کمتر کسی است که درباره رنج و مشقت کارگران داستانی نخوانده باشد. اگر هم نخوانده حداقل فیلم یا سریالی درباره فقر و درآمد کم آنها دیده است. به هر حال، داستان و رمان و فیلم و نمایش و... درباره کارگران و ظلم و ستمی که در دوران مختلف بر آنها رفته کم نیست. حداقل 200 سال است که نویسندگان در این زمینه مینویسند و اندیشمندان و متخصصان علوم اجتماعی در این باره نظر میدهند. آنقدر که میتوان در میان گونههای مختلف ادبی گونهای را به ادبیات کارگری اختصاص داد.
ادبیات کارگری آنقدر گسترده است که هم شامل آثاری میشود که صرفا به بیان و توصیف زندگی طبقه ضعیف جامعه با عنوان طبقه کارگر پرداخته و هم آثاری که به طور اختصاصی منعکسکننده تفکرات و آرمانهای سوسیالیستی و کمونیستی است. اگر از مکاتب فکری که بر اساس نظریات اندیشمندانی چون مارکس پدید آمدند یا نظامهایی که بر پایه ایدئولوژیهای سوسیالیستی و مارکسیستی برپا شدند بگذریم، کم نیستند آثار ماندگاری که به روایت زندگی اقشار ضعیف جامعه همچون کشاورزان، کارگران و... پرداختهاند. اما نکته قابلتوجه این است که کمتر پیش آمده نویسندگان این آثار در طول زندگی خود کارگری کرده باشند. شاید یکی از تناقضات عجیبی که اندیشمندان مارکسیستی با آن روبرو هستند همین باشد؛ کارگران کمتر به تولید اندیشه یا آثار ادبی قابلتوجه پرداختهاند. اگر شاخص تولیدها را کتاب بدانیم در ایران امروزی عمق تناقض بیشتر یا اسفناکتر است. کارگران ایرانی نهتنها در قالب کتاب به تولید اندیشه اشتغال ندارند بلکه بهندرت کتاب میخوانند. شاید این موضوع تابعی از فضای جامعه امروز ایران باشد که همه مردم با کتاب، یار مهربان، قهرند؛ یا شاید هم کتاب با مردم قهر است! به هر حال، به جای ریشهیابی این مسائل و تلاش برای ارائه راهکارهای انتزاعی، قصد داریم با نگاهی گذرا به چند اثر برجسته ادبیات کارگری جهان و ایران، چند نویسنده و کتاب را معرفی کنیم تا شاید به خواندنشان ترغیب شوید.
ادبیات کارگری در جهان
ادبیات کارگری قرار نیست در دایره تنگ ادبیات مارکسیستی باقی بماند. زمانی که نویسندهای داستان کارگران کارخانه و کارگاه و امور خدماتی امروزی مانند رانندگی، پرستاری و... را روایت میکند درواقع اثری خلق کرده که در حیطه ادبیات کارگری قرار میگیرد. در اروپا و آمریکا از همان قرن 19 آثاری درباره زندگی کارگران به رشته تحریر درآمد. کسانی چون چارلز دیکنز زندگی مشقتبار کارگران را به تصویر کشیدند. در آثار کسانی چون ویکتور هوگو یا مارک تواین نیز کارگران حالوروز خوبی ندارند و با کمترین امکانات ممکن زندگی میکنند. اما بهترین آثار ادبیات کارگری در اواخر قرن 19 و اوایل قرن20 به نگارش درآمدند. امیل زولا از نویسندگان برجسته فرانسه، «ژرمینال» را منتشر کرد. امیل زولا برای روایت زندگی معدنچیان مدتی در میان آنها زندگی کرد. جان اشتاینبک آمریکایی «خوشههای خشم» را به رشته تحریر درآورد. اشتاینبک هم کار با کارگرانی که در مزارع کشاورزی کار میکردند را تجربه کرد. در شوروی هم آثار زیادی قبل و بعد از انقلاب اکتبر در حوزه ادبیات کارگری چاپ شد، اما «مادر» اثر ماکسیم گورکی در جایگاه بالاتری قرار دارد. در این داستان، گورکی زندگی و مبارزات یک زن کارگر و پسرش را به تصویر میکشد.
ادبیات کارگری در ایران
در ایران ادبیات کارگری را باید به دو بخش تقسیم کرد؛ نظم و نثر. نخست اشعار شاعرانی چون ابوالقاسم لاهوتی، فرخی یزدی، احمد شاملو و... و سپس آثار نویسندگانی چون بزرگ علوی، احمد محمود، علیاشرف درویشیان و... البته بیشتر نویسندگان ایرانی بهگونهای زندگی کارگران را به تصویر کشیدهاند؛ برای مثال، صادق هدایت در داستان «فردا»، بزرگ علوی در داستان «خائن» و جلال آلاحمد در رمان «از رنجی که میبریم» کار و زندگی و مبارزات کارگران را توصیف کردهاند.
برش
حداقل 200 سال است که نویسندگان در این زمینه مینویسند و اندیشمندان و متخصصان علوم اجتماعی در این باره نظر میدهند. آنقدر که میتوان در میان گونههای مختلف ادبی گونهای را به ادبیات کارگری اختصاص داد.
ادبیات کارگری آنقدر گسترده است که هم شامل آثاری میشود که صرفا به بیان و توصیف زندگی طبقه ضعیف جامعه با عنوان طبقه کارگر پرداخته و هم آثاری که به طور اختصاصی منعکسکننده تفکرات و آرمانهای سوسیالیستی و کمونیستی است.