با اجرای طرح تحول سلامت فرایند دسترسی بیواسطه بیمار به خدمات تخصصی و فوقتخصصی افزایش یافت که همین مسئله موجب افزایش هزینههای اجرای این طرح و افزایش فشار مالی به بیمههای درمانی شد. وقتی این مسیر را برای بیماران باز کردیم که برای درمان بیماریهای ساده نیز با کمترین هزینه به متخصص و فوقتخصص مراجعه کنند، این اتفاق دیر یا زود نتیجهاش را در «اقتصاد سلامت» نشان میدهد.
مشکلات مالی طرح تحول سلامت موجب شده برخی پزشکان نتوانند به مطالبات قانونی خود برسند. بهطور مثال، پزشک عمومی را سراغ دارم که حدود 14ماه است نتوانسته به مطالباتش برسد. البته پزشکان زیادی هم داریم که همین شرایط مشابه را دارند. همه اینها بخشی از نتایج طرح تحول سلامت بود. نباید از خاطر برد که با اجرای طرح تحول سلامت، رانت و فساد نیز در نظام سلامت افزایش پیدا کرد و بخش مهمی از اعتبارات این طرح کلان در این مسیر به هرز رفت.
البته نباید از حق هم گذشت که با اجرای طرح تحول سلامت، برخی خدمات درمانی با هزینههای کمتری به بیماران ارائه شد. مثلا در حوزههای جراحی و تامین پروتز بیماران، شاهد گشایشهای خوبی بودیم، ولی کفه نتایج منفی این طرح بیشتر از بار مثبت آن بود. معتقدم هماکنون از طرح تحول سلامت، فقط اسم آن باقی مانده است و عملا بودجهای برای اجرای آن وجود ندارد. در نظر بگیرید که با وجود مطالبات سنگین کادر درمانی در مراکز مختلف، کسی پاسخگوی مطالبات آنها نیست. این طرح هماکنون بهدلیل مسائل سیاسی و تعارفها اجرا میشود، ولی به نظرم باید واقعبین بود و شجاعانه، اجرای این طرح را متوقف کرد و بهجای آن، نظامنامه درستی برای نظام سلامت تدوین کرد. باید برنامهریزی علمی در نظام سلامت پی گرفته شود و از تجارب موفق جهانی در عرصههای مختلف نظام سلامت بهره ببریم.