سارا م. پرادو
اگر چهار سال پیش به من میگفتید که به کالج خواهم رفت تا معلم شوم، احتمالا میزدم زیر خنده. کل مدت دبیرستان دلم میخواست هر چیزی باشم به جز معلم. سال آخر با خود گفتم که یک اقتصاددان موفق خواهم شد و وارد دانشکده اقتصاد شدم. فکر نمیکنم در زندگی از هیچ چیز به اندازه دانشجوی اقتصاد بودن متنفر باشم.
بهخاطر دارم که وقتی آزمون استعداد تحصیلی دادم با خود گفتم که دیگر هرگز در هیچ آزمون استانداردی شرکت نخواهم کرد حتی اگر زندگیام به آن وابسته باشد. الان در وقفههای کوتاهی که بین نوشتن، ویراستاری، پرستاری کودک و تدریس خصوصی دارم، مشغول مطالعه برای آزمون گواهی معلمی آمریکا هستم. چه چیزی باعث شد تا چنین تغییر بزرگی در انتخاب شغل خود داشته باشم؟ وقتی دانشجوی سال اول و بسیار بیپول بودم، تصمیم گرفتم راه سادهای برای پول درآوردن پیدا کنم. یک روز در یکی از صفحات فیسبوک که در آن عضو بودم به خانمی برخوردم که برای فرزند خود بهدنبال معلم خصوصی بود. ناگهان به ذهنم خطور کرد، میتوانم معلم خصوصی فرزندش باشم. معلمهای خصوصی پول خوبی درمیآورند بدون اینکه ساعات زیادی کار کنند، بنابراین در هر گروهی که عضو بودم پست کردم که میتوانم معلم بچههایی باشم که در درس احتیاج به کمک دارند. در عرض چند دقیقه پیغامی از یک خانواده در «اسپرینگفیلد نیوجرسی» دریافت کردم. نمیدانم چطور توضیح دهم که وقتی برای اولین بار به خانه آنها میرفتم چقدر مضطرب بودم. در همان اولین ساعتی که با دانشآموز خود میگذراندم متوجه شدم کاری که در زندگی خود انجام میدهم مرا خوشحال نمیکند. از آن لحظه به بعد نمیتوانستم رفتن به کلاسهای اقتصاد را تحمل کنم. کمک به دیگران کاری بود که من برای انجام آن به زمین آمده بودم.
بلافاصله رشته تحصیلی خود را به آموزش تغییر دادم و شروع به یافتن موقعیتهای تدریس بیشتری کردم. خیلی زود همزمان با چهار خانواده برای تدریس به فرزندانشان شروع به همکاری کردم. یکی از آنها پسربچهای بود که واقعا فکر نمیکنم قبل از ملاقات با او تا این اندازه فهمیده باشم چقدر میخواهم یک آموزگار باشم. این پسر بچه مشکل خیلی اساسی در درس نداشت، اما خانواده او با من تماس گرفتند که به او کمک کنم مهارتهای ریاضی خود را افزایش دهد. نگاه او هروقت که موفق میشد مفهومی را درک کند، چیزی است که دلم میخواهد هر روز بهعنوان معلم تجربه کنم. او الهامبخش و نیروی محرکهای برای من بود تا به معلم بهتری تبدیل شوم. وقتی برای اولین بار تدریس خصوصی را شروع کردم، هرگز فکر نمیکردم که مسیر شغلی خود را تغییر دهم، چراکه تدریس برایم بسیار لذتبخش است. تد ریس به من یاد داد که هرکس میتواند تغییری برای دیگری ایجاد کند و مهم نیست که این تغییر چقدر کوچک باشد. به این ترتیب دنیای کاملا جدیدی را به روی من گشود.