برنامه توسعه، تجلی گفتمان غالب توسعه، تجلی توسعهیافتگی و کارآمدی جامعه مدنی است. بر این اساس و بر مبنای بازخوانی مبانی معرفتی، برنامهریزی توسعه در هر سطحی باید به ابعاد جهانی، ملی و نیز موقعیتهای کنونی بپردازد. از این رو، ویژگیهای مورد انتظار و مطلوب یک برنامه توسعه را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
1- برنامه موفق الزاما باید مبتنی بر اسناد بالادستی از جمله قانوناساسی، راهبردهای کلیدی و سیاستهای کلی نظام اقتصادی و اجتماعی، تحلیل دقیق شرایط منطقهای و جهانی و ویژگیهای آمایشی کشور تعریف شود.
2- برنامه توسعه باید حداکثر پایبندی به اصول متعارف برنامهریزی، یعنی آیندهنگری و حقوقمندی، نظاموارگی و همپیوندی، هماهنگیهای افقی و عمودی، مشارکت و پشتیبانی معرفتی، دانشی و سازمانی، قابلیت یادگیری و انعطافپذیری و برخورداری از سازوکارهای تداوم و اصلاح و نیز ضمانتهای اجرایی لازم را داشته باشد.
3- برنامه توسعه بهطور منطقی، هم برنامه توسعه اقتصادی است و هم برنامه ارتقای کیفیت نهادی و بهبود حکمرانی و اصلاحات ساختاری. برای اجرای موثر و تحقق اهداف، ناگزیر باید اصلاحات لازم در ساختار تشکیلات و سازماندهی منابع انسانی، نظام تامین مالی و نظام مدیریت و روشها و فرایندها و انجام ماموریتهای بخش عمومی فراهم شود. مهمتر از همه، دامنه و اولویتبندی ماموریتها و وظایف دولت و دامنه و نوع ابزار و اختیارات باید به روشنی بازتعریف شود.
4- واقعیت مهم آن است که هم نظام اقتصادی کشور و هم نظام مدیریت توسعه تا کارآمدی بالا، راه دراز و دشواری در پیش دارد. ایجاد نظام نوآوری، هوشمندسازی، بهرهمندی از فناوریهای نوین چه در کسبوکار و تولید ثروت و چه در مدیریت و سیاستگذاری، چه بهمثابه راهبرد توسعه و چه مانند ابزاری موثر برای ارتقای کیفیت زندگی و کاهش فقر و نابرابری و نیز بهبود حکمرانی متاسفانه مغفول مانده است.
5- برنامه توسعه الزاما باید از سه سطح یکپارچگی، یعنی یکپارچگی فضایی، موضوعی و ذینفعان برخوردار باشد. یعنی پیوستار فضایی از سطح ملی تا سطوح محلی را ایجاد کند. بدیهی است در سلسلهمراتب فضایی با حرکت به سطوح پایینتر، یکپارچگی افقی و سطوح و میزان مشارکت باید فزاینده و موثرتر باشد.
6- برای تعیین اهداف و راهبردها سازوکارهایی فراهم شود که هم روندهای مسلط فراملی و هم ملی و منطقهای در حوزههای علم و فناوری، زیستمحیطی، سیاسی و اجتماعی و جمعیتی، مالی و اقتصادی و مزیتهای ممکن و قابلآفرینش موردتوجه قرارگیرد و هم گرایشها و خواستها و دیدگاههای ذینفعان و بهرهوران و هم اصحاب گفتمان و گروههای مرجع شناسایی و لحاظ شود و هم مسائل و مزیتهای کشور شناسایی و احصا شود.
7- تجربه نشان میدهد حد تفصیل و حد جامعیت، چشم اسفندیار برنامههای گذشته در هر دو سطح ملی و محلی بوده است. جامعیت و فراگیری موضوعی برنامهها نهتنها با منطق برنامهریزی، یعنی شناسایی و گزینش و برکشیدن اولویتهای موضوعی و فضایی منافات روشن دارد، بلکه مانع اصلی اجرای برنامهها هم است. لذا لازم است در مرحله تحلیل با رویکرد جامعیت و در مرحله تعیین اولویتها با رویکرد برنامهریزی هستهای، یعنی تعیین محورهای کلیدی و اولویتدار و هستههای خطدهنده تدوین شود.
8- برنامهها باید در سه سطح الزام برای سطوح سازمانی تحت کنترل، تاثیرگذاری و تعاملی برای سایر سازمانهای همکار در بخشهای عمومی و خصوصی و اقناعی و متقاعدکننده برای سایر ذینفعان و مشارکتکنندگان در توسعه تدوین شود.
9- برنامهها ناگزیر باید کاملا مشارکتی، با جلب سازماندهی حداکثری مدیران و کارشناسان، صاحباناندیشه و تجربه در دانشگاهها و انجمنهای علمی و تشکلهای تخصصی و صنفی و سایر بازیگران و کنشگران تدوین شود. باید سازوکارهای لازم برای دستیابی به ذهنیت و زبان مشترک و پیشگیری از آسیب، انسجام و کلیت برنامهها پیشبینی شود.
10- در برنامههای توسعه، باید انسجام سیاستی بهمثابه رویکرد و ابزاری سیاستی برای ادغام و لحاظ ابعاد اقتصادی، اجتماعی، محیطی و حاکمیت توسعه ملی در تمام سطوح سیاستگذاری مورد امعاننظر قرار گیرد.