printlogo


ساختمان نیمه‌کاره-179
روز کارگر در ساختمان ما
مسعود مشایخی

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت، روز جهانی کارگر بود، با کمی تاخیر این روز را به همه همکاران کارگر خود در سراسر ایران و جهان تبریک می‌گویم. کارگران زحمت‌کش و کم‌توقعی که با کار و تلاش خود، نقش مهمی در آبادانی کشور عزیزمان ایفا می‌کنند. به‌خصوص کارگران ساختمانی که قشر مظلوم و آسیب‌پذیرتر از بقیه کارگران هستند. امسال هم مثل سال‌های قبل، دغدغه‌ام این بود که چگونه این روز را برای بچه‌های ساختمان متفاوت و متمایز از روزهای دیگر کنم. اوضاع نامساعد اقتصادی اجازه انجام خرج‌های اضافی را مثل سال‌های قبل به ما نمی‌داد. در اوج ناامیدی، کورسوی امیدی پیدا شد و خدا آقامهدی را سر راهمان قرار داد. کارفرمای یکی از ساختمان‌های اطراف ساختمان ما که آنجا هم مثل ما، عده زیادی کارگر مشغول کار بودند، آقامهدی نسبت به بقیه کارفرماها فکر بازتری داشت. وقتی موضوع را با او در میان گذاشتم، خیلی زود از پیشنهادم استقبال کرد و هزینه‌ها را متقبل شد. تصمیم داشتیم کیکی بگیریم و به رسم جشن‌های دیگر به‌صورت نمادین آن را ببُریم و بین دوستان تقسیم کنیم. دوستم امین پیشنهاد بهتری داشت. گفت که تعداد بچه‌ها زیاد است و شاید کیک به همه آن‌ها نرسد.
 تصمیم بر این شد که یک صبحانه مفصل و به قول امروزی‌ها لاکچری بگیریم تا به همه کارگرها برسد. برخلاف تصورم که فکر می‌کردم امسال جشن خوبی نمی‌شود، دورهمی و جشن روز کارگر از همه سال‌ها بهتر و مفصل‌تر برگزار شد. همه بچه‌ها را دورهم جمع کردم، حتی کارگران ساختمان‌های اطراف هم آمده بودند. همگی در دفتر یکی از ساختمان‌ها که تمیز و شیک بود، جمع شدیم. با هماهنگی همه کارفرماها، اجازه کارگرها را تا ظهر گرفتم و هیچ صدای ابزاری بلند نشد و همه کنار ما بودند. آقامهدی هم به جمع ما اضافه شد و صبحانه‌ای که خودش تدارک دیده بود را کنار ما خورد. برای احترام به این حرکت خوب و زیبایش از او دعوت کردم تا چند کلمه‌ای برای بچه‌ها صحبت کند. تبریک گفت و برای همه آرزوی موفقیت کرد. من هم که بانی این کار شده بودم، چند کلمه‌ای برای بچه‌ها صحبت کردم، به آن‌ها گفتم که ما باید به شغلمان و به این لباس مقدسی که به تن کرده‌ایم، افتخار کنیم، به مثمرثمر بودنمان، به زحمت‌کشی‌مان و نان حلالی که سر سفره خانواده‌مان می‌گذاریم. بچه‌ها هم به نوبه خودشان حرف‌هایی داشتند و درددل کردند. اکثر آن‌ها از بدحسابی برخی کارفرماها ناراحت و ناراضی بودند. به امید روزی که ما کارگران هم یک تشکل صنفی قوی و مستقل داشته باشیم که به وقت گرفتاری، یاور ما باشد و گره از کار ما بگشاید.