اول ماه می و یازدهم اردیبهشتماه بهعنوان روز کارگر همواره یادآور تاریخ پرفرازونشیب تلاشها و مبارزات کارگران در طول تاریخ است. حقوق شهروندی نسل اول و دوم، شامل حقوق سیاسی و مدنی، در پی دستیابی به آگاهی و ظهور و بروز طبقه کارگر، طی مبارزات قرون 18 و 19 به دست آمد و اما حقوق اجتماعی بهعنوان مهمترین بخش حقوق شهروندی حاصل مبارزات و تلاشهای آگاهانه در سالهای پایانی قرن 19 و قرن 20 است، دستاوردی که مقوم حقوق سیاسی و مدنی کارگران محسوب میشود. در تامیناجتماعی، بهعنوان مهمترین دستاورد بشری در تامین حقوق اجتماعی شهروندی، از سویی برخلاف نسلهای گذشته حقوق شهروندی نگاهی ایجابی به دولت دارد و به عبارتی حضور دولت در برآوردن این حق الزامی است و از سویی دیگر حاکمیت دو سوی دیگر یعنی کارگر و کارفرما بهعنوان دو رکن اساسی گفتوگوی مبنای ایجاد تامیناجتماعی در شکلگیری دموکراتیک تامیناجتماعی به رسمیت شناخته شده است. سهجانبهگرایی در تامیناجتماعی شرط اساسی جلوگیری از انحصار دولتی و مخدوش شدن ساختار دموکراتیک این نهاد است و بر این اساس است که کارایی و کارآمدی این نظامات تضمین میشود و مقوله انصاف در برآوری عدالت وارد میشود. با توجه به ساختار بیمههای اجتماعی در نظامهای سهجانبهگرا، سازمانهای بیمه اجتماعی ازجمله نهادهای مدنی هستند و در دل این حوزه تعریف میشوند. سازمان تامیناجتماعی در ایران نیز در این شمار میآید. نگاهی به عملکرد سازمان تامیناجتماعی در ایران نشان میدهد که این سازمان در پاسخ به کارکرد سرشتی و کارویژههای خود یکی از مهمترین و کارآمدترین نهادهای مدرن در تاریخ معاصر ایران است و به یقین میتوان گفت یکی از بزرگترین دستاوردهای جامعه مدنی در گام نخست پایگیری این سازمان است و هیچ نهادی را در عرصه مدنی نمیتوان یافت که با این گستره از فعالیت به وجود آمده باشد و تا این حد تاثیرگذار و موفق بوده باشد. سازمان تامیناجتماعی عملکرد و پایداری خود را تاکنون مرهون قوام نهادی خویش بوده، به عبارتی آنچه تاکنون باعث عملکرد موفق نسبی تامیناجتماعی در قیاس با سایر نهادهای دولتی و مدنی شده، مبانی استواری است که این سازمان بر آنها بنیان نهاده شده است. مبانی قانونی و سازوکارهای برشمردهشده در این سازمان از چنان قوتی برخوردارند که تاکنون این سازمان و عملکرد آن را توسعه بخشیدهاند و در این وادی موفقیت این سازمان را نمیتوان چندان به مدیریت حاکم بر این سازمان در دهههای گذشته نسبت داد. و اما در این زمان با توجه به شرایط حاکم بر فضای اقتصادی، شرایط اجتماعی و جمعیتی و رویکردهای فضای تصمیمگیری نمیتوان تنها به قوام نهادی این سازمان دل خوش کرد و مدیریت این سازمان و محیط پیرامونی آن، اهمیت بسیار بیشتری نسبت به گذشته یافته است. نهادهای کارگری لازم است از انفعال بیرون بیایند و آنچه پایداری مالی و عملکردی سازمان را مخدوش میکند مورد نظر قرار دهند و برای آن چارهای بیندیشند. هماکنون بخش قابل توجهی از کارگران و نیروی کار شاغل به لحاظ نظامنیافتگی بازار کار و سهم بزرگی که بخش غیررسمی در اقتصاد ایران دارد در شمار بیمهشدگان سازمان قرار ندارند و صندوقهای اختصاصی که با وجود اصول اولیه تامیناجتماعی در فضایی منفک و به دور از نظارت مدنی شکل گرفتهاند با بحران دست و پنجه نرم میکنند و عملا کمتر مجالی برای بقا دارند. این موارد نشان از نقصانهایی میدهد که هماکنون و در آینده رو به گسترش دارد. نهادهای کارگری و کارگران با نگاهی به شرایط حاضر به نظر میرسد که باید با حساسیت بیشتری به این بخش نظر داشته باشند و ساماندهی بازار کار و اشتغال و ساماندهی و تقویت بنیانهای تامیناجتماعی را مد نظر قرار دهند. مهمترین جهتگیریها و اقدامات لازم در این خصوص را بهاختصار چنین میتوان برشمرد:
ایجاد حساسیت آگاهانه و تقویت آگاهی جامعه از اهمیت تامیناجتماعی و تقویت و توسعه نهادهای دموکراتیک کارگری
بازنگری در قوانین و رفع نواقص حوزههای اقتصادی اجتماعی، ازجمله بازار کار در جهت توسعه قابلیتهای محیطی و عملکردی سازمان، گسترش پوشش و پاسخگویی به حقوق اجتماعی شهروندی در حوزه بیمههای اجتماعی
توسعه گفتوگو میان ارکان سهجانبه تامیناجتماعی
بازگرداندن و تقویت سهجانبهگرایی در حوزه تامیناجتماعی در ابعاد سیاستگذاری، نظارت، کنترل و مدیریت و تامین استقلال اداری و مالی سازمان تامیناجتماعی و تقویت مدیریت علمی و حرفهای حوزه تامیناجتماعی