رویکرد فعلی حاکم بر بازسازی مناطق آسیبدیده از مخاطرات و حوادث طبیعی را نمیتوان یک رویکرد سنتی بهمعنای منسوخ و کاملا ناکارآمد تلقی کرد. بازسازی مناطق آسیبدیده از زلزله، سیل، توفان، رانشزمین و... بدون توجه اساسی به بازسازی و نوسازی کالبدی این مناطق غیرممکن است. بنیاد مسکن متولی بازسازی کالبدی مناطق آسیبدیده از سوانح طبیعی بهشمار میرود و این مسئولیت در درجه اول متوجه بازسازی منازل و سرپناه مردم است. این مسئولیت یعنی بازسازی مناطق آسیبدیده از بلایای طبیعی بعد از بازسازی مناطق آسیبدیده از جنگ به بنیاد مسکن محول شد و حاکمیت بهدنبال استفاده از تجربیات بازسازی مناطق آسیبدیده از جنگ در دیگر مناطق کشور بود. اینکه این امر نوسازی کالبدی مناطق آسیبدیده از زلزله و سیل و... به سازمانی خارج از بدنه دولت و به یک نهاد مردمی برآمده از انقلاب، یعنی بنیاد مسکن سپرده شد در نوع خود حرکتی مترقی بود که بهسرعتبخشی عملیات بازسازی انجامید. نواقص و مشکلاتی که در زمینه بازسازی مناطق آسیبدیده از حوادث غیرمترقبه مشاهده میشود عمدتا در زمینه از بین رفتن زیرساختهای اقتصادی و تضعیف زیرساختهای رفاهی در این مناطق است که بنیاد مسکن در این زمینه مسئولیت کمی بهعهده دارد. واضح است وقتی زلزله یا سیل، یک منطقه وسیع را درمینوردد علاوه بر منازل مسکونی، زمینهای کشاورزی، کارخانجات، کسبوکارها، جادهها، شبکه آب و برق و گاز و مخابرات و ... نیز دچار آسیب میشوند و بعضا کاملا از بین میروند. در پی چنین حوادثی، بیکاری که در استانهای زلزلهخیز و سیلخیز مثل کرمانشاه، لرستان،خوزستان و...- وضعیت نامناسبی دارد، تشدید میشود و سطح رفاه و معیشت نیز افت میکند. اگر در مقوله بازسازی این مناطق تنها به بازسازی کالبدی بپردازیم و منازل مسکونی را بازسازی کنیم، کار مهمی انجام شده، ولی با بازسازی منازل، کار بازسازی کامل نیست. گام دیگری که باید همزمان با بازسازی کالبدی برداشته شود، توانمندسازی مردم آسیبدیده از زلزله و سیل و ارائه ابزار تولید و ایجاد رونق در اشتغال و کسبوکار مردم این مناطق است. این گام میتواند در برخی مناطق که ظرفیت حضور و فعالیت شرکتهای دانشبنیان، استارتآپی، فناورانه و نوآورانه دارند، کمکی برای آغاز فعالیت در این مناطق باشد. در دنیای امروز منابع عظیمی از ثروت از طریق فعالیتهای مبتنی بر دانش و تفکر ایجاد میشود که نمونه آن را در کشور هند مشاهده میکنیم. این کشور از بزرگترین مراکز تولید نرمافزار در جهان است و هرسال میلیاردها دلار از این طریق درآمدزایی ارزی دارد.
فعالیتهای اقتصادی مبتنی بر دانش نوین، نیازی به سرمایهگذاریهای کلان که در طرحهای صنعتی به آن نیاز است، ندارند. مراکز رشد و توسعه و شرکتهای دانشبنیانی که محصولات نرمافزاری تولید میکنند، میتوانند در شهرهای کوچک یا حتی روستاهایی که زیرساختهای لازم برق و مخابرات را دارا هستند، ایجاد شوند و جوانان تحصیلکرده و صاحب ایده و خلاق آن منطقه را به خود جذب کنند. اقتصاد سنتی این مناطق نیز میتواند با کمک استارتآپها یا ایدههای خلاقانه، رونق بیشتری پیدا کند. لازمه تحقق این امر یکپارچهسازی اقدامات مرتبط با بازسازی مناطق آسیبدیده از بلایای طبیعی است. در حال حاضر در فعالیتهای بازسازی یکپارچهسازی وجود ندارد و در مورد بازسازی و احیای اقتصادی و رفاهی مناطق آسیبدیده از زلزله و سیلاب و... نهادها و ارگانهای متعددی ایفای نقش میکنند. یکپارچهسازی بهمعنای حذف یا نفی مسئولیتهایی از وزارتخانههایی همچون راه و شهرسازی، ارتباطات و فناوری اطلاعات، کار و تعاون و رفاه اجتماعی و... نیست، بلکه برای این اقدامات باید یک سازمان بهعنوان متولی ستادی تعریف شده و اقدامات دیگر سازمانها تحت رهبری و مدیریت این سازمان انجام شود.
در حال حاضر ما نقشه راه مشخصی برای احیای فعالیتهای اقتصادی در مناطق آسیبدیده از حوادث طبیعی نداریم و هر سازمان طبق برنامه و اهداف خود بودجهای در این زمینه تخصیص میدهد و اقداماتی برنامهریزی و اجرا میکند. این در حالی است که مردم از بنیاد مسکن که کمترین سهم و مسئولیت را در قبال احیای اقتصاد مناطق آسیبدیده از بلایای طبیعی دارد، بهدلیل حضور مستقیم بنیاد از اولین دقایق وقوع این حوادث تا پایان دوره بازسازی منازل مسکونی در کنار مردم، بیشترین انتظارات را دارند و این توقع را بهصورتهای مختلف بیان میکنند. بنیاد مسکن برای تقویت و احیای اقتصاد مناطق آسیبدیده از بلایای طبیعی و محدودههای روستایی کشور طرحهایی را آماده کرده و این آمادگی در بنیاد وجود دارد که این طرحها را با کمک سایر وزارتخانهها و ارگانهای متولی، اجرایی کند. در برخی سرفصلهای این طرحها پتانسیل توسعه هر منطقه ظرفیتهای کشاورزی، صنعتی، صنایع تبدیلی، صنایعدستی، گردشگری، صنایع دانشبنیان و فناورانه و ... به تفکیک موردبحث قرارگرفته و پیشنهادهایی در مورد تغییر فاز اقتصاد برخی مناطق نیز ارائه شده است.
برای مثال، در برخی مناطق کشور با سرمایهگذاری بسیار کمتر از سرمایهای که برای احیای کشاورزی یا صنعت پس از زلزله و سیل موردنیاز است، میتوان فعالیتهای مرتبط با گردشگری (گردشگری در حوزههای مختلف مثل طبیعتگردی، بومگردی، کویرگردی، گردشگری سلامت و...) را توسعه داد که در این زمینه استارتآپها و شرکتهای نوآور نیز میتوانند نقش بسیار فعالی ایفا کنند. در برخی مناطق دیگر میتوان اقتصاد مبتنی بر دامداری و کشاورزی سنتی را به اقتصاد مبتنی بر گیاهان دارویی تغییر جهت داد که در این زمینه نیز شرکتهای دانشبنیان توان نقشآفرینی دارند. حتی در برخی مناطق میتوان از استعداد و پتانسیل نیروی انسانی تحصیلکرده استفاده و دهکدههای فناوری و تولید نرمافزار را تجهیز و راهاندازی کرد. اجرای این طرح و هموارکردن ورود فعالیتهای دانشمحور به مناطق آسیبدیده از سوانح طبیعی، نیازمند یکپارچهسازی اقدامات تمام ارگانهای ذیربط و طرحریزی یک استراتژی جامع و متولی ستادی واحد برای این طرح است. امیدواریم مردم نیز از طریق رسانهها توقعات خود در امر بازسازی و احیای اقتصاد مناطق آسیبدیده از سوانح طبیعی را با صدای رساتری به مسئولان اعلام کنند تا اراده اجرای این طرح در مسئولان ایجاد شود.