تا چند روز دیگر، طرح تحول سلامت وارد سومین سال اجرای خود میشود. از همان روزهای ابتدایی اجرای این طرح، جمعی از کارشناسان دغدغه داشتند که این برنامه کلان نباید به شکل «مشکلمحور» و «بیمارمحور» به مسائل نظام سلامت نگاه کند. همچنین هشدار دادهشد که در اجرای این طرح باید همه متصدیان حوزه سلامت، اعم از جامعه پزشکی و بیمهها دیده شوند، اما متاسفانه به برخی ایرادهای کارشناسان ما چندان توجهی نشد. در ضمن اجرای این طرح، شاهد بودیم که نسخهای را پیچیدند که به طور منطقی باید همه گروههای فعال در حوزه سلامت در آن دیده میشدند، اما در نسخهای که پیچیدند نقش بسیاری از گروهها، افراد و سازمانها دیده نشد.
حالا در آستانه ورود به سومین سال اجرای طرح تحول سلامت، شاهد هستیم که تاخیر برخی بیمهها برای پرداخت مطالبات مراکز درمانی به حدود یک سال رسیده است. با نگاهی علمی به مسائل نظام سلامت، این تاخیر بیمهها قابل پیشبینی بود، زیرا منابع اجرای طرح تحول سلامت بهشکل پایدار دیده نشد و بار بزرگی از اجرای طرح به دوش بیمهها افتاد، بدون آنکه به اعتبارات آنها توجهی شود. مسئله دیگر دراجرای طرح تحول سلامت، سوق دادن افراطی منابع نظام سلامت به سمت هزینههای درمان بود. این منابع در اغلب موارد به شکلی افسارگسیخته و بدون مدیریت علمی به نظام درمانی تزریق شد و در این فرایند، عمل به راهنماهای بالینی نیز به دست فراموشی سپرده شد. اجرا نشدن نظام ارجاع ادامه راه طرح تحول سلامت را با چالش مواجه کرد و هزینههای سلامت را افزایش داد، بدون آنکه کیفیت درمان افزایش پیدا کند. به همه این دلایل است که کارشناسان تاکید دارند برای ادامه راه طرح تحول سلامت، باید بازنگری جدی صورت گیرد تا به سمت نظام ارجاع حرکت کنیم. برای اجرای موفق طرح تحول سلامت در آستانه سهسالگی این طرح، باید به تدوین راهنماهای بالینی توجه بیشتری شود. در این راستا، باید پیشگیری و بهداشت در اولویت نظام سلامت قرار بگیرد تا بتوانیم کاستیهای گذشته را جبران کنیم و فعالیتهای اجراشده در نظام سلامت را به ریل برنامههای علمی بازگردانیم.