پس از گذشت شش ماه، مدیر عامل سازمان تامیناجتماعی توسط هیئتامنای سازمان انتخاب شد. از دیدگاه بنگاهداری، بر کسی پوشیده نیست که خلأ ارکان شرکتی تا چه اندازه میتواند برای سازمان هزینهساز باشد. واقعیتی که حتما برای سازمان هم اتفاق افتاده است، اما بهدلیل اینکه قابل حسابرسی و حسابداری نیست در لابهلای هزینههای سازمان، خود را پنهان کرده است. به هر تقدیر، پس از فرازونشیبهایی که عمدتا ناشی از انتخاب بهینه در راستای تعامل با نهاد دولت است، مدیرعامل بر راس هرم سازمان مستقر شد. از نگاه مدیریتی، مدیرعامل منتخب، حلقه مشترک گروههای متعددی است که باید با هم تعامل کنند؛ کارگران و بیمهشدگان (اعم از شاغل و بازنشسته) کارفرمایان و دولت و البته کارکنان سازمان هر یک به نوبه خود منشأ اثرگذاری و اثرپذیری مدیرعامل هستند.
به این مجموعه البته باید مشکلات مالی و سازمانی را هم اضافه کرد و اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم باید اجازه دهیم مرحله شناخت مدیریت جدید کامل شده و فرصتها و چالشها از نگاه مدیرعامل شناسایی شود تا در یک فضای آرام که البته بخش چشمگیری از آن باید توسط مدیریت فراهم شود، اجازه فعالیت داده شود. ولی باید گفت مسائل روزمره سازمان بیشترین وقت مدیریت سازمان را به خود اختصاص خواهد داد. امروز، سازمان با مشکل تامین نقدینگی در هر ماه برای ایفای تعهدات خود روبهروست و این اولین مسئلهای است که باید به آن پرداخته شود. در این راستا، اگر کمک دولت و سیستم بانکی نباشد، شاید فرصت کافی برای بررسی و حل سایر مشکلات باقی نماند. درمان نیز اولین چالش پیش روست، هم به لحاظ تامین بودجه ونقدینگی لازم و هم از جهت تامین ملزومات تجهیزات و دارو. با توجه به قیمتها که بهشدت فزاینده است قطعا بودجه فعلی درمان تکافوی هزینهها را در سال98 نخواهد کرد و این خود می تواند به دامنه نارضایتی خدمتگیرندگان بیفزاید ، لذا به نظر میرسد تعامل با وزارت بهداشت و درمان و کارکنان بخش درمان، یکی از راهحلهای کوتاهمدت برای حل آن است. حوزه سرمایهگذاری و شستا نیز بهطور تاریخی یکی از چالشهای هر مدیری در سازمان است که پای هر مسئولی را در سازمان و هر وزیری را در دستگاه اجرایی مربوطه به کمیسیونهای مجلس باز میکند. اگر بخواهیم واقعبین باشیم، مهمترین موضوعی که به بیثباتی مدیریت سازمان دامن میزند، همین حوزه است و هنر مدیریت سازمان برای موفقیت، میتواند درچگونگی مواجهه با این موضوع باشد. ظاهرا هر مدیریتی که بتواند در این حوزه برای خود امنیت فراهم کند، فرصت خواهد داشت که سایر حوزهها را هم به خدمت بگیرد. تاریخ نشان داده که بیشترین انرژی مدیریت سازمان در بخش سرمایهگذاری و شستا هزینه میشود. به هر تقدیر، به نظر میرسد مدیرعامل جدید سازمان در تامیناجتماعی با تجربیاتی روبهرو میشود که شاید تاکنون مجموعه آن را درکنارهم در جای دیگری بهخاطر نداشته باشد.بی شک موفقیت در این سازمان نشانگر آن خواهد بود که چنین مدیریتی قادر است که در همه حوزههای مدیریتی دشوار وپیچیده دیگر نیز موفقیت کسب کند.