معمولا هنگام رخداد بلایای طبیعی، انتظار میرود نوعی انسجام اجتماعی و فرهنگی در جامعه شکل بگیرد تا بتوان با وضعیت رخ داده، مقابله کرد و با تقویت روحجمعی جامعه، مانع از همگسیختگی جامعه شد، ولی نگاهی به رفتار و گفتار مردم در این حوادث، نشان میدهد که نه فقط چنین همبستگی حاکم نیست و نهتنها روحجمعی مجروح جامعه بهبود پیدا نمیکند، بلکه وضعیت تاحدی مخالف آن است و آثار این زخم تا مدتها بر روح جامعه میماند.
به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی در شرایط بحران، تضعیف و افراد و گروهها برای کسب کمکها و جذب تسهیلات در بین خود به ستیز، رقابت و تخریب متوسل شده و این باعث کاهش همبستگی اجتماعی و اعتماد عمومی شده و کاهش سرمایه اجتماعی را به همراه خواهد داشت.
گرچه هنگام بلایا بهطور موقت اقداماتی در جهت همبستگی اجتماعی انجام میشود، اما این اقدامات نمیتواند روحجمعی را تقویت کند و بهتدریج، باعث پایین آمدن سطح سرمایه اجتماعی در جامعه میشود.
در این میان، سوالی که مطرح میشود این است که چرا هنگام رخدادن بلایایی مانند سیلاب اخیر در لرستان، سرمایه اجتماعی درونگروهی بهشدت تضعیف شده و پیامدهای این کاهش سرمایه اجتماعی چیست؟ برای پاسخ به این سوال، پژوهشی در مناطق سیلزده لرستان انجام دادهایم که روششناسی آن، مبتنی بر تحلیل محتوای متون و مصاحبهها و اسنادی است که در رسانهها و شبکههای اجتماعی هنگام حادثه گردآوری و منتشر شده است.
همچنین رفتار و گفتههای افراد حادثهدیده در سیلاب فروردین 1398 لرستان در این تحقیق موردبررسی قرار گرفته است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد عواملی مانند ضعف اعتماد بین دولت و ملت، عدم سازماندهی منسجم و موثر نیروهای دولتی و مردمی در مرحله امدادونجات، نداشتن سیستم مناسب در توزیع عادلانه کمکها، عدم مشارکت جامعه محلی در امداد و بازتوانی مناطق سیلزده و رقابت افراد در جامعه محلی بر سر کسب کمکها و منابع، باعث کاهش سرمایه اجتماعی درونگروهی و تا حدی، برونگروهی میشود (البته سرمایه اجتماعی برونگروهی هنگام بلایا بهخاطر تهییج فضای عاطفی بهصورت کوتاهمدت تقویت میشود)، بنابراین کاهش سرمایه اجتماعی باعث بروز مشکلاتی میان دولت و جامعه و حتی در درون خود جامعه شده، منابع وارده را بهصورت ناکارآمد و ناعادلانهای توزیع کرده و موجب بالابردن هزینه و طولانیشدن روند بازسازی شده و ایجاد نارضایتی در بین آسیبدیدگان را در پی خواهد داشت.