«اگر برای درمان آفات شیطانی (فقر و نابرابری) تلاش نکنید، فخرفروشی در این باب که در مجازات دزدان جدی هستید، عبث و بیهوده است. سیاست شما ممکن است به ظاهر عادلانه بنماید، اما درواقع نه عادلانه است و نه عملی» (فیتزپتریک،1381).
توسعه انسانی چیست؟ آیا تا به حال به مفهوم «توسعه» نگاهی غیر از مادیات داشتهاید؟ شاخصهای سنجش آن چیست؟ مبنای نظری توسعه انسانی چیست؟ تفاوت آن با دیگر رویکردها به توسعه چیست؟ وضعیت ایران در شاخصهای توسعه انسانی چگونه است؟ هرچند بیشتر عبارت «توسعه اقتصادی» که دغدغه دیروز و امروز سیاستمداران است به گوش همگان آشناست، اما در چند دهه اخیر عالمان علوماجتماعی مفهوم «توسعه انسانی» را وجهه نظر قرار دادهاند.
سعید مدنی قهفرخی با کتاب «وضعیت توسعه انسانی در ایران» که در 225 صفحه با فهرستی شامل هفت فصل منتشرشده، به سوالات بالا پاسخ میدهد. گزارش توسعه انسانی که توسط نشر «کتاب پارسه» در سال 1396 روانه بازار کتاب شد، در یک جمله وضعیت «آسیبپذیری بالا و تابآوری پایین» را توصیف کرده است. مقصود از آسیبپذیری بالا این است که افراد در برابر خطرها و شوکهایی که به آنها وارد میشود، قادر به مقابله نیستند و بلافاصله در برابر هرشوک یا شرایط جدید، در معرض تهدید و وضعیت نامطلوبتری نسبت به وضعیت قبلی قرار میگیرند. در مقابل آن، تابآوری پایین قرار دارد، منظور از تابآوری، امکان مدارا و سازگاری با حوادث نامطلوبی است که جامعه با آن مواجه میشود.
این کتاب میکوشد عوامل آسیبپذیری بالا و تابآوری پایین جامعه ایران در شاخصهایی چون نابرابری درآمدی بالا، تعمیق شکافهای مختلف اعم از درآمد، شکافهای منطقهای، تفاوتهایی که بین استانها و مناطق مختلف وجود دارد، شکاف در سلامت و آموزش، فقر شدید و مطلق، عوامل زیستمحیطی شامل مصرفگرایی، نابودی جنگلها، تخریب مراتع، انتشار گازهای گلخانهای و آلودگی آبها را توضیح دهد. همچنین در این کتاب، تصویر تبعیض جنسیتی در دسترسی به قدرت، سلامت، کار، اشتغال و حقوق عمومی ارائه شده است. به جز عوامل داخلی، همه کشورها تحتتاثیر عوامل بینالمللی هستند که در کتاب مذکور درباره این عوامل نیز بحث شده است.
در فصل آخر کتاب، گزارش2014 منعکس شده، ضمن برشمردن فرصتها و تهدیدهای توسعه انسانی در شرایط کنونی جهان، راهحلهایی را بهمنظور کاهش آسیبپذیری و تقویت تابآوری پیشنهاد کرده است. به گمان نویسنده، چهار راهکار کلان ارائه شده در مورد کشور ایران هم صدق میکند. اول تعهد همگانی به این منظور که تعهد مشترک در سطح ملی و جهانی برای تامین خدمات و حمایت اجتماعی اشتغال ایجاد شود. راهحل دوم، ایجاد نهادهای پاسخگوست که امکان بیان نارضایتیها را فراهم میکند و مردم از طریق در اولویت قرارگرفتن، صدایشان را در سیاستهای توسعه میشنوند. سوم، اصلاح سیاستها و سیاستگذاریها اعم از اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی برای بهبود وضعیت موجود است و بالاخره همکاری دولتها و نهادهای اجتماعی برای پیشگیری از شوکها و بحرانهایی که در پیش است و از طریق تحقیقات و پژوهشها قابل شناساییاند.
«وضعیت توسعۀ انسانی در ایران»، نویسنده سعید مدنی قهفرخی، نشر کتاب پارسه