داستان دوست من (کنولپ)/ هرمان هسه/ سروش حبیبی/ نشر ماهی/ 12000 تومان
او طبیعت را میبویید...
«اگر رابطه ما آن روز سامان یافته بود، معنی عشق را به شیرینترین و زیباترین صورت درک کرده بودم... ببین، از آن وقت به بعد دوستان و رفقا و آشنایان زیاد و حتی معشوقگانی داشتهام، اما دیگر هرگز به گفته هیچکس اعتماد نداشته و خودم را به قولم مقید ندانستهام. هیچوقت. همیشه طوری زندگی کردهام که دلم خواسته. هیچوقت از آزادی یا چیزهای زیبای زندگی محروم نبودهام، اما همیشه تنها ماندهام.»
«هرمان هسه»، یکی از درخشانترین نویسندگان آلمانینویس، چند سالی به مدرسه مذهبی و سپس به حوزه علمیه رفت تا خود را برای زندگی و کار روحانی آماده کند و سنت خانواده پروتستانش را ادامه دهد، اما در پانزده سالگی نظرش به جهان هستی تحول یافت و مدرسه را ترک کرد و نهایتا در کتابفروشیای مشغول به کار شد. شغلی که مقدمات اصلی نویسندهشدن او را فراهم میکرد. «دمیان»، «گرترود» و «سیدارتا» از کتابهای مشهور «هسه» هستند که میتوان در آنها نشانههایی از فلسفه، عرفان و مذهب را جستوجو کرد. کتاب «کنولپ» که در ایران با نام «داستان دوست من» منتشر شده است، داستان زندگی رندی صحراگرد و آزاده را بیان میکند. او پس از عشقی نافرجام سر به کوه و بیابان گذاشته و تنها و بیخانمان، گویی به ولگردی محکوم است. در اوایل کتاب، وصف آزادی او با این جملات توصیف شده: «او طبیعت را میبویید و بشارت بهار و گرما و راههای خشک و شروع دوباره صحراگردی را در نوازشهای نسیم میجست.» اما با پیشروی داستان، ما از تنهایی عمیق این صحراگرد خیالپرداز و راه دشواری که طی کرده باخبر میشویم. این کتاب نیز مانند دیگر داستانهای «هرمان هسه»، دو قطب از زندگی انسانها را بیان میکند و شادکامی زندگی خانوادگی را در مقابل آزادگی صحراگردی قرار میدهد. کتاب «داستان دوست من» «کنولپ» توسط سروش حبیبی ترجمه شده و نشر «ماهی» آن را در قطع جیبی و در 132صفحه به چاپ رسانده است. خواندن این کتاب پیشنهاد دلچسبی است به همه دوستداران سفر و کسانی که در میان زندگی روزمره شهریشان، رویای ولگردی در سر میپرورانند.