ملتها مهماند، نویسنده: کریگ کلهون، مترجم: محمدرضا فدایی، انتشارات شیرازه، سال انتشار: 1395
آیا زمان «پساملی» بودن فرا رسیده است؟ اجتماع سیاسی چیست و چه چیزی آن را تعریف میکند؟ چه چیزی جامعه را بههم میپیوندد و راه را بر انسجام اجتماعی میگشاید؟ جهانیشدن چه تاثیری بر روند ملیگرایی دارد؟ آیا ملتگرایی میتواند میانجیگر تعامل صلحآمیز و سازنده افراد با جهان باشد؟
کریگ کلهون بهعنوان یکی از اندیشمندان برجسته علوماجتماعی با کتاب «ملتها مهماند» بر این باور است که دموکراسیهای امروزی، مدیون ملتگرایی هستند. ملتگرایی امکانی برای همبستهکردن تفاوتهای قومی بوده و مردم تنها با رفتن به راه ملتگرایی قادرند به شیوههای زیست انسانی دست یابند. او همبستگی برآمده از ملتگرایی را امکانی برای دسترسی بیشتر به عدالت و نهادهای ماندگار اجتماعی دانسته و شکلگیری ملتها را نه محصول تقدیر، بلکه محصول مسئولیت مشترک و جمعی میداند که قادر است زمینههای اجتماعی و سیاسی روندهای دموکراتیک را تقویت کند. «کلهون» در هفت فصل به سوالات مطرح شده تحت عناوین ملتگرایی و قومیت، ملتگرایی و جامعه مدنی، ملتگرایی، اجتماع سیاسی و بازنمایی جامعه، ابداع تقابل میان ملتگرایی قومی و مدنی و ملتگرایی و فرهنگهای دموکراسی پاسخ میدهد. فصلهای اولیه کتاب دلمشغول تعریف ملیگرایی است. کلهون با بحثهای فصل اول؛ نظریههای جهان وطنی را فردگرایانه دانسته و بر این باور است این نظریهها اهمیت اساسی فرهنگ و روابط اجتماعی را نادیده میگیرند. در فصل دوم، بهبود روشهای ارتباطی و افزایش تعامل میان جمعیتهای بزرگتر و پس از آن افزایش دادوستدهای سرزمینی، گسترش سودای قدرتهای نظامی و دولتی را از دلایل توسعه ملیگرایی دانسته و به بررسی نسبت میان دین و ملتگرایی پرداخته و نشان داده در بسیاری از موارد، ملیگرایی با دین وارد رقابت شده و خود به پایه نوینی برای مشروعیت سیاسی ادعایی تبدیل شده است. فصل ملتگرایی، اجتماع سیاسی و بازنمایی جامعه، ملتگرایی را مهمترین بند اجماع نانوشته اواخر قرن نوزدهم در مورد هویتهای سیاسی تلقی کرده و آن را پایهریز مفاهیمی همچون طبقه، نژاد، جنسیت، گرایش جنسی و سایر وجوه هویتهای جمعی میداند. حرفهای فصل ششم کتاب با عنوان ابداع تقابل میان ملتگرایی قومی و مدنی، حرفهایی بهروزتر هستند و مخاطب قادر به برقراری ارتباط ملموستر با مفاهیم موردبحث در آن است. فصل پایانی کتاب با عنوان ملتگرایی و فرهنگ دموکراسی، بیش از فصلهای دیگر کتاب از جهانیشدن و تاثیرات آن بر روند ملیگرایی بحث میکند. از نظر «کلهون» بسیاری معتقدند جهانیشدن از توان و اهمیت ملتها میکاهد، زیرا سازوکارهای مالی و اقتصادی، بیشتر در دست شرکتهای چندملیتی است و تسلط این شرکتها بر بازارهای جهانی حتی بازارهای املاک جهانی میتواند تاثیرات زیادی بر سیاستهای دولتها داشته باشد. او استدلال میکند در چنین شرایطی که نهتنها جریانات مالی و رسانهای بلکه انبوه خدمات انسانی تحتتاثیر سیاستهای کلان شرکتهای چندملیتی قرار میگیرد. دولتملتها هنوز هم قدرت و توانمندیهای بسیاری دارند و ملتها با ساختن ساختارهای تعلقی که میان اجتماعات محلی پل میزنند و میانجی آنها و جهانیشدن میشوند، میتوانند تعهد جمعی به نهادها و گفتوگوهای عمومی را تسهیل کنند. از نظر «کلهون» پیوند دوسویه و محکم ملتگرایی و دموکراسی و این مهم که دموکراسی برانگیزاننده همبستگی ملی بوده و هست، در نهایت از تسلط جهانیشدن و شرکتهای چندملیتی بر ملتها خواهد کاست.