محمد خاهانی اهل عجبشیر است؛ جایی میان کوه و دره، در بالاترین جانب باختر ایران. بهشت خدا شاید همین جا باشد؛ جایی که زمین و آسمان در هم میآمیزند و دشتها و آبگیرها در دامن گشوده درهها و شکاف کوهها، چشمنوازی میکنند. محمد در این طبیعت رنگارنگِ خدا چشم گشوده؛ کودکی کرده، زندگی او با طبیعت انس گرفته. او عاشق آسمان آبی، دشتها و باغهای سبز و گلهای زرد و سرخی است که سینه تا سینه دامنههای سهند را در بهار دلانگیز خدا فرش میکنند. پاییز و بهار عجبشیر برای محمد هیچ فرقی نمیکند؛ او همه طبیعت دلانگیز عجبشیر را دوست دارد. این شهر کوچک در پناه دامنه کوههای برافراشته و در جوار طبیعت بیبدیل روستاها و باغهای مملو از میوهها و چشمهسارها برای محمد الهامبخش بوده. لذت بودن در دل طبیعت و لمس تمامی جان آن برای او، تنها برای کسانی متصور است که با طبیعت بزرگ شدهاند، کسانی که طبیعت، آنها را سرشته؛ خشنودی و قهر، آرامش و وحشت طبیعت را با هم دیده و احساس کردهاند.
محمد و طبیعت دلانگیز عجبشیر
محمد، جوانی است که یک سوی نگاهش رو به گذشتههاست؛ رو به کودکیها و دلبستگیهایش و اما گامهایش رو به جلوست. طبیعت برای او الهامبخش بوده و حالا در مسیر کار و زندگی، دست در دامن آن برده و از طبیعت بهره گرفته. باغزارها و دشتزارهای روستاهای عجبشیر به همراه صحراهای پُرگل آن حوالی، چشمان محمد را پُر نمیکرد، قاب دوربین اما همه لحظاتش را لبریز از گلزارها و حیات بیبدیل زنبورها و پروانهها میکرد. عکاسی از حشرات و طبیعت زیبایی که شیفته آن بود، او را بیشتر با طبیعت عجین کرد. نگاه جستوجوگر محمد در طبیعت، مسیر او را تعیین کرد: «محل زندگی من پُر بود از باغهای میوه و زمینهای زراعی، به همین دلیل دائم در تماس با نشانههای طبیعی بودم. چیزی که از آن سالها بهیاد دارم این است که من عاشق زیبایی طبیعت بهخصوص موجودات عجیبوغریبی بودم که خیلی از افراد توجهی به آنها ندارند یا از آنها میترسند. بعدها که کمی بزرگتر شدم و توانستم دوربین عکاسی بهدست بگیرم، عاشق عکاسی از حشرات شدم و این حشرات آنقدر مرا مجذوب خودش کرد که من دائم بهدنبال جزئیات شگفتانگیز بیشتر در ساختار بدن حشرات شدم. مسیر تحصیلی، من و طبیعت را جدا کرد، ولی در نهایت احساسی که به طبیعت داشتم منجر به این شد که شغلم را با اطمینان و علاقه بیشتر در همین مسیر و در رابطه با حشرات دنبال کنم.»
راهی که طبیعت پیش روی محمد گذاشت
محمد خاهانی، جوان خوشفکری است. او از علاقهاش به طبیعت و تحصیلاتی که در زمینه مدیریت کسبوکار داشته بهره گرفته و استارتآپی را راهاندازی کرده که کارش فروش آنلاین عسل مرغوب است. درواقع علاقه به طبیعت و بزرگشدن در طبیعت، یکی از عوامل مهمی بوده که باعثشده محمد کسبوکار «هانیلی» را شروع کند. او پیش از این تجربه بازاریابی اینترنتی و بازاریابی محتوایی را داشته، اما همین سال گذشته بود که علاقهاش به طبیعت و حشرات، او را به فکر راه انداختن این کسبوکار انداخت. کسبوکاری که در عین حال که زنبورداران را بدون واسطه به مشتریانشان وصل میکند کشاورزان را ترغیب به استفاده کمتر از سموم و آفتکشها میکند. محمد میگوید: «زنبورهای عسل با یک معضل و بحران بزرگ محیطزیستی روبهرو شدهاند؛ اینکه در سالهای اخیر بهخاطر استفاده بیش از حد از سموم طبیعی، کشاورزی و آفتکشها، گرمشدن زمین و خشکسالیهای متعددی که رخ میدهد، جمعیت زنبورهای عسل در حال کمشدن است، نهتنها زنبورهای عسل بلکه بسیاری از حشرات مفید طبیعت و گردهافشان که تاثیر مستقیم در اکوسیستم طبیعی دارند. من در کسب وکارم بهدنبال راهکاری بودم که دو مشکل را حل کنم. یکی بحران جمعیتی زنبورهای عسل و دیگری تقلب در بازار زنبور عسل. من بهدنبال حل یکپارچه این دو مشکل بودم.» راهحلی که محمد داشت، وبسایتی بود برای اتصال زنبوردار به مصرفکننده؛ وبسایتی که کارش تضمین کیفیت عسل است و از طرفی میتواند کمکی باشد به زنبوردارها که کندوهایشان را افزایش بدهند و در نتیجه مشکل جمعیت زنبورهای عسل تا حدودی برطرف شود: «تلاشمان این است که نهادی باشیم در بحث آموزش تا بتوانیم کمک کنیم که کشاورزها از سموم و آفتکشهای کمتری استفاده کنند تا درواقع زنبورهای عسل کمتری در اثر برخورد با این سموم از بین بروند.» در کسبوکار محمد اعتبار زنبورداران سنجیده میشود و کیفیت عسل توسط آزمایشگاههای تخصصی آنالیز مواد، تشخیص داده میشود و بدین ترتیب مشتریان با مطالعه وبسایت و پارامترهای آزمایشگاهی میتوانند با اعتماد بیشتری عسل خریداری کنند. به گفته محمد، این کار توانسته کمک بزرگی باشد به زنبورداران. هانیلی واسطههای بازار عسل را کم میکند و سود بیشتری عاید زنبوردار میکند. با این کار چیزی حدود 50درصد، سود زنبوردار افزایش مییابد و زنبوردار میتواند کارش را توسعه بدهد. درواقع این توسعه به این معنی است که میتواند تعداد کندوهایش را افزایش بدهد و کسبوکارش را بزرگتر کند.»
محمد، جوانی که عاشق زنبور شد
محمد با زنبورداری آشنا نبود، بلکه با خود زنبور آشنا بود. او زندگی زنبور را مطالعه کرده بود و آنقدر مجذوب این حشره و زندگیاش شده بود که دیگر هیچ جای شکی برایش باقی نمانده بود که کاری در زمینه زنبور باید شروع کند. «زنبورداری شغلی است که روشهای خودش را دارد، اما جدای از اینها زنبور، یک زندگی واقعا شگفتانگیزی دارد که میشود سالها راجع به آن مطالعه کرد و مجذوب شگفتیهای پیچیده این حشره خیلی کوچک شد. من عاشق زنبور شده بودم، نه عاشق زنبورداری، ولی در این مسیر سریعا توانستم ارتباط هایی را ایجاد کنم که با مفاهیم اولیه زنبورداری هم آشنا شوم.» محمد با سرمایهای نزدیک به دوازده میلیون تومان، کارش را شروع کرده، اما خودش میگوید بیشترین سرمایهاش، تجربیاتش هستند؛ تجربیات و مهارتهایی که پیش از این در حوزه فروش اینترنتی بهدست آورده بود. این کسبوکار بهصورت مستقیم با 15زنبوردار در حال فعالیت است، اما به گفته محمد، این استارتآپ در اول راه است و قصد دارد 150زنبوردار را تحتپوشش قرار دهد. در کنار همه اینها، اما چالشهای پیش روی محمد کم نبوده و نیستند؛ جذب اعتماد زنبورداران، هزینههای زیاد آزمایشگاه، اطلاعات ناقص مردم در مورد عسل و محصولات جانبی زنبور عسل و بزرگتر از همه اینها، جلب اعتماد مردم به روشهای کسب درآمد در فضای مجازی که هنوز هم به گفته محمد برای بازار سنتی قابلدرک نیست. کار محمد در «هانیلی» هنوز در ابتدای راه است. سال اول سپری شده و هنوز کسبوکارش مسیر قطعی خودش را تثبیت نکرده. او برای توسعه اهدافش بهدنبال جذب سرمایه است. «در این بازه کوتاهمدت تا حدود زیادی توانستیم به اهدافی که تعریف کرده بودیم، برسیم و در حال پیشرفت در مراحل بعدی کار هستیم. قصدمان این است که به نهادی در رتبهبندی کیفیت عسل تبدیل شویم.» از اهداف بلندمدت محمد در «هانیلی»، کمککردن به رشد کیفیت عسل ایران است تا بتواند بازارهای بزرگتر و خارج از ایران را فتح کند. این هدف شاید خیلی بزرگ باشد، اما محمد چشمانداز بلندتری دارد و یقین دارد که جز با امید، نمیتوان کاری از پیش برد. محمد تمام امیدش به آینده نزدیک ایران است و درواقع معتقد است که هیچ راهی جز با امید به مقصد نخواهد رسید.