کارشان قماربازی است، قمار روی جانشان. آنها که روزمرهترین اتفاقهای زندگیشان دستمایه جدیدترین فیلمهای پلیسی است، تعقیب و گریز و سرقت مسلحانه برایشان عادی است. ورود افراد ناشناس به این حرفه ممنوع است. گروهی که مسئولیت انتقال سازههای زیبا و گرانبهای طلایی از مراکز تولید به بازارهای محلی را به عهده دارند. بیش از سرمایه، نیاز به اعتبار و اعتماد سازندگان و البته خریداران دارند که در صورت خدشهدار شدن دیگر قادر به ادامه فعالیت در این حرفه نیستند. صحبت از آنهایی است که در بازار طلافروشان به «کیفیها» مشهورند. این گروه یا دارای سابقهای طولانی در این حرفه هستند و برای کارگاههای تولیدکننده کاملا شناخته شدهاند یا اینکه با سفارش چند نفر از معتمدان بازار طلا و جواهر به این کار وارد میشوند.
عباس حکیم قدس یکی از همان سفارششدههاست که در این حرفه مشغول است و برای خودش جایی میان این بازار دهانپرکن باز کرده است. «ارتباط در این شغل کمی مجهوله، یعنی بیرون از دایره طلافروشان و بنکدارا کسی نمیدونه ما کارمون چیه.» این حرفه آنگونه نیست که فردی تصمیم بگیرد آن را شروع کند و از فردای آن روز در گروه کیفیهای بازار فعالیت کند. «ورود به این گروه باید با تایید یک پیشکسوت یا بنکدار باسابقه باشه.» البته این اتفاق هم برای خودش هفتخوانی دارد. «کیفی تازهکار باید یک سفر کاری همراه بنکدار بره تا چموخم این حرفه رو یاد بگیره. حملونقل جنس، محاسبه و جمعآوری فاکتور بعدش، یکی دوبار وزن سبک امتحانی میبره تا اینکه بتونه وارد سیستم بشه.»
کار در سیستم
بعضی از کیفیها اگر وسع مالیشان برسد اقدام به خرید محصولات از سازندگان طلا میکنند و بعد از انتقال و فروش آنها به بنکدار محلی کسب درآمد میکنند. اما گروه دومی هم هستند که عباس درباره آنها میگوید: «کارشون نقلوانتقال طلای ساختهشده از کارگاه به بنکداری و برگرداندن حسابه. این وسط یه چیزی هم از اجرت درصد ساخت طلای فروختهشده بهعنوان پورسانت گیرشون میاد.» این قسمت آسان کار است، وقتی نقلوانتقال قرار است شهری و در همان محدوده بازار باشد.
گاهی ممکن است این گروه با دریافت کار ساخته از کارگاههای تولید طلا آن را به شهرستان ببرند و این تازه اول راه پرمخاطره است. «کار بردن برای شهرستان خطر زیادی دارد، چون ممکنه مسیر حرکت لو بره و هرلحظه عدهای بهت حمله کنن. بیشترم با سلاح گرم این اتفاق میافته. همین چند وقت پیش بود که قمه کردن تو پهلوی یکی از بچهها و مجبور شد هشت متر از رودهاش رو ببره.» به همین خاطر است که آنها یا به صورت گروهی به سفر میروند یا اینکه دائم با یکدیگر در حال تماس هستند تا به سلامت به مقصد برسند و اجناس امانی را تحویل صاحبانشان بدهند. ساعت حرکت از مبدا به مقصد یا برعکس، مسیر حرکت، وسیله سفر، حتی لباسهایشان در طول مسیر دائم تغییر میکند تا از سوءقصد سارقان در امان باشند. وسیله نقلیه خصوصی، هواپیما و اتوبوس از اصلیترین وسایل حملونقل آنهاست. این گروه که معمولا یک نوع کار تولیدی کارگاهی خاص را به بازار مصرف انتقال میدهند از سوی اتحادیه کارت شناسایی دریافت میکنند و مورد تایید بازار هستند، بنابراین هیچ جایی برای سوءاستفاده نیست. این کارت شناسایی به این دلیل برایشان صادر میشود که «یه جایی اگر مشکل امنیتی پیش بیاد میتونیم از پلیس کمک بگیریم یا اینکه به مامورای بهخصوص فرودگاه ثابت کنیم این مقدار طلا برا کجاست و مال کیه یا اینکه
به کجا میره.»
پول درآوردن از سیستم
این گروه پس از رسیدن به مقصد شروع به توزیع طلاها میکنند. «بعد از اینکه مال رو دادی دست مشتری باید وقت تلف کنی تا عصر و بعدش شروع میکنی به جمع کردن مطالبههای هفته قبل یا ماه قبل خود و بهاصطلاح حساب بازشان رو میبندی.» این پروسه با توجه به فعالیت این گروه هر هفته یا هرماه تکرار میشود. «دستمزد ما اینجوریه که کارگاه سازنده یه مدت اعتبار رو برای ما تعیین میکنه، بین یک هفته تا یک ماه. بعد نسبت به بازپرداخت طلای دریافتی از کارگاه طی اون مدت یه درصدیاش به ما میرسه و البته درصدی هم از تخفیف تولیدکننده نسبت به کارمزد ساخت طلا نصیب ما میشه.» اینها تنها گوشهای از زندگی پرمخاطره کسانی است که هرلحظه از زندگیشان با استرس و ترس میگذرد. ترس از دست دادن جان یا به باد دادن مال دیگری و پول درآوردن با این همه مخاطره نه جای تعجب بلکه جای تحسین و شگفتی دارد.