printlogo


شانس شغل‌یابی
ترک دیار کردن و مهاجر شدن رویای بسیاری از مردم جهان است. در ورای مرزها، عالمان و عاملان سیاست روز‌به‌روز عرصه را بر سیل مهاجران گریزان از جنگ و ناآرامی و بی‌ثباتی تنگ و تنگ‌تر می‌کنند و خبرهایی هم که از گوشه‌وکنار جهان درباره مهاجرت به گوش می‌رسد، تکان‌دهنده‌تر از قبل‌اند. پدیده‌ای اجتماعی و اقتصادی که البته تنها محدود به رفتن از یک کشور به کشور دیگر نیست و اگر دقیق‌تر شویم، جابه‌جایی‌های جمعیتی درون‌مرزی نیز گستره، مکانیزم و حال‌وهوای خاص خود را دارند. مهاجرت‌هایی که عموما با انگیزه‌های اقتصادی و از شهرها و روستاهای کمتر توسعه‌یافته شروع می‌شوند و مقصدشان هم مناطق برخوردارتر در شهرها و مناطق ثروتمندتر و ظرفیت‌‌دارتر است. در میان جنبه‌های گسترده این نوع دوم جابه‌جایی‌ها، مهاجرت‌های کاری، کم‌وبیش به یکی از ویژگی‌های بارز جمعیتی ممالک در حال توسعه از جمله ایران بدل شده است. گزارشی که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اخیرا منتشر کرده، نشان می‌دهد اشتغال، مهم‌ترین عامل مهاجرت ایرانیان در یکی، دو سال گذشته بوده است.
مسعود شاه‌حسینی

شغل، عامل اصلی مهاجرت ایرانیان در داخل کشور
براساس داده‌های مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار که از نتایج آمارگیری سال97 نیروی کار به‌دست آمده، جمعیت مهاجر کشور از ابتدا تا انتهای سال گذشته ۷۱۱ هزار و ۱۵۴ نفر بوده که ۵۸۸ هزار و ۳۱۲ نفر در نقاط شهری و ۱۲۲ هزار و ۸۴۱ نفر در نقاط روستایی ساکن شده‌اند. طبق داده‌های این مرکز از توزیع برآورد نسبی مهاجران براساس علت تغییر محل اقامت قبلی، بیشترین علت مهاجرت جمعیت شاغل در سال 97، به ترتیب «جست‌وجوی کار»، «پیروی از خانوار» و «جست‌وجوی کار بهتر» بوده به‌طوری که انگیزه 10درصد مهاجرت‌ها جست‌وجوی کار بوده و 5/6درصد افراد نیز با هدف پیداکردن کار بهتر دست به مهاجرت در درون مرزهای کشور زده‌اند. گرچه بیشترین دلیل مهاجرت‌های صورت‌گرفته با 8/52 درصد به‌دلیل «پیروی از خانوار» بوده، یافته‌های وزارت کار نشان می‌دهد، مهاجران بسته به اینکه در سن فعالیت اقتصادی بوده‌اند یا اینکه دارای وضعیت شغلی باثبات بوده‌اند یا خیر، از منطقه‌ای به منطقه دیگر جابه‌جا شده‌اند. یعنی علاوه بر کسانی که در پی یافتن شغل جدید دست به مهاجرت زده‌اند، بخشی از شاغلان هم به مهاجرت روی آورده‌اند. طبق این گزارش، در سال گذشته، 6/42 درصد مهاجران از نظر اقتصادی فعال بوده‌اند که از این تعداد 3/77 درصد آن‌ها قبل از مهاجرت هم شغل داشته‌اند. برحسب وضع فعالیت نیز داده‌ها حاکی از آن است که 35 درصد مهاجرت‌‌ها در میان افرادِ در سنِ فعالیت اقتصادی (شاغل و بیکار)، به یافتن شغل ارتباط داشته است. جالب این است اگرچه در مجموع مهاجرت‌های صورت گرفته، پیروی از خانوار با 8/52 درصد بیشترین سهم را در ترجیح افراد به مهاجرت داشته، اما تنها 6/17 درصد از مهاجران در سن فعالیت اقتصادی به‌دلیل پیروی از خانوار به نقطه دیگری نقل مکان کرده‌اند. آمارهای مرتبط با شاخص جمعیت 10 ساله و بیشتر شاغل که دست به مهاجرت زده‌اند نیز حاکی از آن است که 1/49 درصد افراد یا به‌دلیل جست‌وجوی شغل یا دستیابی به شغل بهتر یا انتقال شغلی، از شهر یا روستای خود به نقاط دیگری رفته‌اند. این شاخص درباره بیکاران در سن فعالیت اقتصادی نیز بدین صورت است که تنها 26 درصد افراد به‌دلایل مرتبط با شغل، نقل مکان کرده‌اند. بررسی روند مهاجرت‌های شغلی دو سال اخیر نیز نشان می‌دهد، هم‌زمان با افزایش مهاجرت‌های داخلی، جابه‌جایی‌های شغلی نیز رو به رشد بوده است. به این صورت که شاخص جست‌وجوی کار از عدد 7/9 درصد در سال 96 به 10 درصد در سال گذشته افزایش یافته، اما از آن طرف تعداد افرادی که در جست‌وجوی کار بهتر بوده‌اند یک درصد کمتر شده و از 5/7 درصد به 5/6 درصد رسیده است. در مقابل اما طی این دو سال، مهاجر‌ت‌هایی که به علت انتقال شغلی بوده، از 6/4 درصد به 9/3 درصد کاهش یافته است. 
 
دگرگونی‌های ساختاری و رشد جابه‌جایی‌ها
در سالیان اخیر مهاجرت‌های با انگیزه‌های مرتبط با شغل و معیشت جای خود را در بسیاری از تحلیل‌ها باز کرده‌اند. تحلیل‌هایی که برای تشریح پدیده مهاجرت و علل و عوامل موثر بر آن، از تکیه صرف به مفاهیمی چون جاذبه‌ و دافعه‌ مبدا و مقصد دوری می‌کند و در عوض به کاوش منافع اقتصادی و اجتماعی مهاجرت در ابعاد خرد می‌پردازد. بررسی آمار و داده‌های جمعیتی نشان می‌دهد که در چند دهه گذشته جمعیت ایران نیز از نظر پراکنش جغرافیایی تحولات چشمگیری به خود دیده که رشد بالای مهاجرت از روستاها یکی از بارزترین مصداق‌های آن است. 
گو اینکه براساس آخرین نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 95 از جابه‌جایی مهاجران، در پنج سال گذشته چهارمیلیون و 301‌هزار نفر در داخل مرزهای کشور مهاجرت کرده‌اند که 736 هزار نفر آن‌ها به روستاها رفته‌اند و 3میلیون و 565 هزار نفر هم مقاصد شهری را انتخاب کرده‌اند. به‌ عبارت ‌دیگر، میزان مهاجران وارد شده به شهرها 8/82درصد کل مهاجرت‌ها را تشکیل داده و از آن‌‌سو، روستاها مقصد 1/17درصد مهاجرت‌ها بوده است. تحلیل کیفی ماهیت مهاجرت‌ و ارتباط آن با انگیزه‌های مهاجران نیز در نوع خود جالب است. طبق داده‌های مرکز آمار، بیشترین گرایش به مهاجرت در میان گروه‌های سنی 25 تا 29 سال بوده که احتمالا با جست‌وجوی شغل ارتباط دارد. همچنین در میان گرو‌ه‌های سنی، بیشترین فراوانی مهاجرت مربوط به گروه‌های سنی 20 تا 50 سال است که 74درصد آن‌ها به دلایلی از جمله جست‌وجوی شغل به مناطق دیگر نقل مکان کرده‌اند. گروه‌های جمعیتی اغلب به‌دلایلی مولفه‌هایی همچون نابرابری در توزیع ثروت و امکانات و با انگیزه‌هایی نظیر جست‌وجوی شغل و به‌دست آوردن سطح رفاه بالاتر و فرصت‌های مناسب‌تر به مناطق بهتر روانه می‌شوند و این، بیش از پدیده‌ای صرفا جمعیتی است.
 
متد تحلیل پدیده مهاجرت
اگر بخواهیم به‌صورت مشخص‌تر این سوال را از خودمان بپرسیم که چرایی مهاجرت چیست، چند نکته را باید به‌خاطر داشته باشیم. نخست اینکه سطوح تحلیل اقتصادی به مهاجرت به‌مثابه مکانیزمی برای توزیع مجدد نیروی کار نظر می‌افکنند و بر این پیش‌فرض استوارند که مهاجرت‌ عمدتا به‌دلیل نبود فرصت‌ شغلی مناسب و درآمدِ انتظاری مناسب‌ رخ می‌دهد. در دیدگاه‌های اجتماعی‌‌تر بدون آنکه از نقش عوامل اقتصادی در شکل‌گیری جریان مهاجرتی غفلت شود، به انگیزه‌هایی چون تحمل‌ نکردن شرایط زیستی در مناطقی که دستخوش تحول شده‌اند، تحصیلات، تشکیل خانواده، نزدیکی‌های فرهنگی و نظایر آن پرداخته می‌شود. در این دیدگاه بیشترین وزن در مهاجرت‌هایی با انگیزه‌ اولیه جست‌وجوی کار، در اختلاف سطح زندگی دو محیط مبدا و مقصد نهفته است که مهاجران را در جست‌وجوی رفاه نسبی به‌سوی شهرها می‌کشاند. به بیان ساده‌تر، در هر دو دیدگاه بالا، فقر عامل اصلی مهاجرت شمرده می‌شود که گروه‌های جمعیتی را برای فرار از آسیب‌های آن وا می‌دارد جلای وطن کنند. چارچوب نظری برای تبیین وضعیت اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی گروه‌های مهاجر در جست‌وجوی شغل نیز تقریبا همین‌گونه و به‌طور مشخص‌تر از اقتصاد غیررسمی تا بازار کار نخستین و دومین رویکرد معیشتی در نوسان است. به این معنا که کارجویان از وضعیت نخستین که ایده‌آل است و قاعدتا باید دستمزدهای مکفی دریافت کنند، تامین شغلی مناسب و امکان پیشرفت و ترفیع شغلی داشته باشند، محروم‌اند و به همین دلیل در جست‌و‌جوی بازار کار ثانویه، به مهاجرت دست می‌زنند یا اینکه وارد حوزه‌های خارج از اشتغال منظم می‌شوند. در رویکرد معیشتی، اما دارایی‌‌های افراد شامل سرمایه‌های طبیعی، فیزیکی، انسانی، اجتماعی و مالی، ملاک قرار می‌گیرد و از این رهگذر نشان داده می‌شود که بالا بردن هر یک از این سرمایه‌ها از طریق مهاجرت شغلی، چگونه منجر به بهبود سطح معیشت و رفاه افراد می‌شود. از نظر ما، تحلیل بینابین و کارساز برای گزارش مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار، معطوف به رویکرد معیشتی است. 
 
رابطه مثبت مهاجرت‌ شغلی و افزایش دارایی‌ خانوار
در رویکرد معیشتی، مهاجرت به‌عنوان شیوه‌ای منطقی برای ارتقای سطح معیشت گروه‌های کارجو نگریسته می‌شود که با پذیرش آثار مثبت آن، کارایی‌های مهاجرت را با وضعیت ناحیه‌ای که مهاجرت از آن اتفاق می‌افتد، صورت‌بندی می‌کند. این راهبرد در حقیقت انتخاب آگاهانه و راهبردی از ترکیب فعالیت‌های خانوارها و اعضا برای بقا، امنیت و بهبود معیشت است و این‌گونه توضیح داده می‌شود که با افزایش میزان مهاجرت‌های شغلی، دارایی‌ها و در نتیجه بهبود معیشت خانوارها افزایش می‌یابد. 
در همین رابطه، محمد سلمانی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران، می‌گوید: «با این نگاه مهاجرت‌ کاری، روشی برای متنوع‌کردن درآمد، اطمینان‌بخشی و بهبود ملموس معیشت خانوارها تلقی می‌شود.» سلمانی با تاکید بر اینکه سرمایه‌های فیزیکی، انسانی و مالی در میان خانوارهای مهاجر بالاتر از بقیه است، می‌افزاید: «میانگین سرمایه کلی در میان افرادی که برای یافتن شغل مهاجرت کرده‌اند از دیگران بیشتر است. یعنی می‌توان این‌گونه بیان کرد که مهاجرت اثر مثبتی بر بالارفتن دارایی‌های معیشتی دارد و کاهش فقر و کاهش آسیب‌پذیری خانوارها در دو وضعیت بازار نخستین و ثانویه را ممکن می‌کند.» به گفته سلمانی، دیدگاه‌هایی که معتقدند، مهاجرت موجب پیامدهای منفی در مبدا و مقصد می‌شود، نیازمند بازنگری هستند. وی خاطرنشان می‌کند: «گرچه در رویکردهای تحلیلی بینابین، نگرش ساختاری به علل و عوامل مهاجرت و محدودیت‌های مهاجران در مبدا و مقصد مهاجرت، غالب است، باید بدانیم که کارکرد مهاجرت برعکس آنچه اغلب فکر می‌شود نه‌تنها منفی نیست، بلکه آثار مثبت آن بر دارایی‌های سرمایه‌ای خانوارها مشهود و انکارناشدنی است.» سلمانی معتقد است، در شرایطی که محیط مبدا محدود و پاسخ‌گوی نیازهای افراد نباشد، افراد دست به مهاجرت می‌زنند و در این شرایط مهاجرت نقشی مهم در بهبود معیشت خانوارهای مهاجرفرست دارد. 
 
لزوم سیاست‌گذاری دقیق پدیده مهاجرت
جدا از کسب درآمد و اینکه این نوع از مهاجرت سبب افزایش دارایی‌های معیشتی خانوارها می‌شود، از این واقعیت هم گریزی نیست که مهاجران اغلب به‌دلیل کمبود فرصت‌های شغلی، اقدام به مهاجرت می‌کنند و چنانچه مهاجرت انجام نشود و فرصت‌های شغلی و منابع درآمدی هم در دسترس نباشد، نتیجه از دو حالت خارج نیست: افزایش فقر و نابرابری، کاهش رفاه و افزایش آسیب‌پذیری خانوارها و مهمتر از همه این‌ها پناه آوردن به بازار کار غیررسمی. از این نکته هم نباید به‌سادگی گذشت که مهاجرت علاوه بر اینکه موضوعی جمعیتی و اقتصادی باشد، مسئله‌ای‌ اجتماعی است که پیامدهایی نیز مبدا و مقصد دارد. اشاره‌ها به ناتوانی، بخش بزرگی از جمعیت مهاجر برای اسکان در بافت اصلی شهر و رانده‌شدن آن‌ها به مناطق حاشیه‌‌ای یا تهی‌بودگی میدان سیاست‌گذاری مناسب که به فرامرزی شدن این پدیده منجر شده، ابعاد دیگری‌اند که توجه به آن‌ها در آسیب‌شناسی سیاست‌گذاری‌ در حوزه بازار کار و اشتغال و آمایش سرزمین و در نهایت پیکربندی اقتصاد راهگشا خواهد بود.