خیلی از ما آرزوی زندگی در کشوری توسعهیافته و با رفاه اقتصادی بالا را داریم. بهروزی فکر میکنیم که با کمترین هزینه، صاحب بالاترین امکانات شویم و وقتمان در محیط کار را به گرانترین قیمت بفروشیم. اما واقعا تبدیل شدن کشورمان به یکی از قطبهای اقتصادی و تبدیل شدن ما به یکی از آدمهای مرفه و کمدغدغه جهان میتواند همه چیز را درست کند و ما را به خوشحالترین آدمهای جهان تبدیل کند؟ آیا مشکل اصلی جامعه ما در شاد نبودن و خوشحال نبودن فقدان رفاه مالی و اقتصادی است؟
بررسیهایی که هر سال روی خوشحالی مردم جهان انجام میشود، بار دیگر ثابت کرده که جواب این سوال، منفی
است. برای بار دوم، فنلاندیها بهعنوان خوشحالترین مردم جهان معرفی شدهاند و مردم این کشور از ساکنان قطبهای اقتصادی و سرمایهداران جهان هم حال بهتری دارند. شاید بعد از خواندن این چند خط، برای شما هم این سوال مطرح شده باشد که ساکنان فنلاند این حال خوش را از کجا میآورند؟
محققان میگویند، رشد اقتصادی یک جامعه نشاندهنده خوشحالی بیشتر آدمهایش نیست و چهبسا این رشد به قیمت از دست رفتن اوقات آرامش و خوشی مردم آن کشور تمام شده باشد.
در یک جامعه صنعتی و شتابزده که همه چیز با عدد و نمودار سنجیده میشود، فردیت آدمها هر روز بیشتر از قبل رو به نابودی میرود و یکیشدنشان با چرخهای صنعت، میتواند خوشحالیشان را هم از آنها بگیرد.آنچه در آن تردیدی وجود ندارد، این است که ارتباطات بین فردی و چهرهبهچهره، بیشتر از ثروت اجتماعی به خوشحالی آدمها کمک میکند.
وقتی آدمها در فعالیتهای داوطلبانه، ورزشهای گروهی و تعاملات خوشایند اجتماعی درگیر میشوند، بار غمهایشان را زمین میگذارند و احساس بهتری نسبت به زندگی پیدا میکنند.
فنلاند، دانمارک، نروژ، ایسلند و هنلد، پرچمداران خوشحالی در جهان هستند و جالب اینجاست که جای کشورهای ثروتمندی مثل آمریکا، عربستان یا بریتانیا در میان ۱۰کشور شاد جهان خالی است.
با توجه به آمارهایی که هر سال ما را شگفتزده میکنند، شاید وقت آن رسیده باشد که آرزوهامان و رویاهای جمعیمان را بار دیگر بازبینی کنیم و از خودمان بپرسیم که زندگی شتابزده و صنعتی و سیمانی که درگیرش شدهایم شادی بیشتری را به ما هدیه کرده یا پنجرههای بزرگ و ایوانهای گلکاری شده و شمعدانیهای لب حوض، که کودکیمان را کنارشان گذرانده بودیم.