، مطمئن‌تر و شجاعانه‌تر از همیشه می‌تواند دربیفتد؛ مردی که معناهای تازه‌ای از زندگی را می‌بیند و کشف می‌کند؛ مردی که می‌تواند سفر زندگی را با تاثیرگذاری بیشتری به پایان برساند؛ مردی که مرگ را به سخره گرفته و برای تغییر، برای تزریق شاعرانگی درونش به جهان پیرامونش، منبعی سرشار شده است...
مهدی شادمانی، همکار و دوست ورزشی‌نویس «آتیه‌نو» که همین دیشب از میان ما رفت با روشی مشابه، سرطانی که در بدن داشت را به سخره گرفته بود. درست از همان روزی که برادرخانمش به همراه دو همکار دیگر ما از تحریریه «آتیه‌نو» راه افتادند مطب دکتر مدنی تا دکتر به آن‌ها بگوید که مهدی سرطان سارکوم دارد، سارکومی که متاستاز کرده و آب پاکی را روی دستشان بریزد که سارکوم درمان ندارد! او در سه سال گذشته، فارغ از همه پیش‌بینی‌ها و ناامیدی‌هایی که سرطان‌های بدخیم در دل خود پنهان و آشکار دارند، راه خودش را رفت. از زیبایی‌ها و از جهان ماورایی‌اش گفت، با لوله‌هایی در بدن، روی تخت بیمارستان توس، روی تخت بیمارستان خاتم‌الانبیا، روی تخت آپارتمانی در چیتگر، از دریچه ذهن‌ زیبایش و با واژه‌های دقیق و حساب‌شده‌اش؛ درباره فوتبال، سریال، سینما، سیاست و زندگی حرف می‌زد و تحلیل می‌کرد. او سارکوم را دست انداخته بود.  
مهدی با لوله‌ای در پهلویش، با بدن تحلیل‌رفته‌اش، با مکث‌هایی دردناک در کلامش، از فصل پایانی «بازی تاج و تخت» دفاع می‌کرد، ترکیب برانکو در بازی‌های آخر فصل گذشته را بی‌عیب می‌دانست و از پیچش موی سیاست خارجی ایران در منطقه می‌گفت. مهدی یک روزنامه‌نگار بود. جزئیات را می‌دید، ربط و اتصال آن‌ها با هم را ردگیری می‌کرد و اتفاق‌ها را در یک جهانِ‌ به‌هم‌پیوسته در نوشته‌ها و تحلیل‌هایش به تصویر می‌کشید.  مهدی رفته و من به این فکر می‌کنم که نظرش در مورد باخت پرسپولیس برابر تراکتور چیست؟ به اینکه از جونیور براندائو برای ما مهاجم گلزن درمی‌آید یا نه؟ و اینکه چقدر جایش در صفحه 15 آتیه‌نو خالی است... جایی که آخرین تحلیل‌هایش را آنجا نوشت.