printlogo


یادداشت
ضرورت ورود بیمه‌های اجتماعی به مهارت‌آموزی
حسام نیکوپور؛ معاون پژوهشی موسسه عالی پژوهش تامین‌اجتماعی

بازار کار و نقش‌آفرینی نیروهای کار و تولید، مستلزم برخورداری از سطح قابل‌اتکایی از شغل، آموزش و مهارت است. درباره ارتباط متقابل مهارت و تامین‌اجتماعی در هر دو بُعد عرضه‌وتقاضا می‌توان بحث کرد. طبیعی است که در رابطه با بیمه‌های اجتماعی اشتغال‌محور و بازار کار، هرچه مهارت شاغلان بیشتر باشد، به‌منزله پایین‌بودن حوادث شغلی، سالم بودن افراد، پایداری مالی بیمه‌پردازان است که در نهایت منجر به پرداخت حق‌بیمه‌ها با پایه کسور بیمه‌ای بالاتر می‌شود و منبع درآمدی پابداری برای صندوق بیمه‌ای خواهد بود. گذشته از این‌ها، اتحادیه بین‌المللی تامین‌اجتماعی یکی از 10‌چالش سیستم‌های تامین‌اجتماعی را، اشتغال کارگران جوان شناسایی کرده است. محور چالش اشتغال جوانان این است که عموم این افراد (در سنین 15 تا 25ساله) آموزش همراه با مهارت را فرانمی‌گیرند و وارد بازار کار نمی‌شوند که تهدیدی جدی علیه منابع صندوق‌های بازنشستگی است. «ایسا» به کشورها توصیه می‌کند که همیشه میان توزیع مزایا میان سالمندان یا هزینه و سرمایه‌گذاری روی جوانان برای جذب آن‌ها به صندوق، دومی را انتخاب کنند. یعنی صندوق‌ها هزینه‌هایی برای توانمندسازی و مهارت‌اندوزی افراد جهت حضورشان در بازار کار اختصاص دهند تا از این طریق بتوانند منابع مالی برای خود ایجاد کنند. موضوع اشتغال کارگران جوان ماهر نیز در همین چارچوب تحلیل می‌شود. در حقیقت «ایسا» از صندوق‌ها می‌خواهد از نقش امنیت درآمدی خود فراتر بروند و برای توانمندسازی نیروی کار، سرمایه‌گذاری اجتماعی انجام دهند. جالب است در سال 2015میلادی حدود 300میلیارد دلار دستمزد به علت حضور نیافتن جوانان در بازار کار از بین رفته است. اگر این رقم را با نرخ فرضی حق‌بیمه متوسط جهانی محاسبه کنیم، آن وقت روشن می‌شود که چند هزار میلیارد تومان پول وارد صندوق‌ها نشده است. بحث دیگر این است که اکثر بیکاران را جوانان تشکیل می‌دهند و از طرفی نیز چون این گروه‌های سنی عموما مهارت ندارند، به پایداری شغلی دست پیدا 
نمی‌کنند. 
شواهد علمی نیز اثبات کرده‌اند که در بحران‌های اقتصادی، جوانان هستند که کار خود را از دست می‌دهند و در نهایت منجر به افزایش فشارها بر صندوق بیمه‌ بیکاری می‌شود. یعنی مقرری‌بگیران از نظر میانگین سنی عموما افرادی هستند جوان و فاقد مهارت. در نتیجه «ایسا» توصیه می‌کند صندوق‌های بیمه‌ای همان طور که در حوزه سلامت، سیاست‌های پیشگیرانه اتخاذ می‌کنند، مهارت‌آموزی جوانان را جدی بگیرند و از بیکار شدن آن‌ها پیشگیری کنند. موضوع دیگر این است که بیکاری و اشتغال ناقص چالشی جهانی است و اگر کل سازمان‌های بیمه‌گر اجتماعی مراکز و متولیان خدمات اشتغال عمومی و نهادهای تحصیلی و آموزشی، واکنش سیاستی هماهنگ و همکاری داشته باشندچشم‌انداز روشن‌تری برای رفع چالش‌های این حوزه در دسترس قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، مسئله امروز ما این است که نهادهای اشتغالی و آموزشی با صندوق‌‌های تامین‌اجتماعی همکاری ندارند و این بر عمق بحران‌ها افزوده است. براساس آمارها دوپنجم کارگران جوان در دنیا دسترسی به مشاغل شایسته ندارند و عموما یا در بخش‌های غیررسمی شاغل‌اند، یا بیکارند یا اینکه اساسا دوره‌های آموزشی خود را تمام نکرده‌اند. به همین دلیل است که توصیه می‌شود بیمه‌ها به حوزه آموزش و مهارت‌آموزی ورود کنند. نکته اینکه اگر صندوق‌های بیمه‌ای قانع شوند روی کارگران بخش غیررسمی جوان یا زنان، سرمایه‌گذاری اجتماعی کنند و زمینه مهارت‌آموزی آن‌ها را فراهم کنند، مهم است که واکنش‌ها سریع و به‌موقع باشد. کما اینکه بعد از رکود جهانی سال2008، اتحادیه اروپا در سال2013، صندوق «تضمین کار جوانان» را برای گروه‌های سنی تا 25سال تاسیس کردند. ایجاد چنین صندوقی از این ایده نشئت می‌گیرد که قرار نیست دانشجویان در دانشگاه مهارت‌ها را فرابگیرند و بر همین اساس دوره‌های مهارت‌آموزی سه تا چهار ماهه را برای دانش‌آموختگان راه‌اندازی کرده‌اند. هدف این صندوق این است که با ارائه مهارت‌ها به فارغ‌التحصیلان، به پایداری مشاغل کمک کنند. در عمل نیز کارایی این صندوق و برگزاری دوره‌های عملی کارآموزی آن‌قدر بالا بوده که بیکاری جوانان در برخی کشورها مانند دانمارک به‌شدت کاهش یافته است. در مقام مقایسه، در ایران سازمان آموزش فنی‌و‌حرفه‌ای و وزارت علوم هر دو در حوزه مهارتی و آموزشی فعال‌‌اند، اما آیا به‌صورت ساختارمند و هماهنگ عمل می‌کنند؟ توصیه «ایسا» روشن است: صندوق‌های بیمه‌ای دوره‌های کوتاه‌مدت سه تا چهار ماهه مهارت‌آموزی را به منظور ارتباط بازار کار و حوزه آموزش برگزار کنند. نکته این است که این دوره‌ها باید به‌موقع و در زمانی کوتاه بعد از دانش‌آموختگی جوانان برگزار شود. اتفاقی که در کشور ما افتاده این است که ما با بیکاری بلندمدت نیروهای کار روبه‌رو هستیم به‌طوری که طبق آمارها 47درصد این افراد کسانی‌اند که 19ماه و بیشتر بیکاری دارند. در عین حال درصد اشتغال ناقص در کشور ما بسیار بالاست. این‌ها همگی علائم و شاخص‌هایی هستند که علت اصلی‌شان بی‌مهارتی نیروهای کار است که همگی هم از قضا منابع مالی صندوق‌های بیمه‌ای به‌علاوه صندوق بیمه بیکاری را متاثر می‌‌کنند.