printlogo


یک گام در راه تحقق توزیع عادلانه پزشکان در کشور
برای صدها هزار کنکوری رشته تجربی که آرزوی پزشک‌شدن را در سر می‌پرورانند، تصویب دو فوریت طرح افزایش دوبرابری ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی در مجلس، خبر خوشی است که می‌تواند مسیر تحقق رویای آن‌ها را تسهیل کند، البته این طرح هنوز به تصویب نهایی مجلس و شورای نگهبان نرسیده و به نظر می‌رسد با موافقت‌ها و مخالفت‌های شدیدی که وجود دارد، راه زیادی تا به سرانجام رسیدن خواهد داشت. امسال حدود 637هزار نفر در کنکور رشته تجربی شرکت کردند، در حالی که کل ظرفیت پزشکی کنکور98، در سه رشته پرطرفدار پزشکی، دندان‌پزشکی و داروسازی، حدود هشت هزار و 700 نفر در دانشگاه‌های دولتی و حدود 800نفر در دانشگاه آزاد اسلامی است. بین این خیل‌عظیم کنکوری‌های رشته پرطرفدار تجربی، امسال فقط سه هزار و 643 نفر به‌عنوان دانشجوی رشته پزشکی در دانشگاه‌های دولتی روزانه پذیرفته می‌شوند. سازمان سنجش می‌گوید در کنکور امسال، ظرفیت پذیرش دانشجویان پزشکی در دانشگاه‌های دولتی روزانه به نسبت سال قبل، حدود 79نفر افزایش یافته است، اما منتقدان معتقدند که با این شکل از افزایش قطره‌چکانی ظرفیت پذیرش رشته پزشکی، نمی‌توان مشکلات کمبود پزشک در مناطق مختلف کشور را حل کرد. در این میان البته برخی کارشناسان هم اجرای نظام ارجاع و برنامه پزشک‌خانواده را بسترساز بهبود دسترسی آحاد جامعه به خدمات سلامت و توزیع متناسب خدمات در همه نقاط کشور می‌دانند.
امین جلالوند

استدلال مخالفان: کمبود پزشک نداریم، سیستم توزیع مشکل دارد
عمده موافقان افزایش ظرفیت رشته پزشکی، نمایندگان مجلس هستند که برخی از آن‌ها اعتقاد دارند اگر ظرفیت پذیرش رشته پزشکی، دوبرابر شود، این اتفاق هم به کمبود پزشک در مناطق محروم خاتمه می‌دهد و هم موجب شکسته‌شدن انحصار پزشکان می‌شود. در مقابل، سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت را باید مخالف سرسخت افزایش دوبرابری جذب دانشجویان پزشکی دانست. به اعتقاد آ‌ن‌ها، افزایش دوبرابری ظرفیت پذیرش دانشجویان پزشکی، تاثیری در رفع مشکل کمبود پزشک در مناطق محروم ندارد و فقط مشکلات را تشدید می‌کند. چند روز قبل، سعید نمکی، وزیر بهداشت نیز به صراحت اعلام کرد: «به‌عنوان وزیر بهداشت، به دوستان خودم در مجلس، به‌ویژه کمیسیون بهداشت و درمان اخطار می‌دهم که طرح افزایش دوبرابری ظرفیت پذیرش دانشجویان پزشکی، به جز افزایش جمعیت پزشکان بیکار، حاصل دیگری نخواهد داشت.» نمکی بر این باور است که ما در کشورمان مشکلی به اسم کمبود پزشک نداریم، بلکه سیستم توزیع پزشکان در مناطق مختلف کشور مشکل دارد. او تاکید می‌کند: «هم‌اکنون حدود ۵۵هزار دانشجوی پزشکی در کشور داریم و سالانه حدود هفت هزار دانشجوی پزشکی نیز فارغ‌التحصیل می‌شوند. تا حدود چهار سال آینده نیز مشکل پزشک در مناطق محروم برطرف خواهد شد. بنابراین در این شرایط من به‌عنوان وزیر بهداشت تاکید می‌کنم که ما کمبود پزشک نداریم. البته ممکن است در برخی نقاط کشور مشکلات خدمت‌رسانی وجود داشته باشد که آن هم به‌دلیل توزیع نامناسب پزشکان است.» از سوی دیگر، محمدرضا ظفرقندی، رئیس سازمان نظام پزشکی کشور هم ضمن انتقاد جدی از طرح اخیر مجلس، خاطرنشان می‌کند: «افزایش دوبرابری دانشجویان رشته‌های پزشکی، هزینه ٨٠هزار میلیارد تومانی را در پی خواهد داشت که اگر این اعتبارات و امکانات فراهم نشود، شاهد سقوط سطح سلامت  خواهیم بود.» او با اشاره به افزایش حدود ۱۱۷درصدی تعداد دانشجویان پزشکی از سال۸۸ تا ۹۷ تاکید می‌کند: «به‌جای افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی، باید توزیع پزشکان در کشور عادلانه باشد. ما اکنون ١٣٩هزار پزشک عمومی، متخصص و فوق‌تخصص داریم، اما توزیع آن‌ها در کشور عادلانه نیست، بنابراین باید برای مناطق محروم، امکانات و سرانه ویژه ایجاد شود و حتی از ظرفیت بومی استفاده کنیم، اما اکنون تنها ٣٠درصد از ظرفیت‌ پذیرش دانشجویان پزشکی، بومی است.» عمده مخالفان این طرح تاکید دارند که در صورت افزایش دوبرابری ظرفیت پذیرش دانشجویان پزشکی، کیفیت درمان نیز افت پیدا می‌کند و مشکلات مالی دانشگاه‌های علوم پزشکی نیز چندین برابر می‌شود.
 
رفع کمبود پزشک در مناطق محروم، دغدغه موافقان طرح
اگر موافقان طرح افزایش دوبرابری ظرفیت جذب دانشجویان پزشکی بتوانند حرفشان را در مجلس و شورای نگهبان به کرسی بنشانند، آن وقت باید انتظار داشت که در کنکور سال99، شاهد افزایش چشمگیر تعداد دانشجویان پزشکی خواهیم بود. حمایت میرزاده، سخنگوی کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس، از جمله موافقان افزایش دوبرابری ظرفیت دانشجویان پزشکی است که معتقد است، برخلاف اظهارات متولیان نظام سلامت، کمبود پزشک به‌خصوص در مناطق محروم به‌شکل جدی وجود دارد. در برخی روستاهای کشور، هیچ پزشک متخصصی وجود ندارد و حتی پزشک عمومی هم خیلی اوقات به‌صورت ماهانه به بسیاری از روستاهای مناطق محروم کشور سرکشی می‌کند که این شرایط اصلا زیبنده کشور نیست. او تاکید می‌کند: «طی 30 سال گذشته، تعداد دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور پنج برابر شده، اما تعداد دانشجویان پزشکی چنین افزایشی نداشته است. همچنین باید در نظر داشت که به‌طور کلی نباید صرفا وزارت بهداشت، متولی افزایش ظرفیت پزشکان باشد، زیرا این وزارتخانه در حوزه پزشکی، انتفاع دارد، بنابراین نباید تنها مرجع تصمیم‌گیرنده در حوزه افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی باشد.»  علیرضا سلیمی، عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز تصریح می‌کند: «افزایش دوبرابری ظرفیت پذیرش پزشکی، قطعا به نفع نظام سلامت خواهد بود و مشکل کمبود پزشک در مناطق محروم را نیز تا حد زیادی مرتفع خواهد کرد. البته باید در نظر داشت که این افزایش دوبرابری ظرفیت پذیرش پزشکی باید با هدف حل مشکل کمبود پزشک در مناطق محروم باشد و کاملا در این جهت نیز برنامه‌ریزی شود.» همچنین سلیمی یادآور می‌شود: «هر سال شاهد خروج دانشجویان مشتاق رشته پزشکی از کشور هستیم که ارز قابل‌توجهی هم از کشور خارج می‌کنند. در حالی که ما در کشور خودمان از سطح آموزشی مطلوبی در حوزه آموزش پزشکی برخوردار هستیم که می‌توانیم با افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی در دانشگاه‌های علوم پزشکی، شرایطی فراهم کنیم که دانشجویان مستعد بتوانند در داخل کشور به تحصیل در رشته پزشکی بپردازند.» از نگاه موافقان این طرح مجلس، اینکه سیستم جذب دانشجویان پزشکی در انحصار پزشکان باشد، فرایند غلطی است که در آن، منافع طبقات محروم جامعه به فراموشی سپرده می‌شود. آن‌ها معتقدند که کنترل ورود دانشجویان پزشکی از سوی خود پزشکان، می‌تواند به زیرمیزی، افزایش صف انتظار درمان و گران‌شدن خدمات پزشکی  منجر شود، در حالی که افزایش تعداد پزشکان و توزیع عادلانه آن‌ها می‌تواند رقابت در قیمت و کیفیت خدمات پزشکی را خلق کند. باید در نظر داشت در شرایطی که تولیت نظام سلامت، چند دهه وقت داشته که توزیع عادلانه پزشکان را در نقاط مختلف کشور اجرایی کند، اما این هدف عالی هرگز محقق نشده است. همین موضوع باعث شده طرح‌ها و لوایح متعددی برای جبران این آفت دیرینه نظام سلامت مطرح شود که امکان دارد اجرای آن‌ها، اصل مشکل را تشدید کند. مثلا بیماری را در نظر بگیرید که در مراحل ابتدایی تشخیص بیماری، شاید این امکان وجود داشته باشد که بیماری با یک درمان ساده مرتفع شود، اما وقتی این بیماری به مرحله حاد و مزمن برسد و سالیان سال برای درمان آن اقدامی نشود، آن وقت شاید تجویز نسخه‌های سنگین و مختلف نیز نتواند بیماری را در یک فرایند کوتاه‌مدت، مرتفع کند. این همان اتفاقی است که برای مشکل دیرینه توزیع ناعادلانه پزشکان در کشور به‌بار آمده است.
 
ضرورت بازتعریف نظام سلامت، قبل از افزایش ظرفیت پزشکی 
بحث افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی، فقط به دو گروه موافقان و مخالفان تقسیم‌بندی نمی‌شود. گروه سومی هم وجود دارند که معتقدند مهم‌ترین نیاز فعلی برای اصلاح نظام سلامت ایران، اجرای نظام ارجاع و برنامه پزشک خانواده است که تا وقتی این سیستم در کشور اجرایی نشود، حرف از ضرورت افزایش نیروی پزشکی، وجاهت علمی و منطقی ندارد. دکتر امیرعباس فضائلی، رئیس گروه اقتصاد درمان و برنامه‌ریزی سازمان تامین‌اجتماعی از جمله موافقان همین دیدگاه است و یادآور می‌شود: «اول باید در نظر بگیریم که تربیت پزشکان جدید و افزایش ظرفیت پذیرش پزشکی، هزینه دارد که این هزینه باید به‌طور دقیق محاسبه شود. همچنین بعد از تربیت پزشکان هم باید در نظر داشته باشیم که این پزشکان قرار است در نهایت مشغول به‌کار شوند، به همین دلیل باید از قبل ظرفیت پذیرش این پزشکان را در محیط کار پیش‌بینی کنیم.» همچنین او تاکید می‌کند: «قبل از افزایش ظرفیت پزشکی باید نظام سلامت ارزیابی و بازتعریف شود، یعنی باید در ابتدا سیستم سطح‌بندی خدمات درمانی، نظام ارجاع و پزشک خانواده را اجرایی کنیم که یکی از الزامات پیاده‌سازی این سیستم، بحث نیروی انسانی است، بنابراین الان نمی‌توان با صراحت گفت که کشور ما به افزایش ظرفیت پزشکی نیاز دارد یا خیر، بلکه باید ابتدا نظام سلامت با محوریت نظام ارجاع و برنامه پزشک خانواده بازتعریف شود و سپس مطابق با نیازهای این بازتعریف، نیروی انسانی جذب کنیم.»
فضائلی با اشاره به ضرورت بازتعریف نظام سلامت، قبل از افزایش ظرفیت پزشکی، تصریح می‌کند: «در صورتی که نظام سلامت را براساس سیستم نظام ارجاع، سطح‌بندی خدمات درمانی و برنامه پزشک خانواده، بازتعریف کردیم، در آن صورت نیاز است که آموزش پزشکی نیز در همین راستا اصلاح شود. در این صورت اصلا شاید نیاز نباشد که در سیستم جدید، مثلا هفت سال برای تربیت پزشک عمومی وقت بگذاریم. در صورت بازتعریف نظام سلامت براساس نیازسنجی، شاید به پزشکی نیاز داشته باشیم که مثلا فقط سه سال تحصیل کرده باشد.»
او خاطرنشان می‌کند: «مثلا تربیت «پزشکان پابرهنه» در کشور چین در دهه1970 میلادی، یک نمونه تاریخی است که این گروه از افراد، تحصیلاتی در سطح مقطع ابتدایی داشتند، اما تاثیر زیادی در ارتقای سلامت جامعه برجای گذاشتند. حتی شبکه بهداشت و درمان کشور خودمان در دهه 60 شمسی نیز یک نمونه موفق است که بهورزان با مدرک سیکل، تاثیر زیادی در کاهش آمار مرگ در جامعه داشتند. به همین دلایل باید توجه کرد که تا وقتی نظام سلامت، بازتعریف نشود، نمی‌توانیم بگوییم به افزایش تعداد پزشکان نیاز داریم یا خیر.»