انتظار منطقی این است که وقتی یک مرکز درمانی، عنوان «بیمارستان خیریه» را با خود یدک میکشد، بیماران نیازمند بتوانند به آن مرکز درمانی مراجعه کنند و بدون دغدغه مالی از خدمات درمانی باکیفیت بهرهمند شوند، اما خیلی از بیمارستانهای خیریه در کشور ما فاقد چنین ویژگیای هستند.در بسیاری از بیمارستانهای خیریه در ایران، تعرفه ارائه خدمات درمانی، دست کمی از تعرفه مراکز خصوصی ندارد و خیلی از افراد نیازمند جامعه، جرئت مراجعه به این مراکز درمانی را ندارند. درواقع، اغلب بیمارستانهای خیریه ما فقط به این دلیل اسمشان بیمارستان خیریه شده که فرد نیکوکاری، زمین بیمارستان را اهدا کرده و هزینه مراحل ساخت بیمارستان را هم پرداخت کرده است، اما در مرحله ارائه خدمات درمانی به مردم، این مراکز درمانی واگذار شده و بهصورت خودگردان اداره میشوند. این اتفاق باعث شده عملکرد اغلب بیمارستانهای خیریه کشور با فلسفه اصلی تاسیس این مراکز، فاصله معناداری داشته باشد. اینکه یک مرکز درمانی، فقط اسمش بیمارستان خیریه باشد، اما پناهگاهی برای بیماران بیبضاعت نباشد، یکی از عمده مشکلات فعلی نظام سلامت است که نیاز به اصلاح جدی دارد.
جای خالی فقرا در بیمارستانهای خیریه!
وزارت بهداشت، مشکل بیمارستانهای خیریه را رد نمیکند و مسئولان این وزارتخانه نیز به این موضوع اذعان دارند که بیمارستانهای خیریه از اهداف اصلیشان دور شدهاند.
بهطور مثال، دکتر ایرج حریرچی، سخنگوی وزارت بهداشت هم با انتقاد از عملکرد بیمارستانهای خیریه، تاکید میکند: «ما برنامهریزی خوبی در این زمینه نکردیم، در حالی که باید برنامهریزی کنیم که بیمارستانهای خیریه گسترش پیدا کنند و البته حمایت از فقرا و محرومان را نشانه بگیرند.»
قائممقام وزارت بهداشت با تاکید بر اینکه مفهوم خیریه بهداشتی و درمانی در ذهن ما بد جا افتاده است، یادآور میشود: «در برخی ایالات متحده آمریکا ۷۰درصد بیمارستانهایشان خیریه است، اما در کشور ما سه درصد بیمارستانها خیریه هستند. همچنین مفهوم غیرعادی در خیریههایمان راه افتاده که میگویند من خیریهام، بیمارستان را میسازم و میروم و این بیمارستان باید خودگردان اداره شود و کار خیریه کند، در حالی که این موضوع امکانپذیر نیست.»او توضیح میدهد: «مثلا اگر به سالهای ۹۶ و ۹۷ نگاهی بیندازید. دستمزد عمل کیسه سنگ صفرا در بیمارستان دولتی بدون بیمه بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزارتومان، در بیمارستان خصوصی یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان و در بیمارستان خیریه یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بود، یعنی تعرفه خدمات درمانی در بیمارستان خیریه، سه برابر مراکز دولتی و سهچهارم مراکز خصوصی است. البته برای عمل کیسه سنگ صفرا، فرد اگر بیمه باشد، بیمه هزینه دولتی را پوشش میدهد، اما در بیمارستان خیریه، بیمه فقط تا ۴۰۰ هزار تومان را پوشش میدهد و اختلاف ۴۰۰هزار تا یک میلیون و ۴۰۰ هزارتومان را باید فرد از جیب خود پرداخت کند.» حریرچی، با صراحت اعلام میکند: «در حال حاضر فقرا نمیتوانند به اکثر بیمارستانهای خیریه ما بروند، زیرا این بیمارستانها مابهالتفاوت تعرفه دولتی و خیریه را از مردم میگیرند، بنابراین خواهش ما این است که اگر خیرین میخواهند درمانگاه بزنند که روزی مثلا هزار مریض در آنجا درمان شود، درمان رایگان صد مریض را هم در نظر بگیرند و ۱۰سال از این درمانگاه حمایت کنند.»
ضرورت مدیریت منابع خیریه در نظام سلامت
اینکه تعرفه مراکز درمانی خیریه، دست کمی از تعرفههای مراکز خصوصی نداشته باشد، نشان میدهد که از همان روز نخست نیز ریلگذاری منطقی در حوزه تعیین تعرفهها در نظام سلامت وجود نداشته است. تصور کنید یک بیمار بیخبر از تعرفهها، وارد یک بیمارستان خیریه میشود و انتظار دارد تعرفههای این مرکز خیریه، حداقل مشابه مراکز دولتی باشد، اما در زمان ترخیص متوجه میشود، چندین برابر تعرفه مراکز دولتی را باید تحت عنوان هزینه درمان پرداخت کند.باید در نظر داشت که این نقص مشهود در نظام تعیین تعرفهها، ارتباطی با عمل خیرخواهانه افرادی ندارد که از سر انساندوستی به تاسیس یک مرکز درمانی اقدام کردهاند. قطعا اقدام آنها قابلتحسین است، اما مشکل اینجاست که در بخش بهرهبرداری از این مراکز خیریه و تعیین تعرفههای منطقی برای این مراکز، نظام سلامت نتوانسته توازن منطقی ایجاد کند و از پتانسیل خیرین بیمارستانساز، بهرهبرداری بهتری داشته باشد.
براساس آمارهای وزارت بهداشت، حدود 40درصد بنا و زمین بیمارستانهای تهران و به همین نسبت در شهرستانها در زمره اموال موقوفه قرار میگیرند. همچنین مجمع خیرین سلامت، فقط طی 10سال اخیر بیش از شش هزار میلیارد تومان به حوزه سلامت، کمک کرده است.
در بسیاری از نقاط محروم و دورافتاده کشور نیز اگر خیرین نظام سلامت حضور نداشتند، بسیاری از بیماران در این نقاط، امکان دسترسی به خدمات درمانی را نداشتند. حتی پیشبینی میشود که در سالهای آینده، منابع بیشتری از سوی خیرین سلامت به مناطق محروم کشور تزریق شود که اگر فکری به حال مدیریت این منابع نشود، اقدام انساندوستانه خیرین سلامت نمیتواند بار هزینههای درمانی را از دوش خانوادههای بیبضاعت بردارد.
اولویتهای فراموششده در مراکز درمانی خیریه
در شرایطی که دخل و خرج بسیاری از بیمارستانهای خیریه با همدیگر همخوانی ندارد، کاهش تعرفههای این مراکز درمانی میتواند به ورشکستگی برخی از این مراکز منجر شود.دکتر قادر اسلامی، کارشناس نظام سلامت که سالها در بیمارستانهای خیریه فعالیت داشته است، به راهحل این مسئله جدی در نظام سلامت اشاره میکند و میگوید: «انتظار میرود تعرفه بیمارستانهای خیریه، مشابه مراکز دولتی و حتی کمتر از این مراکز باشد، نه اینکه تعرفه مراکز خیریه با مراکز خصوصی رقابت کند، اما اگر میخواهیم بیماران بیبضاعت هم سهمی از دریافت خدمات در بیمارستانهای خیریه داشته باشند، باید دو اتفاق جدی در نظام سلامت رخ دهد.»اسلامی ادامه میدهد: «در وهله اول نیاز است این بیمارستانها از طریق منابع دولتی حمایت شوند و سپس به اصلاح تعرفه آنها اقدام شود. در چنین شرایطی هم بیمارستان خیریه سرپا میماند و هم بیماران نیازمند حمایت میشوند، اما در حال حاضر اغلب این مراکز خیریه از کمکهای دولتی بینصیب هستند و وقتی به آنها گفته میشود که چرا از بیماران بیبضاعت حمایت نمیکنید، کمبود منابع مالی را مطرح میکنند. حال در صورتی که دولت به میدان بیاید و تعرفه ارائه خدمات در مراکز خیریه را کنترل کند و منابع مالی نیز به این مراکز اختصاص دهد، آنگاه این مراکز خیریه میتوانند بیماران بیبضاعت را تحتپوشش خود قرار دهند.»او تاکید دارد: «نباید انتظار داشت که خدمات بیمارستانهای خیریه برای همه مراجعهکنندگان رایگان باشد، اما انتظار میرود تعرفه این مراکز برای همه مراجعهکنندگان، بیشتر از تعرفه مراکز دولتی نباشد. همچنین موضوع دومی که باید رعایت شود این است که مراکز درمانی خیریه باید سهمیهای برای درمان رایگان بیماران بیبضاعت داشته باشند تا بتوانند از این بیماران حمایت کنند، وگرنه دیگر نمیتوان روی آنها اسم بیمارستان خیریه گذاشت.»البته برخی از مسئولان نظام سلامت معتقدند که خیرین سلامت میتوانند با تخصیص بودجه جداگانه برای درمان بیماران بیبضاعت در بیمارستانهای خیریه، آنها را زیر چتر حمایت خود قرار دهند. یعنی خیرین، هم هزینه ساخت مراکز درمانی را پرداخت کنند و هم تامین مالی بیماران بیبضاعت را برعهده بگیرند.
واقعیت این است که مطرحکردن چنین انتظاری، احتمال کمشدن تعداد خیرین سلامت را در پی خواهد داشت، در حالی که انتظار میرود مسئولیت تامین منابع مالی برای حمایت از بیماران بیبضاعت از سوی تولیت نظام سلامت پذیرفته شود که به این موضوع در قوانین بالادستی نظام سلامت هم اشاره شده است. درواقع، انتظار منطقی این است که بخش مردمی و بخش حاکمیتی در نظام سلامت، بتوانند مراکز درمانی خیریه را با مشارکت همدیگر، تاسیس و مدیریت کنند. چنین تعاملی میتواند دسترسی بیماران بیبضاعت به خدمات درمانی ارزان و باکیفیت را افزایش دهد.