printlogo


عنوان:ناتور دشت/نویسنده: جی.دی.سلینجر/ انتشارات علمی و فرهنگی و نیلا
ناتوردشت، یک رمان تمام‌نشدنی
«اگه واقعا می‌خوای قضیه رو بشنوی، لابد اولین چیزی که می‌خوای بدونی اینه که کجا دنیا اومده‌ام و بچگیِ گَندَم چه جوری بوده و پدر و مادرم قبلِ دنیا اومدنم چیکار می‌کردن و از این جور مزخرفاتِ دیوید کاپرفیلدی، ولی من اصلا حال و حوصله تعریف کردن این چیزارو ندارم. اولا که این حرفا کِسِلَم میکنه، ثانیا هم اگه یه چیزِ به کل، خصوصی از پدر و مادرم تعریف کنم جفتشون خونرَوِشِ دو قبضه می‌گیرن...»
مهرآذین بشیری راد

از همین چهار خط اول کتاب، تکلیف خواننده با شخصیت اول داستان مشخص می‌شود. نوجوان عاصی و رُکی که با زبانی خودمانی هرچه به ذهنش می‌رسد را بیان می‌کند. او از مدرسه اخراج شده و می‌خواهد تا وقتی که خانواده از اخراجش باخبر نشده‌اند، برای خودش آزاد باشد. پس، از خوابگاه بیرون می‌زند و وارد دنیای بیرون می‌شود. وارد شدن او به دنیای بیرون و روبه‌رو شدن او با مردم جامعه، نماد انتقال از دوران کودکی به بزرگسالی است. اکنون هولدن کالفیلد دیگر بچه نیست. او احساس تنهایی می‌کند، احساس می‌کند با دنیای بیرون بیگانه است و همه چیز به نظرش افسرده‌کننده می‌رسد: «می‌فهمم یکی ممکنه بره سینما چون کار دیگه‌ای نداره، ولی وقتی کسی واقعا می‌خواد بره سینما و حتی تند راه میره که زودتر برسه خیلی افسرده میشم.»
شخصیت آشنایی که سلینجر در کتاب «ناتوردشت» خلق کرده است، حداقل در برهه زمانی کوتاهی در وجود هرانسانی نمایان می‌شود و همین باعث شده این کتاب به رمانی شاخص در ادبیات آمریکا تبدیل شود. در سایت «گودریدز» بیش از 750 هزار نفر نمره پنج از پنج را به این کتاب داده‌اند و مجله گاردین ناتوردشت را جز صد رمان برتر جهان قرار داده است. ما فارسی‌زبانان هم خوش‌شانس بوده‌ایم که این کتاب با ترجمه خوب محمد نجفی در اختیارمان قرار گرفته تا بتوانیم به‌واسطه این ترجمه روان با لحن حرف زدن قهرمان داستان ارتباط ویژه‌ای برقرار کنیم. ناتوردشت را با این ترجمه، انتشارات نیلا برای اولین بار در سال 1377 منتشر کرده و انتشارات علمی و فرهنگی نیز این کتاب را با ترجمه احمد کریمی در 242 صفحه به چاپ رسانده است.