ریشهیابی بیاعتمادیها ادامه دارد...
استان لرستان، سومین استان پُرآب کشور با 23رود در فروردین ماه 1398 دچار سیلی بیسابقه شد. پس از وقوع سیل در این استان، کارگروهی متشکل از جامعهشناسان، پزشکان و مددکاران اجتماعی از سوی انجمن جامعهشناسی استان مرکزی، کار مشاهده میدانی از مناطق سیلزده را طی روزهای 29فرودین تا یکم اردیبهشت98، آغاز کردند. یافتههای مشاهداتی، شامل بحران بیاعتمادی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، اعتراضات اجتماعی حین رخداد سیل و بعد از آن، کمکاری شدید و نارسـایی رسانهها قبل، حین و بعد از سـیل، سردرگمی و ترس، بیمسئولیتی مدیران در اقدامات پیشگیرانه، غلبه روحیات مردسالارانه در مناسبات خانوادگی و اجتماعی و افزایش آسیبهای اجتماعی بهخصوص برای زنان و کودکان، اسکان موقت و آسیبهای ارتباطات اجتماعی و فردی (خشونت، کمتحملی، سوءظن، اعتیاد، طلاق، خودکشی و...)، تقدیرگرایی، فقدان مسیرهای مؤثر برای مطالبهگری و... میشد.
پس از مشاهدات میدانی و شنیدن سخنان مردم و مشکلات و نگرانیهای آنها و نیز تعامل با کارشناسان، تیم جامعهشناسان استان مرکزی پیشنهادهای خود را به این شرح ارائه کردند: تهیه چکلیست اموال و داراییهای تکتک منازل، مشخصکردن خدماترسانی و اطلاعرسانی همگانی، رعایت عدالت در توزیع و خدماترسانی، توجه به تبعات کوتاهمدت و بلندمدت (مهاجرت و حاشیهنشینی، بیهویتی و انواع آسیبهای اجتماعی و روانی)، تشکیل جلسات با مسئولان برای آینده این منطقه، ارزیابی رخدادهای مشابه و آمادگی مطلوب، مشارکت در همه سطوح با مردم بهعنوان یک اصل و نشستهای صمیمانه با معتمدان و مطلعان روستاها با هدف آگاهیرسانی از خدمات و برنامهها، بهرهگیری از اطلاعات بومیان و نظرات کاربردی راهحلجویانه به شکل مرتب (هفتگی) و انعکاس نشستها و نظریات به ردههای بالاتر.
همچنین نکات اثرگذار در بهبود وضع موجود حاصل از مشاهدات میدانی انجمن جامعهشناسی استان مرکزی به این شرح به دست آمد: نیاز به مطالعات فرهنگی و آموزش و اصلاح تصوراتی مبنی بر جامعه بلاتولید، بلاپذیر و بلاخواه. حل معضل تعهد مسئولان با فشار از پایین و بهطور مشخص، مطالبهگری ساختاری از سطح مدیران رده پایین و میانی و از طریق تشکلهای علمی و ساماندهی مشارکت مردم در ساختارها. افکارعمومی فراموشکارند، اما حافظه اجتماعی قدرتمند است، بنابراین باید با کمک به حفظ مستندات از طریق گزارشگری و مستندسازی، جشنوارهها، موزه، حکایات، روایات، خاطرهنویسی، تکنگاریها، بایگانی تاریخ شفاهی و... مانعی به اسم شهرداریها و فرمانداریها بهخاطر عدم شناخت از جغرافیا مرتفع شود. اقتصاد، فرهنگ و نیازهای آمایشی مناطق باید با تاسیس شرکتهای تعاونی کوچک و بزرگ تقویت شود. در نهایت نیز پیشنهاد شد که با همفکری و مشارکت دهیاری و بنیاد مسکن، قطعات زمینهای مسکونی، حدود 300متر در نظر گرفته شود و بنیاد مسکن سهم خود را آماده و مابقی را با رعایت مقررات ساختوساز به خانوارها واگذار کند.