تا قبل از قهرمانی پرتغال در یورو 2016، تنها قهرمانی ملی این کشور به سه دهه قبل و قهرمانی در جامجهانی فوتبال جوانان در سالهای 1989 و 1991 و قهرمانی جام ملتهای اروپای نوجوانان در سال 1989 محدود میشد. افتخاراتی که توسط کارلوس کیروش 35 ساله بهدست آمده بودند.
کیروش را معمار نسل طلایی فوتبال پرتغال مینامند. او کاشف ستارگانی چون لوئیس فیگو، روی کاستا، ژائو پینتو و... بود و بهدلیل درخشش با جوانان، بالاترین نشان افتخار یک ورزشکار را از دولت پرتغال در سال1990 دریافت کرد. هرچند همه اینها میتوانست او را بهعنوان یک استعدادیاب بزرگ مطرح سازد، اما دستیاری فرگوسن در منچستر و سرمربیگری رئال مادرید، از او یک چهره جهانی ساخت. از زمانی که بحث حضور کارلوس کیروش در تیم ملی ایران مطرح شد، هیچکس کوچکترین شکی نداشت که این، بهترین انتخاب ممکن برای آینده فوتبال ماست. مردی نامدار، با دیسیپلین و البته بهشدت مغرور که میتوانست کشتی توفانزده تیم ملی در پی حذف از جامملتهای آسیا ب را به ساحل آرامش برساند. صعود شیرین به جامجهانی 2014 و بازی قابلقبول برابر مسی و یارانش سبب افزایش چشمگیر محبوبیت وی نزد فوتبالدوستان شده بود تا جایی که حذف دراماتیک برابر عراق در جامملتهای آسیای 2015 هم نتوانست از این محبوبیت روزافزون بکاهد.
کیروش مرد عمل بود و در برابر بازیکنسالاری بهشدت ایستادگی کرد. کنار گذاشتن بازیکنانی چون سیدمهدی رحمتی و هادی عقیلی کاری بود که میتوانست تاوان بزرگی در پی داشته باشد، اما اعتماد به جوانان جایگزین، نشان داد که او به عکس بسیاری از مربیان داخلی، چشمانداز بزرگتری را هدف قرار داده است. شاید بتوان نقطهعطف حضور کیروش در فوتبال ما را جامجهانی 2018 دانست. جایی که او برای ما دو رکورد به یادگار گذاشت: نخستین صعود پیدرپی و کسب چهار امتیاز در یک دوره جامجهانی. انداختن لرزه به اندام رونالدو و یارانش، میتوانست سببساز افزایش بیشتر محبوبیت وی و زمینهساز بهرهمندی مضاعف ما از تجربیات وی شود، اما مصاحبه جنجالی در فردای حذف از جامجهانی خطاب به برانکو، خشم طیف غالب فوتبال ایران را علیه وی برانگیخت.
مصاحبههایی که در اوج رقابتهای جامملتهای 2019 نیز ادامه یافته و سببساز کاهش تمرکز بازیکنان تیم ملی شد. سرانجام کار بهجایی رسید که با وجود صعود به نیمهنهایی جامملتها پس از 12سال، انتقادها علیه او به بالاترین حد رسید و با حذف در نیمهنهایی پایان تلختری برای مرد پرتغالی رقم خورد. خدمات کیروش به فوتبال ما انکارناشدنی است، اما او هم مانند همه ما یک انسان بود. انسانی که از وجود یک رقیب احتمالی برای جایگزینیاش میترسید. او میخواست مانند تمامی هشت سال حضورش در فوتبال ایران، همهکاره باشد و هیچکس برابرش قد علم نکند. او شغلش را میخواست با تمامی شرایط خوب آن و از اینکه روزی برانکو بهعنوان جانشینش معرفی شود شاکی بود. حتی اگر تمامی این تصورات در پس ذهن او ساخته شده بود و هیچ مبنای قابلاثباتی نداشت.