printlogo


دیدگاه
فرصت‌های اشتغال در بازسازی‌ها
عباسعلی قصاعی؛ کارشناس اقتصادی

در سیل اخیر بیشترین خسارت ناشی از سیل به واحدهای کشاورزی وارد شده که به‌دلیل آبگرفتگی، انباشته‌شدن رسوبات و گل‌ولای یا از بین رفتن کامل زمین، فرصت کشت و برداشت را از دست داده‌اند. این خرابی‌ها به‌گونه‌ای است که کشاورزان در این دوره -یعنی در این سال زراعی- علاوه بر محصول، در اغلب مناطق امکان کشت مجدد را نیز تا پایان دوره امسال از دست می‌دهند. 
شدت سیل نیز بیشتر مربوط به استان لرستان است که واحدهای مسکونی آن به‌طور وسیعی در شهرهای پلدختر و معمولان تخریب شده است. اگر به این ویرانی‌ها از زوایای مختلف حادثه نگاه کنیم در لابه‌لای آن‌ها فرصت‌های بزرگی برای اشتغال هم نهفته است. توقف فعالیت‌های صنعتی و تولیدی به همان اندازه که می‌تواند، کاهش اشتغال را در پی داشته باشد، با شروع ساخت‌وسازها، بهسازی و بازسازی، فرصت ایجاد شغل را در بر دارد. 
نابودی واحدهای مسکونی، در مرحله بازسازی فرصتی است برای تولیدکنندگان مصالح ساختمانی، لوازم خانگی و تجهیزاتی که موردنیاز است. بنابراین در شرایط کنونی به همان نسبت که به تولیدکنندگان این منطقه خسارت وارد شده، بازار مستعدی برای تولیدکننده‌ها در بخش‌های دیگر به‌وجود آمده است که اشتغال‌زایی در پی دارد. اگر دولت نظارت خوبی برای به‌موقع پرداخت کردن خسارت‌ها و استفاده از منابع داشته باشد، نیروی بومی کار می‌تواند با فعالیت در مزارع و مشارکت در روند بازسازی خرابی‌ها، فرصت مناسبی برای ایجاد درآمد به‌دست بیاورد. این امر می‌تواند مانع از مهاجرت نیروی کار و حتی بازگشت کسانی باشد که پیش از این به‌دلیل بیکاری از این استان‌ها مهاجرت کرده بودند. 
با توجه به اینکه در استان‌های زاگرس‌نشین از دیرباز مهاجرت نیروی کار به مناطق مختلف شدت داشته، در صورت عدم‌تخصیص منابع لازم به احیای تولید و اشتغال، بر شدت این مهاجرت افزوده خواهد شد. مهاجرت نیروی مولد این مناطق گرفتاری‌ها و معضلاتی را هم -از قبیل حاشیه‌نشینی- در شهرهای دیگر ایجاد می‌کند. 
حمایت به‌موقع و برآورد دقیق از خسارت‌ها توسط دولت در بازه زمانی کوتاه و تعهد مشخص برای پرداخت خسارات، زمینه را برای بهبود شرایط فراهم می‌‌کند. تاخیر در این زمینه باعث از هم‌گسیختگی و جزء خسارت‌‌ جبران‌ناپذیر است. 
اگر زمان به طول بینجامد، شرایط برای بازسازی سخت‌تر می‌شود. موضوع اساسی زمان‌بندی درست کمک‌ها و امیدوارکردن خسارت‌دیدگان به دریافت خدمات به‌موقع دولت است و از همه مهم‌تر، این بلایای طبیعی یادآوری می‌کند چقدر صنعت بیمه می‌تواند برای پیشبرد کشور موثر باشد، اگر کشاورزان این مناطق به شکل حرفه‌ای و با تعرفه‌های مناسب کشت و کار  فعالیت می‌کردند، در این وضعیت جز نگرانی بابت حجم خسارت‌ها نداشتند. 
ضعف‌های فرهنگی و عدم اطلاع‌رسانی به اهمیت بیمه در کشور ما که یک کشور در معرض انواع بلایا است، نشان از کم کاری مدیران اجرایی دارد که از همین حالا باید برای حل آن برنامه داد و هدفمند عمل کرد.