نگاه
سپردن احیای کشاورزی بعد از سیل به نخبگان کشاورزی
کرامتالله وکیلیپور؛ عضو هیئتمدیره انجمن خبرگان کشاورزی ایران
سیل اخیر، مزارع زیادی در خوزستان، لرستان و گلستان را نابود کرده و بخش زیادی از زمینهای کشاورزی را آب برده که دیگر امکان احیای آنها نیست. موضوع احیا در خصوص برخی از زمینهای کشاورزی در مناطق سیلزده، مثل این میماند که مردهای را زنده کنیم. مسئله و دغدغه کشاورزان در حال حاضر بیش از آنکه سیل و خسارتهای ناشی از آن باشد، سیاستهای غلطی است که در بخش کشاورزی اعمال میشود. مطالبه مهمی که طی این سالها کشاورزان از برخی دستگاههای دولتی مرتبط با این حوزه داشتهاند، عدم دخالتهای مستمر در بخش کشاورزی و واگذاری کامل این حوزه به بخشخصوصی است. اما برخی از این دستگاها هیچگاه حاضر به کنارهگیری از حوزه کشاورزی که ارتباط مستقیمی با رشد تولید دارد، نبودهاند. بلکه بعضا قوانین دستوپاگیری برای کشاورزان اعمال کرده که دست آنها را برای بهبود شرایط، دشوار میکند. در کشور ما برخلاف خیلی از کشورهای دنیا، کشاورزی تابع مسائلی مثل سیاست است و همین مسئله محدودیتهای زیادی را برای کشاورزان ایجاد میکند. با وجود این محدودیتها و سیاستهای ضدکشاورزی، چگونه میتوان به رونق بخش کشاورزی امید داشت. تسهیلاتی که دولت برای بخش کشاورزی پرداخت میکند، سودهای بالایی دارد. بانکها تسهیلات بخش کشاورزی را با نرخ سود 18درصد و صندوق توسعه ملی با نرخ 12درصد پرداخت میکند. وقتی کل سود کشاورزان هفت یا هشت درصد است، چگونه میتواند از این تسهیلات استفاده کند؟ هزینههای خرید تجهیزات بخش کشاورزی بهشدت بالا رفته و یک کشاورز برای خرید یک تراکتور ساده باید رقمی نجومی هزینه کند. ظرایفی در کار جبران خسارتهای سیل وجود دارد که بیتوجهی به آنها منابع کشور را به هدر میدهد. منطقی به نظر میرسد به کشاورزی که زمین خود را از دست داده و تراکتور فرسودهاش در گلولای مانده و از بین رفته، یک تراکتور با قیمت ارزان داده شود، ولی اگر آن کشاورز نتواند حتی آن بهای ارزان را هم بپردازد چه باید کرد؟ اگر تسهیلات با مهلت پنج ساله به کشاورز داده شود که تراکتور بخرد و او بعد از خرید تراکتور، آن را - که قیمت بالایی در بازار دارد- بفروشد و پول تراکتور را بهجایی غیر از مزرعه و تولید ببرد چه باید کرد؟ بارانهای اخیر بهرغم خسارتها، مشکل بزرگ کشاورزان، یعنی کمآبی را حل کرد. کشاورزان در صورتی میتوانند به آینده امیدوار باشند و تا حدودی زیانها را جبران کنند، که از عدم تصمیمهای غلط مطمئن باشند. در این راستا تشکیل اتاق فکری از نخبگان بخش کشاورزی برای جبران خسارتهای سیل و ارائه راهکارهای مطمئنتر، ضروری است و این کار باید به آنها واگذار شود. اگر دولت منابعی را بدون تشکیل اتاق فکر نخبگان کشاورزی به احیای کشاورزی در مناطق سیلزده تخصیص دهد، خطر منحرفشدن این منابع از مسیر درست و از بین رفتن سرمایههای ملی بهشدت وجود دارد.