printlogo


عیار پنهان سنگ‌ها
تنها فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در علوم انسانی نیستند که پس از اخذ مدرک، روز و شب در فکر کارمندشدن هستند. جامعه کارشناسان مهندسی نیز در این فرهنگ کارمندطلبی دنبال استخدام در اداره‌ها و شرکت‌های مختلف دولتی و خصوصی بزرگ هستند و البته تا زمانی که دولت، کارفرمایی بسیار بزرگ و مدعی است رفتار جویندگان مشاغل در بازار کار چنین خط‌مشی دارد. در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را به صنعت معرفی می‌کنند و از آن‌ها تقاضا می‌شود برای رفع مشکلی خاص در یکی از صنایع, مطالعات و اقداماتی انجام دهند، اما این فرایند در ایران بسیار نادر است. کارآفرین این شماره، جوانی ۳۴ساله است که وقت خود را صرف آزمون‌های استخدامی نکرد و با دست خالی و دانشی که آموخته بود، کارآفرین صنعتی شد که دوستش داشت. سید حسن حسنی متولد قم است، اما برای تحصیل به دانشگاه دولتی شهید باهنر کرمان رفت تا در استانی که به بهشت معادن شهره است، کارشناسی مهندسی معدن بخواند. او پس از فارغ‌التحصیلی، وارد صنعت شد و پس از طی پستی‌وبلندی‌هایی، در نهایت گروهی را بنیان گذاشت که اقدام تازه‌ای را به صنعت فراوری معدنی کشور اضافه کرد. در ادامه با کار او و شیوه فعالیتش بیشتر آشنا می‌شویم.
رضا واعظی‌زاده

معجزه با سنگ‌ها
«بسیاری از معادن کوچک‌مقیاس مس در حوزه تولید محصول با ارزش‌افزوده مناسب دچار مشکل هستند؛ محصول پرعیار این معادن خام‌فروشی می‌شود و محصول کم‌عیار، که البته دارای حجمی چندین برابر محصول پرعیار است، در محیط‌زیست رها می‌شود و عملا معدن‌دار متضرر اصلی این نوع تجارت است. ایده اولیه ما مبتنی بر تولید محصول با ارزش‌افزوده فوق‌العاده قابل‌توجه از سنگ معدن کم‌عیار یا با عیار متوسط است و بر این اساس با استفاده از ظرفیت‌های موجود در استان کرمان و صنعتی‌کردن طرح تولید کاتد مس به روش الکترووینینگ، اقدام به راه‌اندازی خط‌تولید کاتد مس کردیم.»
آیا این فراوری تجربه تازه‌ای در کشور است؟ اگر هست چگونه به آن دست یافتید و اگر نیست ابداع شما در کجاست؟ «در طول تجربه کوتاه و البته ارزشمند و قابل‌اتکای کاری خود، معدن‌داران بسیار زیادی دیده‌ام که منابع مالی لازم برای راه‌اندازی خط تولید کاتد یا کنسانتره مس ندارند، همچنین از دانش فنی لازم نیز بی‌بهره‌اند! این دست معدن‌داران با سرمایه‌ای بسیار ناچیز، اقدام به بهره‌برداری از معدن می‌کنند و چون منابع مالی کافی و دانش فنی در اختیار ندارند، در مدتی کوتاه مقدار اندکی محصول کلوخه خام معدنی تولید می‌کنند و با فروش آن، تنها بخشی از هزینه‌های خود را جبران می‌کنند و بعد از آن با به‌هم‌زدن آرایش معدنی زمین حتی امکان کار کردن آتی را برای خود مشکل و در مواردی غیرممکن می‌کنند. این یعنی عملا قفل‌شدن و تعطیلی معدن، یعنی از بین رفتن یک سرمایه، ولو کوچک ملی! از طرفی دانش فنی لازم جهت استخراج اصولی و استحصال و تولید محصول با ارزش‌افزوده عالی در بین دانش‌آموختگان دانشگاه‌های ایران، وجود دارد. اما امکان و اعتماد لازم معدن‌داران به مهندسان و طراحان خطوط فراوری خیلی کم است.» حسنی می‌گوید: «حتی با وجود دانش فنی در کنار معدن‌دار، سرمایه و منابع مالی لازم همچنان موضوع اصلی است. این هنر اصلی ما بود که توانستیم مجموعه‌ای منسجم از سه گروه مجزای معدن‌دار، فنی و سرمایه‌گذاری خصوصی را در کنار هم قرار دهیم و گام‌به‌گام این دانش فنی آزمایشگاهی را به خط تولیدی صنعتی تبدیل کنیم. هرچند این روش برای اولین بار نیست که در کشور اجرا می‌شود. اما بهینه‌کردن و از طرفی با حداقل امکانات هر یک از سه گروه یاد شده و در کنار هم نشاندن آنان، کاری است که در مختصات فعلی اقتصادی و فرهنگ گروه‌گریزی ایرانی، دشوار به نظر می‌رسید، ولی در نهایت طرحی که با ایده‌های سنتی مدیریت دولتی شاید ده‌ها میلیارد تومان هزینه در بر می‌داشت به لطف این اندیشه و کار تیمی با سرمایه‌ای چندین برابر کمتر به بار نشست. کار خاص ما بیشتر مدیریت منابع اقتصادی و انسانی بود. تجربه کار تیمی که مدیون فعالیت‌های معدنی، همچنین اجتماعی و فرهنگی من در دوران دانشجویی است.»
 
کار معدن با احترام به طبیعت
ویژگی مهم دیگر در کار حسنی و همکارانش، قرارگرفتن فعالیتشان در دسته صنایع تمیز و سودمند برای محیط‌زیست است. «محصول سنگ معدن کم‌عیار عملا در طبیعت رها می‌شود و برای تولید محصول پرعیار چندین برابر محصول کم‌عیار تولید می‌شود. ما از همین سنگ‌های کم‌عیار رها شده در معادن کوچک استفاده می‌کنیم و به‌نوعی ضربه‌ای که به محیط‌زیست وارد شده را تا حدودی جبران می‌کنیم.» او حاشیه سود این روش در فراوری را قابل‌قبول می‌داند. «صرفه اقتصادی این روش بالاست، چراکه از ابتدا برای تولید محصول نهایی برنامه‌ریزی می‌شود، محصولی که نقطه پایانی ارزش‌افزوده در فراوری محسوب می‌شود و بین مراحل تولید وقفه‌ای برای حمل به مرحله بعدی و زمان توقف سرمایه وجود ندارد. از طرفی فلز مس، فلز دهه‌های آینده است! این موضوع آن‌قدر واضح است که نیازی به توضیح ندارد. همه چیز نیازمند انرژی است و مس حامل انرژی.» حسنی اکنون برای ۲۰ نفر به‌طور مستقیم و حدود ۳۰نفر غیرمستقیم اشتغال‌زایی کرده است، اما سختی‌هایی دیده که لب به گلایه می‌گشاید: «مشکل اصلی صنعت و معدن به نظر من، سازمان صنعت و معدن است؛ کاغذبازی‌های بی‌مورد و طولانی، جلسات و کمیسیون‌هایی که در تاریخ‌های موعود برگزار نمی‌شود، عدم تنفیذ اختیارات مهم و راهگشا به استان‌ها، نبود کارشناسان و پرسنل کافی برای همین کاغذبازی‌های تحمیلی، فقط کافی است یک کارمند مرخصی باشد، این موضوع مختص سازمان‌های دولتی نیست؛ شرکت‌های نیمه‌دولتی، شبه‌دولتی یا خصولتی که در آن‌ها مدیران بازنشسته از نهادها و ارگان‌های نامربوط با تجربه و تحصیلات نامربوط، یک‌شبه در رأس بزرگ‌ترین مجموعه‌های صنعتی و معدنی کشور قرار می‌گیرند و چون بر مجموعه‌ خود هیچ تسلط و اشرافی ندارند، عملا باعث رکود مجموعه و دل‌زدگی کارآفرینان و سرمایه‌گذاران می‌شوند. مثل مورد اخیری که در منطقه ویژه اقتصادی سیرجان در برخورد با تیم مدیریتی آن برایم پیش آمد و در نهایت پس از دو ماه دوندگی عملا سرمایه‌گذاری که می‌توانست برای چند ده نفر اشتغال ایجاد کند، از سیرجان رانده شد، البته شکایت از کاستی‌ها مشکلی را حل نمی‌کند، ترجیح می‌دهم روی راه‌حل متمرکز شوم.»