«چشمها شکل شهر را مشخص میکنند. با چشمهای مرغِ بلندپروازی صحنه را از هوا میبینیم. از این دورنمای گسترده، شهر به موجود واحد غولآسایی میماند یا بیش از این، شبیه هَستیِ جمع واحدی که از ارگانیسمهای بسیار ایجاد شده باشد.» این چهار خط آغازین کتاب است. نمایی لانگشات از شبِ توکیو. شبی عجیب و پُرماجرا که موراکامی آن را دقیقا پیش از دوازده شب، آغاز میکند و پس از روشناییِ روز به پایان میرساند. کتاب «پس از تاریکی» داستان دختر سرگشتهای به نام «ماری» است که نیمهشب به بهانه مطالعه، به کافهای میرود و تا صبح آدمها و موقعیتهای غریبی را تجربه میکند. در کنار قصه اصلی، داستان خواهر او «اِری» که رابطهای ناگسستنی با ماری دارد، روایت میشود. او غرق در خوابی طولانی است و فضایی مالیخولیایی دارد. بالای صفحه ابتدایی هر فصل با شکل ساعت، زمان دقیق شب نشان داده میشود تا مخاطب لحظهبهلحظه شب را همراه ماری به صبح برساند. این پیوستگی زمان و محدودیت مکان (کافه و اتاق خواب اِری) خواندن کتاب را شبیه به تجربه تماشای فیلم میکند. موسیقی در کافهها و شهر جاری است و نویسنده در جایجای قصه، آهنگها و ترانههایشان را میگوید تا خواننده، آن را مانند موسیقی متن بشنود!
هاروکی موراکامی، نویسنده مشهور ژاپنی، با اینکه در بیستونُه سالگی شروع به نوشتن کرد، اما بعد از انتشار اولین کتابش «به آواز باد گوش بسپار» توانست جایزه ادبی «گونزو» را دریافت کند و همین باعث شد کلوپ ِموسیقیاش را جمع کند و بهطور حرفهای بنویسد. غالب آثار او، فضایی سورئالیستی و عجیب دارند. او را بیشتر با رمان مشهورش «کافکا در کرانه» میشناسند، اما همان گونه که در پشت جلد کتاب «پس از تاریکی» آمده است: «این رمان فشرده برخلاف رمان نسبتا پُرحجم «کافکا در کرانه» که ساختار پیچیدهتری با دو خط روایی دارد، رمان کوتاه و سادهای است و طبعا روان و خوشخوان. اما همان خرقعادت و علایق خاص موراکامی، البته کمرنگتر در آن دیده میشود.» تقریبا تمام آثار موراکامی در ایران ترجمه شده و در بین خوانندگان ایرانی محبوبیت زیادی دارد.
کتاب «پس از تاریکی» سال 2004 نوشته شد، سال 1391 مهدی غبرائی آن را ترجمه کرد که توسط نشر «نیکونشر» در 190صفحه به چاپ رسیده است.