printlogo


گفت‌و‌گو با باب اسمیت وکیل مدافع جنایی
دروغگوها ناراحتم می‌کنند

خب باب، از چه زمانى شروع به کار در حوزه حقوق جزا کردید و چرا این حوزه؟
من در سال ١٩٨٨ بعد از گرفتن مدرک خود، به‌عنوان یک وکیل شروع به کار کردم و از سال ١٩٩٥ به‌صورت متمرکز در حقوق جزا مشغول شدم. من از روى اضطرار وارد این کار شدم. بعد از گرفتن مدرکم در سه آژانس دولتى به‌عنوان وکیل در حوزه کشاورزى و طبیعت کار می‌کردم. آن زمان جوان بودم و بى‌دغدغه. در سال ١٩٩٤ ازدواج کردم و صاحب دو فرزند شدم. حقوق ماهیانه کارمندى دیگر جواب‌گو نبود. وام کوچکى گرفتم و دفترى خریدم. از هر موردى که پیش مى‌آمد استقبال می‌کردم و موارد جزایى و خانوادگى، بیشترین تعدد را داشتند.
 
معمولا در هر زمان چند ارباب‌رجوع دارید و زمان‌بندی روزانه‌تان در روز معمولی چگونه است؟
معمولا پنج روز در هفته در دادگاه هستم و به‌طور متوسط هر روز با بیست نفر از موکلانم در ارتباطم. من ساعت ٨:٣٠ وارد دفتر می‌شوم و پیام‌هایم را چک می‌کنم. از ساعت ٩ تا ١٠، پرونده‌هایى که وکلاى همکارم برایم فرستاده‌اند بررسى می‌کنم تا براى ارائه در دادگاه آماده شوم. سپس در دادگاه مشغول پیش بردن کار موکلانم، مانند انجام کارهاى ادارى آن‌ها براى خروج از زندان یا مشاوره دادن هستم. از ساعت دوازده تا یک ظهر به خودم استراحت می‌دهم  تا سرم داغ نکند و دیوانه نشوم! از ساعت یک تا چهار با قاضى‌ها در ارتباطم که امضاهاى لازم براى پرونده‌هاى مختلف را جمع‌آورى کنم و از ساعت ٥ به بعد هم مشغول مطالعه پرونده‌ها و بررسى حقایق آن هستم.
 
چگونه راضى می‌شوید وکالت مجرمان را برعهده بگیرید؟ 
به‌راحتى! اکثر افرادى که ما با آن‌ها سروکار داریم، انسان‌هاى شرورى نیستند، بلکه افرادى نسبتا معمولى‌اند که به‌دلیل مشکلاتى مثل اعتیاد به موادمخدر، الکل، روابط بد یا عدم سلامت روان، تصمیم‌های اشتباهى می‌گیرند که منجر به شکستن قوانین می‌شود. بعضى از آن‌ها هم افراد نرمالى هستند که براى مدت کوتاهى احمق می‌شوند و دست به کارهاى عجیب‌وغریبى می‌زنند. در صورت مواجهه با افراد شرور، سعى می‌کنم بهترین خودم باشم و امیدوار می‌مانم که تیم حقوقى مقابل من بتواند با قدرت، به آشکارسازى حقایق بپردازد.
 
کدام قسمت شغل خود را می‌پسندید؟
جواب این سوال بسیار آسان است. تمامى افرادى که در سیستم حقوقى مشغول به کار هستند می‌دانیم که با سخت‌ترین مشکلات درگیر هستیم و نیازى نیست تا بیشتر از این شرایط را براى خودمان و دیگران سخت کنیم، در نتیجه همه با هم بسیار دوستانه رفتار می‌کنیم. در عین حالى که نظرات متفاوتى در مورد بعضى موارد داریم.
 
در کار خود چه چیزى را کمتر می‌پسندید؟
دروغگوها! من با فردى که صادقانه می‌گوید «بله، من سه بار به او با چاقو ضربه زدم» مشکلی ندارم، ولى افرادى را که می‌گویند «ببینید، من در گوشه‌اى گیر افتاده بودم و او هفتاد و سه بار از پشت به سمت چاقوى من دوید» نمی‌توانم تحمل کنم.