هنوز ویرانههای زلزله کرمانشاه، آباد نشده بودند که طبیعت، داغ تازهای را روی دلمان گذاشت. بهار این بار با خودش زندگی دوباره نیاورد. سیل، خانهها را ویرانه کرد و خانوادهها را عزادار عزیزانشان. از شمال گرفته تا جنوب و شرق ایران، عزادار سیل و نگران گسترش ویرانی مهارناپذیرش شدند. سیل امسال با خوشحالی ما درافتاد اما بار دیگر، اتصال دلهایمان به یکدیگر را یادآوری کرد. یکی از کابینت خانهاش غذایی برای سیلزدهها فرستاد، یکی پتویی را از کمد اتاقش، دیگری در حد وسعش به هلالاحمر کمک کرد و فردی دیگر، چکمههای بارانی پایش کرد و برای پاککردن رد سیل از شهرها و روستاها بهجایی دور از خانهاش سفر کرد. سیل یادمان آورد که کنار هم هستیم و بار درد را تنها به دوش نمیکشیم. اما کنار هم بودنمان، آن هم با این قوت، تا چه اندازه میتواند دوام بیاورد؟
عمر همدردی چقدر است؟
فاجعههای طبیعی، احساس همدردی و همدلی را در جامعه تقویت میکنند. درست چند ساعت بعد از رخ دادن فاجعه، عکس پروفایل کاربران در صفحات مجازی سیاه میشود، سیل کمکهای نقدی و غیرنقدی روانه مناطق آسیبدیده میشود و همه جا صحبت از همدردی به میان میآید، اما محققان میگویند، این میزان از همدردی پایدار نمیماند. با توجه به بررسیهای انجام شده، قراردادن خود در موقعیت سخت آسیبدیدگان و همدلی با آنها، معمولا در اولین هفته وقوع فاجعه، در بیشترین حد خود قرار داد. یعنی زمانی که رسانهها مدام اخبار و تصاویر را تحتپوشش قرار میدهند و مردم درگیریشان را با این موقعیت سخت، با دیگران به اشتراک میگذارند. اما به مرور، نوعی بیحسی، سطح همدلی را پایین میآورد. «اوپتال دولاکیا»، جامعهشناس، در نشریه سایکولوژی تودی نوشته است، همدردی با فاجعهزدگان، تا سه هفته پس از رخ دادن آن قابلتوجه است، اما بعد از این زمان، کمکهای مالی و حتی انسانی به آنها، آرامآرام کاهش پیدا میکند و حدود شش هفته پس از فاجعه، بسیار اندک میشود. به گفته او، جریان زندگی روزمره، تمرکز آدمهای غیردرگیر با فاجعه را معطوف به خود میکند و بهتدریج، پیگیری اخبار مربوط به قربانیان و تلاش برای برداشتن باری از دوش آنها را از سرشان بیرون میکند.
چطور میتوان سطح همدلی را بالا نگهداشت؟
کمشدن همدلی با قربانیان در گذر زمان، اتفاقی است که در هر گوشه از جهان رخ میدهد، اما از نظر این جامعهشناس، رسانهها با جهتدهی به افکارعمومی، میتوانند وضعیت را تغییر دهند. پوشش رسانهای بالایای عمومی و تداوم آسیبهای آن، انگیزه آدمها برای تداوم همدلی را بیشتر میکند. البته بررسیهای پژوهشگران نشان داده تجربه مشترک، به تداوم انگیزه افراد برای کمک به آسیبدیدگان منجر میشود. کسانی که تجربههای مشابهی را پشت سر گذاشتهاند، معمولا بیشتر از آدمهای عادی به پیگیری وضعیت قربانیان و قدم برداشتن به سمتشان اشتیاق نشان میدهند. از طرف دیگر، با توجه به آمارها، کسانی که عادت به انجام کارهای خیر و فعالیت در خیریهها دارند، در زمان بروز این فجایع هم بیشتر برای همدلی با آسیبدیدگان تلاش میکنند. اما با مرورکردن خاطراتی که طبیعت در سال 1398 برایمان ساخته، نمیتوانیم تردید داشته باشیم که آتش این درد، حتی بعد از گذشت هفتهها هم نباید خاموش شود. نیمی از ایران برای دوباره لبخندزدن، به همدلی ما نیاز دارد و نباید از یاد ببریم که آسیب ناشی از سیل، نه در چند روز و نه در چند هفته، جبران نمیشود. محققان میگویند آدمها بعد از شش هفته آرامآرام درد همدیگر را از یاد میبرند، اما کاش این بار ما نمونهای برای نقض یافتههای قدیمی آنها باشیم. کاش جریان آرام زندگی خودمان، این بار ما را با خود نبرد و یادمان نرود که آب، در روزهای ابتدای بهار، با آرامش دیگران چه کرده است.