کار روی دریا به گواه کسانی که تجربه این کار را داشتهاند، فعالیتی سخت و صعب است که افراد تنها به مدد عشق و علاقه به آن شغل میتوانند از پسِ انجام آن برآیند. فعالیت روی سکوهای گازی و نفتی نیز از جمله همین کارهاست. پویا پورزند 36 سال دارد و حدود 12، 13 سال است که روی سکوهای گازی منطقه پارس جنوبی کار میکند. افرادی که روی این سکوها مشغولند، طیف گستردهای را شامل میشوند اما تخصص پورزند، HSE است. او در ابتدا برای اینکه این شغل و حساسیتهای خاص آن مشخص شود، در توضیح تخصص خود میگوید: «این سه حرف علائم اختصاری سه کلمه هستند که عبارتاند از: Health، Safety وEnvironment . بخش بهداشت حرفهای به این برمیگردد که ما برای پرسنل روی سکو باید شرایطی را فراهم کنیم که این افراد که بهصورت اقماری میآیند و در کمپها ساکناند، دچار مشکل سلامتی نشوند. چون در محیطهای کوچک اینچنینی اگر کسی دچار مشکلات کوچکی مثل آلرژی یا سرماخوردگی شود، بیماری خیلی سریع اپیدمی میشود و شاهد یک سونامی بیماری هستیم که کار و فعالیت را مختل میکند، بنابراین باید این مسئله را به کمترین مقدار ممکن برسانیم.»
ایمنی حرف اول و آخر را میزند
پورزند میگوید، بخش دوم فعالیت آنها، یعنی ایمنی، در ایران بیش از دو بخش دیگر پررنگ است و بهنوعی شاید حساسترین قسمت فعالیتشان را شامل شود. او در توضیح این بخش میگوید: «بهطور خلاصه اگر بخواهم بگویم، تمام تمرکز ما در این قسمت روی این مسئله است که در طول کار به افراد یا تجهیزات آسیبی وارد نشود و ایمنیشان حفظ شود. ببینید وقتی از کارگر جزء تا سرپرست، سالها یک کار را انجام میدهند و برایشان حالت روتین پیدا میکند، ممکن است به مرور زمان از خطرهایی که تهدیدشان میکند، غافل شوند و این وظیفه ماست که حواسمان به این خطرات باشد، چون ممکن است یک بیاحتیاطی کوچک سبب بروز فاجعه شود. به همین دلیل کسانی که مثل من در این حوزه فعالیت میکنند، باید از همه فعالیتهایی که روی سکو انجام میشود، یک دید و ایده کلی داشته باشند. یکی از مهمترین بخشهای ایمنی هم، پیشگیری از حوادث است. ما باید خطرات بالقوه را شناسایی و رفع کنیم. فرض کنید پیچ یک پله شُل شده است، ما باید موضوع را به بخش مربوطه اطلاع دهیم تا اصلاحش کند. در اصل شناسایی خطرات بالقوه کار ماست. یکسری تکنیک و فرمول هم برای این مسئله داریم که خیلی تخصصی است و دانستنش به کار شما نمیآید.»
اما چرا اینقدر پیشگیری از حوادث مهم است؟ او میگوید: «ببینید کار روی دریا با خشکی خیلی متفاوت است. ما روی دریا دسترسی به امدادهایی چون آتشنشانی، بیمارستان و مواردی از این دست نداریم. یک اتفاق ساده میتواند مشکلات بزرگی ایجاد کند. اگر آسیبی به شخصی وارد شود، در بهترین حالت و اگر دریا طوفانی نباشد، یکی، دو روز طول میکشد تا یک شناور بیاید و فرد مصدوم را به خشکی انتقال دهد. اگر اوضاع دریا خراب باشد، از هلیکوپتر استفاده میکنیم که آن هم باز بستگی به وضعیت باد دارد و ممکن است نتوانیم از این گزینه هم استفاده کنیم.»
بخش بعدی فعالیت او در حوزه ایمنی به ممیزیها، ایزوها و داکیومنتها برمیگردد: «در کار ما باید همهچیز مکتوب باشد تا اگر خدای ناکرده مشکلی پیش آمد، بتوان به آنها رفرنس داد. این موضوع هم برای بیمه مهم است، هم کارمند و هم کارفرما. چون کوچکترین کاری که روی سکوها انجام میشود، باید اجازه کار داشته باشد، حتی سفت کردن یک پیچ و این هماهنگیها نیز مسئولیتش با ماست. فرض کنید قرار است در یک بخش لامپ را عوض کنیم، ما با همه بخشها این موضوع را هماهنگ میکنیم و همه سرپرستها این موضوع را میدانند، چون ممکن است همین عوض کردن لامپ هم در صورت عدم اطلاع همه بخشها خطرآفرین باشد.»
محیطزیست: چندان هم مهم نیست!
پورزند بخش محیطزیست فعالیتشان را در ایران بسیار کمرنگ میداند و میگوید: «بخش محیطزیست قسمتهای مختلفی دارد؛ از پسماند فعالیتهای کاریمان گرفته تا یک لیوان پلاستیکی یا فیلتر سیگاری که روی سکو مصرف میشود و حتی پسماند سیستم بهداشتی نفرات. ولی متاسفانه به این بخش در ایران چندان توجه نمیشود. کار دیگر ما فرهنگسازی و آموزش است که دائم باید دورههای مختلفی برای کارکنان برگزار کنیم و آنها را بهروز نگه داریم تا خطرات را به حداقل برسانیم.»
او هرچند تحصیلاتش را در حوزه حقوق جزا گذرانده، اما با گذراندن دورههای آزاد و گرفتن سرتیفیکیتهای مرتبط توانسته وارد این حرفه شود. حرفهای که حداقل در بخش سکوها کاملا مردانه است و در ایران هیچ زنی اجازه فعالیت در آن را ندارد، در حالی که در کشورهای عربی این امکان برای زنان نیز وجود دارد. هرچند برخی از زنان میتوانند شانس استخدام شدن در دفاتر و شرکتها را داشته باشند، ولی این صنعت تنها در ید مردان است.
سالهای دور از خانه
پورزند معتقد است، سختترین بخش کار روی سکو، به جز سختیها و خطراتی که خواه ناخواه و بهرغم رعایت همه موارد ایمنی، پرسنل را تهدید میکند، دوری از خانواده و کمبود امکانات رفاهی است که در شهر وجود دارد: «این مسئله بیشتر روی افراد متاهل تاثیر دارد. مثلا فرض کنید قرار است همسرش وضع حمل کند، ولی نمیتواند به خشکی برگردد. در بهترین شرایط دو، سه روز طول میکشد که شناور بیاید و او را به خشکی برساند. اگر اوضاع دریا خراب باشد شاید این موضوع دهها روز طول بکشد. کسانی که روی سکو کار میکنند، نمیتوانند مراحل رشد فرزندانشان را ببینند و فقط هربار میبینند که بچهها بزرگتر شدهاند. نمیتوانند در مهمترین مراحل زندگی در کنار خانواده خود باشند و این بسیار آزاردهنده است. ایدهآلترین حالت برای کسانی که استخدام میشوند این است که 14روز کار و 14روز استراحت باشد که به این میگویند اقماری. من هم قراردادم به همین شکل است، ولی همه افراد اینطور نیستند. بعضی کمپانیها قراردادشان 22روز کار و 8 روز استراحت است و حتی بعضی قرارداد دو ماه کار و 10روز استراحت دارند. به همین خاطر کسانی که بچه دارند، نمیتوانند روابط صمیمانه با آنها برقرار کنند و بچههایشان با آنها غریبی میکنند. همین باعث میشود فشار زیادی بر خانوادهها باشد. به علاوه چون محیط سکو بسیار آرام و ساکت و دور از هیاهو است، اصولا تنها هستند. هرچند پرسنل با هم دوست میشوند، ولی این دوستیها هم عموما سطحی است. به همین خاطر آدمها بعد از مدتی به افرادی گوشهگیر و منزوی تبدیل میشوند. این هم مسئله سختی است که اگر اتفاقی برایمان بیفتد، امکاناتی وجود ندارد که سریع به دادمان برسند.»
مثل یک زندان
پورزند خاطره عجیبی از اولین باری که روی سکو قرار گرفته، دارد: «اولین بار خیلی هیجانانگیز بود، ولی وضعیت دریا خراب شد. من هم هیچکس را نمیشناختم و خیلی احساس تنهایی میکردم. احساس میکردم در یک زندانم. آنقدر کم آورده بودم که میخواستم برگردم. یک کابین کوچک دو در یک داشتم و در جکآپ بارج ساکن بودم. آنقدر اوضاعِ دریا بد بود که حتی نمیتوانستم بروم روی سکو و کارم را شروع کنم. اوضاع این جکآپبارجها هم با هم تفاوت دارد. بعضیها تلویزیون دارند و بعضی نه. در برخی مواقع هم سرویسهای بهداشتی عمومی است و باید چند دقیقه برویم تا بتوانیم به یک سرویس بهداشتی برسیم. خلاصه در آن یک هفته آنقدر فشار روحی رویم بود که داشتم خفه میشدم. این را هم در نظر داشته باشید که آنجا موبایل آنتن نمیدهد. فقط یک تلفن اینترنتی آنجا هست که همه از همان استفاده میکنند. بعضی جاها اینترنت هم نیست. خب آن سالها که من کارم را شروع کردم، همان امکانات هم نبود. به کاپیتان گفتم که من واقعا نمیتوانم شرایط را تحمل کنم و میخواهم برگردم. این موضوع را به رئیسم انتقال دادند، ولی او گفت از این خبرها نیست و باید بمانی.»
او معتقد است، هرکسی نمیتواند در این شرایط دوام بیاورد: «باید کسی که میخواهد روی سکو کار کند، از نظر روحی و روانی بسیار قوی باشد تا بتواند شرایط را تحمل کند. فرض کنید دو نفر دعوایشان بشود. اگر اینها در شهر باشند، میتوانند از محیط خارج شوند و بروند برای خودشان بچرخند تا حالشان عوض شود. یک محیط کوچک است و ممکن است در همان روز، 20 بار همدیگر را ببینند. این است که باید افراد آستانه تحملشان را بالا ببرند و اعصابشان آنقدر قوی باشد که بتوانند شرایط را هندل کنند. اگر اینطور نباشند، کم میآورند و نمیتوانند در سیستم بمانند. خیلیها هم نمیتوانند تحمل کنند و به خشکی برمیگردند.»
پول و علاقه
پورزند به این کار علاقه زیادی دارد و میگوید: «من شغلم را دوست دارم و معتقدم اگر کارت را دوست نداشته باشی، نمیتوانی شرایط را تحمل کنی. البته چون سطح درآمد افرادی که روی سکو هستند، بالاتر است، کسانی هم ممکن است به این خاطر این شغل را قبول کنند.»
او درباره سطح درآمد خود میگوید: «این مسئله خیلی بستگی به نوع مدارک و تخصص و رزومه فرد دارد و شخص به شخص متفاوت است. به همین دلیل اختلاف درآمد بالاست. الان با این سابقه کار و تخصصی که دارم، متوسط درآمد من 10میلیون تومان است. از اول هم فراساحل کار میکردم. این را هم در نظر داشته باشید که کار ما زمانی که روی سکو هستیم، 24ساعته است و مثل پزشکان کشیک، باید آنکال باشیم. چون سکو 24ساعته کار میکند و تجهیزات فعالاند. اگر جایی مشکلی پیش بیاید، به دلیل اهمیت استراتژیک این کار، همان موقع باید موضوع حل شود. تازه حقوقی که در حال حاضر دریافت میکنم، حقوق سه سال پیش من است و بهخاطر شرایط اقتصادی کشور حقوقم تغییری نکرده است. این در حالی است که به جز ایران، این کار در همه جای دنیا، کاری بسیار پردرآمد است. اما در ایران بهدلیل حجم بالای متقاضی کار، برخی کارفرمایان از این موضوع سوءاستفاده میکند.»
کسانی که روی سکو کار میکنند، بیمه تامیناجتماعی هستند، ولی او اطلاع دقیقی ندارد که آیا این بیمه با سختی کار محاسبه میشود یا نه: «تا جایی که میدانم آنهایی که روی کشتی کار میکنند سختی کار میخورند، ولی بعید میدانم کسانی که روی سکو هستند، این مورد شامل حالشان شود.»
پورزند اضافه میکند: «این هم خیلی مهم است که ما روی سکو در اصل داریم پول جانمان را میگیریم. درست است که تا جای ممکن از بروز حوادث پیشگیری میکنیم، ولی باز هم ممکن است حادثهای پیش بیاید. مثل اینکه یک لوله به مرور زمان و بهخاطر شرایط طبیعی خرده و سوراخ شود و گاز بیرون بزند و انفجار اتفاق بیفتد. خب هرکسی در آن منطقه باشد، درجا میمیرد.»