بارشهای شدید و جاریشدن سیل در فروردین ماه سالجاری، علاوه بر خسارتهای جانی، خسارات بسیاری به زیرساختهای شهری و روستایی، منازل مسکونی و زمینهای کشاورزی در بیش از 20استان کشور وارد کرد و لزوم کمکرسانی به سیلزدگان باعث شد در همان روزهای نخست، مردم و دولت دست در دست یکدیگر برای کاهش آلام مردم در مناطق سیلزده اقدام کنند. اما مسعود عالمینیسی، مدیر گروه تعاون و رفاه اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی که خود از اهالی اهواز است و بهصورت میدانی مسائل و مشکلات سیلزدگان در خوزستان را مشاهده کرده، با انتقاد از عملکرد رسانهها میگوید، در رسانهها گویی که سیل خاتمه یافته و همه چیز تحتکنترل است. در حالی که اینگونه بازنمایی مسائل در رسانهها سبب میشود مردم و دستگاهها کمتر برای کمک به سیلزدگان تلاش کنند و در نتیجه، مردم این مناطق با مشکلات تنها بمانند. او با بیان اینکه سیل در مناطق سیلزده بر مسکن و اشتغال بیشترین تاثیر را داشته، درباره راهکارهایی که میتوانند تا حدی رفاه را به مناطق سیلزده بازگردانند، بر کمکهای دولت تاکید میکند و معتقد است، برای جلوگیری از معضلی مثل مهاجرت مردم منطقه به شهرها یا استانهای همجوار باید هم در بحث اشتغال و هم پرداخت خسارتها تسریع شود.
وقوع سیلابهای اخیر در شرایط فعلی از منظر رفاهی چه آسیبهایی به مردم مناطق سیلزده و در مقیاس بزرگتر به کل کشور وارد میکند؟
سیل در بحثهای رفاهی بهطور مثال، در خوزستان بهعنوان یکی از این مناطق، در دو محور اثر داشته؛ یکی، مسکن و مایحتاج آن و دیگری، اشتغال است. در بخش مسکن، تعداد زیادی مسکن وجود دارد که باید از نو ساخته شود و حتی روستاهایی داریم که باید بهطور کامل تخریب و دوباره ساخته شوند. یکسری از خانهها نیز به ترمیم نیاز دارند. درواقع، هم بحث نوسازی در این مناطق مطرح است و هم بازسازی. این اقدامات نیاز به هزینه زیادی دارد، دولت نیز قول اعطای وام داده، اما با این مبلغی که برای وام اعلام شده، یعنی 40میلیون برای روستاها، امکان ساخت مسکن وجود ندارد، چراکه در حال حاضر، هزینه ساخت یک متر خانه، حدود دو میلیون تومان است، بنابراین روش مناسبتر این است که بنیاد مسکن، بهجای وام، مصالح در اختیار مردم بگذارد تا افراد خود برای ساخت مسکن اقدام کنند. مسئله دوم نیز اشتغال است؛ محصول بالغ بر صد هزار هکتار زمین در این مناطق از بین رفته است و بسیاری از مردم حتی برای سال بعد، سرمایهای در حد تهیه بذر و کود ندارند که بتوانند کشت مجدد انجام دهند. به همین دلیل، ما به یکسری فرمولها برای اشتغال دوره گذار نیاز داریم، اشتغالی جایگزین تا زمانی که زمین دوباره قابلکشت شود یا افراد از نظر مالی امکان کشاورزی دوباره پیدا کنند که البته اگر آن فرمولی که درباره مسکن عرض کردم، یعنی اعطای مصالح، انجام شود میتواند موجب اشتغالزایی شود، زیرا مردم به مسائل عمرانی و مانند آن مسلط هستند و در نهایت، از یک معمار که در منطقه وجود دارد استفاده کرده و مسکن خود را میسازند.
وضعیت رفاهی در این مناطق به چه شکل است. به نظر شما چگونه میتوان وضعیت رفاهی را بهتدریج بازگرداند تا مردم از مواهب آن برخوردار شوند. کارشناسان رفاهی و اقتصادی تاکنون چه راهکارهایی برای این وضعیت پیشنهاد دادهاند؟
بخشی از مردم مناطق سیلزده خوزستان هنوز در کانکس زندگی میکنند و به خانههای خود برنگشتهاند. با توجه به گرمای هوا وضعیت نامناسبی، هم در روستاهای دشت آزادگان و هم در روستاهای شادگان حاکم است. ابعاد بسیار بزرگ این موضوع یک واقعیت است، در حالی که بسیاری از پیامدهای آن اصلا رسانهای نشده است. بهطور مثال، در برخی از مناطق، دکلهای برق فشار قوی مستقر است، اگر پایههای این دکلها سست شده و سقوط کند، چه اتفاقی میافتد؟ برق کل منطقه میرود و تا زمانی که برای رفع مشکل اقدام شود، زندگی مردم مختل میشود. این یکی از کوچکترین معضلات است. اما مهمترین قسمت این است که در رسانهها گویی که سیل خاتمه یافته، منطقه از بحران، خارج شده و همه چیز تحتکنترل است. اینگونه بازنمایی مسائل در رسانهها سبب میشود مردم و دستگاهها کمتر برای کمک به سیلزدگان تلاش کنند. به عبارت دیگر، در همان روزهای نخست، کمکهایی از داخل و خارج استان به این مناطق ارسال و در استانهای معین مستقر شدند، اما بعد از آن، بهتدریج کمکها تقلیل یافت و مردم با مشکلات تنها ماندند.
اما در رابطه با راهکارها بحثهای مختلفی وجود دارد. در بحث اشتغال، علاوه بر کمکرسانی با اعطای وام یا با دادن بذر و کود، باید کشاورزان را به دستههای مختلف تقسیم کرد. بعضی از کشاورزان در حال حاضر قادر هستند به کار بازگردند و کشت انجام دهند، اما برخی اصلا چنین سرمایهای ندارند و باید به این دسته دوم، امکانات کشت، مثل بذر و کود داد تا بتوانند به کشت تابستانه برگردند. برای آن عدهای هم که زمینشان آماده نیست باید اشتغال موقت ایجاد کرد. بهطور مثال، سازمان فنیوحرفهای، یکسری آموزشهای کوتاهمدت به آنها بدهد یا یکسری محصولات بومی تولید و به کشورعراق صادر شود که ارزآوری خوبی را نیز بهدنبال خواهد داشت. پیشنهاد بعدی این است که دولت مصوبهای در نظر بگیرد که طی آن، بازپرداخت تسهیلاتی که کشاورزان پیش از این دریافت کردهاند تا زمانی که دوره بازتوانی اقتصادی در این مناطق اتفاق بیفتد، تعلیق شود. حتی درباره تسهیلات مسکن نیز باید یک دوره تنفس تعریف کند تا زمانی که مردم بتوانند به حالت اول بازگردند.
یک بحث نیز بحث بیمه مربوط به محصولات کشاورزی است. متاسفانه به زمینهایی که بیمه نشدهاند خسارت پرداخت نمیشود، اما از آنجا که این یک وضعیت ویژه است، دولت باید با قانونگذاری، تمهیداتی بیندیشد که پرداخت خسارتها فقط به کسانی که بیمه داشتهاند، محدود نشود. البته پرداختهایی هم به این دسته از افراد انجام میگیرد، اما بحث ما یکسانسازی است، یعنی پرداخت خسارت به همه؛ چه افرادی که بیمه داشتهاند و چه آنها که نداشتهاند. زیرا ابعاد موضوع بسیار گسترده و جنس آن از جنس آسیب به اقتصاد ملی است. در برهه دیگر فقط افراد، مطرح نیستند، بنابراین باید مصوبهای تصویب شود که خسارت همه پرداخت شود و با سرعت هم انجام گیرد. متاسفانه خبرها حاکی از آن است که هنوز پرداختی صورت نگرفته و این یک معضل جدی از جنس مهاجرت به شهرهای بزرگ مثل اهواز یا شهرهای سایر استانها بهوجود میآورد و موجب حاشیهنشینی میشود، بنابراین برای جلوگیری از این موضوع باید هم در بحث اشتغال و هم پرداخت خسارت تسریع شود.
تجربه برخی کشورها نشان میدهد آنها توانستهاند از چنین وضعیتی برای ایجاد فرصتهای اقتصادی استفاده کنند. به نظر شما آیا راهکارهایی وجود دارد که ما نیز بتوانیم از این وضعیت که در برخی مناطق همه چیز به نقطه صفر بازگشته به نفع توسعه منطقه استفاده کنیم. بهطور مثال، آیا امکان تغییر معیشت مردم و فضای کسبوکار در این مناطق از کشاورزی به صنعتی وجود دارد، یا اینکه آیا میتوان بخشهای مختلف را به سرمایه گذاری در این مناطق ترغیب کرده و به نوعی کسبوکارهای آنها را تکنولوژیمحور کرد؟
اینجا چند نکته وجود دارد؛ اول اینکه متاسفانه تاکنون از وضعیت زمینهای کشاورزی ارزیابی انجام نشده است، زیرا کارشناسان معتقدند، از غیرقابل کشتبودن زمینها تا بالارفتن استعداد کشت وجود دارد. بهطور مثال، عدهای معتقدند که خاک قابلکشت این زمینها توسط سیل شسته شده. در مقابل، یک نظر وجود دارد که میگوید اتفاقا آن گلولایی که آب همراه با خود آورده، باعث غنیترشدن زمین میشود. البته این نظر دوم شاید فنیتر باشد، یعنی ممکن است حتی استعداد این زمینها برای کشاورزی بالاتر هم رفته باشد. بحث سوم، وجود نمک در آبی است که آمد، اما در نهایت، جهاد کشاورزی استان باید درباره همه اینها یک ارزیابی انجام دهد که انجام نداده است. درواقع، گام اول این است که جهاد کشاورزی استان، قابلیت کشت زمینها را ارزیابی کند. موضوع دوم، مدیریت آب است. در حال حاضر، ما خبرهایی میشنویم مبنی بر اینکه در همان مناطقی که قبلا گفته میشد به اندازه کافی آب برای امسال وجود دارد، مثل منطقه سد کرخه نور و... الان گفته میشود که آب نداریم. به هرحال، باید تکلیف این موضوع روشن شود، یعنی طبق یک استاندارد بگویند که بالاخره آب هست یا نیست. که البته هست، در هر صورت، آب قبلا بوده و در حال حاضر نیز طبق گزارشهای وزارت نیرو پشت سدها آب وجود دارد.
اما از مسئله خاک و آب که بگذریم، اصل اقتصاد خوزستان بر کشاورزی و تجارت مبتنی بر کشاورزی است، بنابراین ورود صنعت و تکنولوژی باید در خدمت آن باشد. یعنی اگر هم بهطور مثال، ما یک تکنولوژی را به منطقه وارد میکنیم، نباید جایگزین کشاورزی شود، بلکه باید در خدمت آن یا تجارت برای کشاورزی قرار گیرد. برای مثال، در کشور هلند در کنار دامداریها، شرکتهای فراوردههای شیر تاسیس کردند. یعنی فاصله بین تولید شیر و فراوردههای آن را به صفر رسانده و عملا هزینهها را کاهش دادند. ما نیز میتوانیم در کنار مناطق کشاورزی خود، شرکت بستهبندی و فراوری محصولات اعم از خرما، گندم و... داشته باشیم، یعنی بهجای محصولات خام، محصولات فراوریشده را به بازار عرضه کنیم که همین موضوع باعث ارزشافزوده نیز میشود. به عبارت دیگر، خط صنعت و تکنولوژی میتواند به این مسیر هدایت شود تا هم از ظرفیتهای استان استفاده کند و هم موجب درآمدزایی بیشتر شود.
اما نکتهای که میتواند مقدمه همه اینها باشد، وجود یک برنامه برای سه سال آینده است. در حال حاضر، ما در استان باید یک اتاق فکر ذیل استانداری داشته باشیم که متصل به قرارگاه سازندگی سیل در وزارت کشور باشد. این اتاق فکر نیز با همکاری اساتید دانشگاه، مدیران مجرب و دستگاههای ذیربط یک برنامه برای سه سال آینده تدوین کند که دستگاهها نیز ملزم به اجرای آن شوند. اما چنین برنامه و پایگاه فکری نداریم. البته ما پیشنهاد آن را در همان ابتدای وقوع سیل به وزارت کشور ارائه کردیم، اما متاسفانه تاکنون پاسخی نشنیدهایم. این اتاق فکر میتواند مقدمه همه این کارها را فراهم، وزارت کشاورزی را مامور ارزیابی زمینها کند، از معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری برای صنایع وابسته به کشاورزی کمک بگیرد، برای صادرات محصولات و صنایعدستی استان به عراق برنامهریزی کند و الی آخر.