printlogo


آنچه گذشت
عبدالله مقدمی

مجله هفته قبل را که ورق می‌زدم، دیدم مطلبی در مورد مهارت نداشتنِ تازه‌واردان به بازار کار نوشته شده است. نمی‌دانم چطوری شد که یکهو یاد بعضی دانشگاه‌های واقعاً علمی و بسیار کاربردی افتادم. این دانشگاه‌ها مثل سوپری محل، صاحب دارند و محل «کسب»اند؛ کسب علم و کاربرد!
چون از در دانشکده‌ای رد می‌شد
در لحظه ردشدن مردد می‌شد
دانشکده مدرکی بفرما می‌زد
او نیز چو می‌نمود رد، بد می‌شد
 دانشگاه‌هایی که از حق نگذریم تقریبا به پنجاه درصد اهداف تعیین‌شده دست یافتند. یعنی این‌طوری که مدرک صادر شده از طرف این دانشگاه‌ها واقعا «کاربرد» خوبی برای کارمندان بی‌مدرک اداره‌ها و سازمان‌ها داشت و باعث ترفیع درجه و افزایش حقوق‌شان شد، اما متاسفانه در پنجاه درصد بخش «علمی»، دانشجویان عزیز کمی از برنامه‌ها عقب‌اند. مثلاً بچه‌های علوم رایانه بلدند کامپیوتر را روشن کنند، اما هنوز خاموش‌کردنش را یاد نگرفته‌اند.
 داشتم به همین چیزها فکر می‌کردم که یکهو چشمم به تیتر گزارشی افتاد که آه از نهادم برآورد و آتش از کُنه وجودم زبانه کشید و فریادم به آسمان برآمد. تیتر این بود: «سایه سنگین اجاره‌بها روی سر کارگران انگلیسی». در این گزارش آمده بود «سهم کرایه خانه برای کارگران انگلیسی به 30درصد درآمد کل رسیده است.» واقعاً سوزناک بود. شما فکرش را بکنید یک کارگر که ماهیانه مثلاً دو هزار پوند حقوق می‌گیرد، باید 600، 700 پوندش را برای اجاره، کنار بگذارد. ترسناک نیست؟ شاید باورتان نشود، اما طبق همین گزارش، در پنج سال اخیر، نرخ اجاره‌بها در انگلستان هشت درصد افزایش پیدا کرده است. فکرش را بکنید. هههههههشششتتتتت درصد! عدد را همین‌طوری نگاه نکنید ها، آنجا هشت درصد خیلی است.
میان هشت ما تا هشت آن‌ها
تفاوت از زمین تا آسمان است
از این گزارش ناراحت‌کننده رد شدم و رسیدم به خبرهای خوب؛ «بیمارستان‌هایی برای 20درصد مردم». خبر این بود که 20درصد مردم کشورمان قدرت مراجعه به بیمارستان‌های خصوصی را دارند. بله، همان طور که خودتان می‌بینید 20درصد خیلی بیشتر از هشت‌درصد است. تازه آن 80درصد باقی هم مطمئناً قدرت رفتن به بیمارستان خصوصی را دارند، اما خودشان نمی‌روند. و الا یک توک پا سرزدن که کاری ندارد.