
وقتی صحبت از عزیزان بازنشسته بهمیان میآید، توجه همه به ضعف و سستی در این دوران و کاهش قوا جلب میشود. در حالی که افرادی در اطراف ما زندگی میکنند که با وجود سن بالا، همچنان با همان نیرو و قدرت دوران جوانی به زندگی خود ادامه میدهند. از جمله پدر 137ساله سنندجی، مادر 122ساله بروجردی، پدر 112ساله طارمی در استان گیلان، پهلوانحیدر 108ساله، مادر 102ساله تهرانی و... بنابراین تحلیل قوا، تنها در باورها و افکار ما وجود دارد. در صورتی که ما بپذیریم که بعد از 50سالگی، بدن ما با افت قوا مواجه میشود، بدن نیز، فوراً براساس باورهای ما عمل کرده و قوای ما تحلیل میرود. مطابق تحقیقات بهعمل آمده، بیماری در سنین بالای 50سال، امری طبیعی و اجتنابناپذیر نیست، اما بروز افسردگی میتواند بهدنبال خود، بقیه بیماریها و تحلیل قوا را نیز به همراه داشته باشد. مطمئناً شما نیز عزیزان پیشکسوت(بازنشسته) سالخوردهای را مشاهده کردهاید که حتی برای انجام کارهای بسیار کوچک خود هم احتیاج به کمک دیگران دارند و دلیل و منطق آنها این است که دیگر توانایی انجام آن کارها را ندارند. باید خود را از این دام ضعف و سستی که بهواسطه باورهای غلط و شاید در بعضی از موارد نیز بنا بر شرایط خاصی گریبانگیر ما شده، برهانیم. آقای دکتر «وین دایر» در کتاب «سررشته زندگی خود را در دست گیرید» آورده: «برای اینکه جایگاه واقعی خویش را در زندگی بهدست آورید و به رفاه و آرامش روحی و غنا و برکت برسید، باید از جا برخیزید و با تلاش و کوشش بهپیش بتازید.» شما با سستی و بیحالی به افکار و احساسات منفی میدان عمل میدهید و عرصۀ ذهن را برای تاختوتاز افکار سیاه آماده میکنید. بنابراین بهجای اینکه ناله و فغان کنید و اوضاع نامساعد خود را به طبیعت، روزگار، سن و فلک غدّار نسبت دهید، گره از ابروان بگشایید، به هدایت باطنیتان اعتماد کنید و دست بهعمل بزنید.