
14سال از نامهای که جامعه جنگلبانی ایران در راستای حفاظت از منابع طبیعی خطاب به رئیسجمهور وقت نوشته بود، میگذرد، اما اتفاقی که ناظر به توجه ویژه به این میراث طبیعی باشد، در سازوکار دولتها بهچشم نمیخورد. جدای از این مسئله، جنگلبانان نیز که قرار است برحسب وظیفه از این میراث حفاظت کنند، با مخاطرات بسیاری مواجهاند. مهمترین خطر، از دست دادن شغل است. حدود دو دهه پیش که سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور تصمیم گرفت تصدیگری خود را کاهش دهد و بخشی از کار را به پیمانکاران خصوصی بسپارد، وضعیت به گونه دیگری بود. مناقصاتی برگزار میشد و هر پیمانکاری که در کاهش هزینهها موفقتر بود، قراردادی با سازمان جنگلها میبست که به موجب آن، مسئولیت اداره بخشی را بهعهده میگرفت و در عوض سود بهرهبرداری از جنگل نیز به جیب خصوصیها واریز میشد، اما طرح تنفس جنگلها معادلات را بههم ریخت. از دو سال گذشته که دیگر هر نوع بهرهبرداری از جنگل هیرکانی ممنوع شده است، تکلیف جنگلبانانی که با بخش خصوصی قرارداد داشتند، مبهم به نظر میرسد. بخش خصوصی در راستای وظیفهای که برعهده داشت، با این نیروهای حفاظتی قرارداد منعقد کرده، اما سازمان جنگلها تصمیم دارد این کار را برعهده شرکتهای متخصص بگذارد. همه این حرفوحدیثها هم در اردیبهشتماه امسال مطرح شد و جنگلبانان مازندرانی که با آنها قرارداد جدید امضا نشده بود، صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان رساندند، اما سازمان جنگلها تاکید دارد کسی قرار نیست بیکار شود و این شرکتهای متخصصی که از آنها نام میبرد، وظیفه دارند همان نیروها را در وهله اول بهکار گیرند، اما در صورتی که نیرو بهمعنای واقعی متخصص باشد و دقیقا همین «اما» مسئله را با شبهه مواجه میکند. ملاک تخصص افراد چیست و قرار است چه کسی با چه میزانهایی این تخصص را بسنجد؟ بهعلاوه در شرایطی که طرح تنفس جنگلها باعث ارزشمندتر شدن چوب شده است و قاچاقچیان مترصد فرصتی هستند که به شکلی غیراصولی و بدون مزاحم بلای جان درختان شوند، نابسامانی در اداره جنگلبانان هرچند بهشکلی کوتاه و گذرا، بهصلاح جنگلها خواهد بود؟ 14سال پیش جامعه جنگلبانی ایران نامهای به رئیسجمهور وقت نوشتند و فصل مشترک تمام نکات ذکرشده در آن نامه، برخوردهای سلیقهای و دور از نگاه کارشناسی بود که در نهایت به ضرر محیطزیست تمام میشد. شاید بهتر باشد در این روزها که جنگلهای هیرکانی از زوایای مختلف و در زمان بحرانها اهمیت حضور خود را به ما یادآور میشوند، پیش از هر اقدامی، از کارشناسان کمک گرفته شود و شاید بهتر باشد از جنگلبانان نیز مشورت بگیریم. کسانی که اکثرا عاشقانه، فعالیت خود را پی میگیرند و از نزدیک با آفاتی که به جان جنگلها میافتد، مواجه میشوند و در سختترین شرایط کاری نیز در انجام وظیفه قصور نمیکنند.