مهاجرت از جمله پدیدههایی است که معنای آن با یافتن کار گره خورده است. در سادهترین شکل، مهاجرت بهدلیل جستوجوی کار و درآمد بهتر رخ میدهد و افراد از نقطهای به نقطه دیگر نقلمکان میکنند. از منظر کلی، مهاجرتهای شغلی، پدیدهای جدید نیستند و همواره وجود داشتهاند. در کشور ما بهخصوص از دهه50، جریانات مهاجرتی شکل گرفت که در اکثر موارد، افراد به این دلیل که در جستوجوی درآمد بیشتر یا دستیابی به شغل بهتر بودند، از نقطهای به نقطه دیگر نقلمکان میکردند. از این زاویه مهاجرتهای شغلی نهتنها پدیدهای بد نیست، بلکه به این دلیل که بازار نیروی کار نیاز به تحرک دارد، پدیدهای مثبت هم تلقی میشود. به هر روی نیروی کار بهدنبال کسب فرصتهای شغلی جدید یا مناسب، از نقطهای به نقطه دیگر نقلمکان میکند و این موضوع کاملا طبیعی است. در گزارش مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار نیز آمار و ارقامی درج شده که البته به نظر نمیرسد چندان شگفتآور باشند، چراکه اگر به ارقام سرشماری نفوس و مسکن هم دقت کنید، وضعیت تقریبا مشابه دادههای وزارت کار است. منتها آنچه به نظر ما کمی توجهها را به موضوع مهاجرت جلب کرده و آهنگ آن را دستخوش دگرگونی میکند، مقتضیات و شرایط رکودی دورههای رکود و بیرونقی است. در حالتی که اقتصاد وارد چرخه رکود میشود، مهاجرتهای شغلی افزایش مییابند و حتی این امکان نیز وجود دارد که مشاغل دورهگردی و فصلی با اقبال بیشتری روبهرو شوند و افراد از سرناچاری یا انتخاب، دست به مهاجرت بزنند. تغییرات اقلیمی نیز به نوبه خود در شکل و کیفیت جریانات مهاجرتی نیز تغییراتی ایجاد کرده و خواهد کرد که طبیعتا بخش اعظم آن، با انگیزههای غیرشغلی صورت میگیرد.
ذکر این نکته الزامی است که مهاجرت نیروی کار از مناطق محروم و کمتر توسعهیافته به مناطق ثروتمندتر بهخصوص کلانشهرها الزاما منجر به توسعهیافتگی مناطق نمیشود، چراکه ایجاد مشاغل ناشی از جریان سرمایه است که هر جا کشش و سودآوری سرمایهگذاری بیشتر باشد، به همان سمت هم سرازیر خواهد شد. از این رهگذر طبیعی است فرصتهای شغلی بیشتر با درآمد بهتر خلق میشود. در نتیجه این تحولات و اثرگذاری سرمایه در مراکز اصلی اقتصادی پهنه جغرافیایی کشور، نوعی مکش نیروی کار رخ میدهد، بنابراین آنچه نقش اصلی را بازی میکند، تغییر سرمایهگذاری و گرایشات توسعهای است. با این حال پدیده مهاجرت در بلندمدت اثری ثانویه بر توسعهیافتگی مناطق دارد.