printlogo


آدم‌هایی که خودِ ماییم
یک فنجان چای کاترین منسفیلد مترجم: نرگس انتخابی نشر ماهی، چاپ اول: بهار 1397 قیمت چاپ اول: 18000تومان
مهرآذین بشیری‌راد

«کاترین منسفیلد» یکی از برجسته‌ترین نویسندگان انگلیسی‌زبان و استاد داستان کوتاه، برای خوانندگان فارسی‌زبان تقریبا ناآشناست. کسی که به گفته نیویورک تایمز، اگر تنها ده سال بیشتر زنده می‌ماند، نامش در تاریخ ادبیات در کنار «جورج الیوت» و «شارلوت برونته» قرار می‌گرفت. از ویژگی‌های نثر «منسفیلد» می‌توان به  شروع بی‌مقدمه و ناگهانی داستان و پایان باز آن، بی‌آنکه نتیجه‌گیری از داستان شده باشد، کم‌کردن اهمیت پیرنگ و پرداختن به جزئیات، تمرکز بر دنیای درونی شخصیت‌ها به‌جای حوادث بیرونی و درآمیختن فضای داستان با احساسات اشاره کرد. 
مجموعه داستان «یک فنجان چای» که توسط نرگس انتخابی ترجمه شده است، 15داستان دارد. داستان اول با نام 
«فِرا برِشنماخر به عروسی می‌رود» به عقیده بسیاری از منتقدان، یکی از بهترین داستان‌های «منسفیلد» است که تصویری واقع‌بینانه، هرچند هولناک، از زندگی مشترک ارائه می‌دهد. 
دومین داستان با نام «کودکی که خسته بود» داستان تلخی است که «منسفیلد» آن را زمانی نوشت که دچار خونریزی و سقط جنین شده بود. بلندترین داستان این کتاب «در خلیج» است که در حقیقت دنباله یکی دیگر از داستان های «منسفیلد» با نام «پرلود» است با همان شخصیت‌ها. «مگس» داستان دیگر این مجموعه، درباره زخمی است که جنگ بر دل انسان‌ها می‌گذارد. این داستان تلخ از مهم‌ترین داستان‌های «منسفیلد» است و منتقدان آن را هم‌تراز داستان‌های «چخوف» می‌دانند. نکته جالب‌‌توجه در داستان‌های «منسفیلد» جایگاه پررنگی است که به زنان داده شده؛ او خصوصا در داستان‌های «درس آواز» و «یک فنجان چای» احساسات زنان را به‌صورت عریان و بدون سانسور نشان داده. از نویسندگان معاصر «منسفیلد» می‌توان به «دی.اچ. لارنس» اشاره کرد که شخصیت «کاترین منسفیلد» را در دو داستانش با نام‌های «عاشق» و «رنگین‌کمان» به تصویر کشیده است. «وی.اس.پریچت»، نویسنده و ناقد ادبی بریتانیایی در متنی درباره «منسفیلد» این‌گونه نوشته است: «نویسنده از فضیلت کمبودهایش بهره می‌برد و خوب نوشتن، ثمره نزاع او با ضعف‌هایش است. 
وقتی داستان‌های «کاترین منسفیلد» را همان طور که هستند در نظر می‌گیریم، درمی‌یابیم که او چه استفاده ناب و گاه درخشانی از شخص خود کرده است. بی‌ریشه، منزوی، زاهد، موذی، شیفته و دلباخته بی‌حدوحصر. «منسفیلد» داستان‌هایی نوشته است به شفافیت شیشه...» این نقد در پایان کتاب «یک فنجان چای» به‌عنوان پس‌گفتار آمده است.