printlogo


آدمهای معمولی
شاید نباید دردها را فریاد بزنیم
بهاره اسلامی

فکر می‌کردم دنیا به شکل هراس‌آوری ناامن شده. زلزله، سیل، قحطی، بیماری و فقر در صدر خبرهای روز بودند و هستند و هجوم همه این دردها، مرا از ادامه راه می‌ترساند. می‌ترسیدم زخم‌‌ها هر روز عمیق‌تر شوند و دردها با شدت بیشتری به سمتمان هجوم بیاورند. خبرهای تلویزیونی، گزارش‌های روزنامه‌ها و آنچه در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌چرخید، این احساس را تشدید می‌کرد. از لحظه بیداری تا زمانی که چشم‌هایم را می‌بستم، منتظر وقوع فاجعه‌ها بودم و این هراس هر روز بیشتر از قبل آزارم می‌داد. خبرهای بد همه جا بودند؛ در محل کار، مهمانی‌ها و حتی تاکسی‌های شهر شنیده می‌شدند و راهی برای فرار از آن‌ها وجود نداشت.
چند سالی گذشت تا سنگ‌هایم را با خودم وابکنم و بفهمم که چطور تمام تلاشم را برای گزینش خبرهای منفی به خرج ‌دهم و بی‌تفاوت از کنار خبرهای دیگر بگذرم. خیلی طول کشید تا بفهمم که با بی‌توجهی به سلامت آدم‌های اطرافم و مدام فکرکردن به بیماری یکی از آن‌ها خودم را در دام اضطراب و وحشت می‌انداختم.
دنیا گاهی به شکل هراس‌آوری ما را غم‌زده می‌کند. گاهی در اوج ناباوری، سیل، عیدمان را عزا می‌کند و بیماری، خوشی‌مان را نابود. اما واقعیت این است که همه روزهای عمر ما به این شکل نمی‌گذرد. واقعیت این است که روزها و روزها و روزهایی را بدون سیل، زلزله، بیکاری یا مرگ می‌گذرانیم و در هجوم اخبار منفی، به‌جای توجه به امنیت و آرامش آن روزها، منتظر فاجعه تازه می‌نشینیم. واقعیت این است که ما در نبود فاجعه، مدام خاطرات فجایع دور و نزدیک را مرور می‌کنیم یا اینکه از احتمال فجایع نیامده حرف می‌زنیم. اضطراب، بیماری نسل ماست. مایی که از رسانه‌های ارتباط‌جمعی و شبکه‌های اجتماعی جدا نمی‌شویم. مایی که تنها در چند دقیقه بعد از وقوع فاجعه، همه جزئیات آن را می‌بینیم و می‌شنویم و احساس می‌کنیم که لحظه‌لحظه‌اش را خودمان تجربه کرده‌ایم. واقعیت این است که ما دیگر نمی‌توانیم بدون شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها سَر کنیم، اما آنچه مشخص است، این است که باید دنیایمان را فارغ از این اخبار و رویدادها هم ببینیم. در دنیای ما، علاوه بر ناامنی‌های جهانی، بیماری‌ها یا بلایای طبیعی، سلامت، عاشق‌شدن، تولد و زندگی طبیعت هم وجود دارد. در همین دنیا، درست در لحظه آوارشدن زلزله، کودکانی از دل امید به دنیا می‌آیند و شاید وقت آن رسیده که این واقعیت‌ها را با دل و جانمان ببینیم.