printlogo


یادداشت
تبعات انقلاب سفید و پایان تولید روستایی
حسین بشیری گیوی؛ دکترای جامعه شناسی سیاسی

پس از جنگ جهانی دوم «مارشال» طرح اقتصاد سیاسی را برای جامعه جهانی طراحی و اجرا کرد. نتیجه طرح مارشال برای دنیا دوقطبی شدید و آغاز جنگ سرد بود. در ایران، شاه طرح مارشال را در قالب انقلاب سفید اجرایی کرد.
انقلاب سفید شاه آغاز پایان تولید روستایی و آغاز مهاجرت روستائیان به شهرها خصوصا حاشیه شهرها و ایجاد حاشیه‌نشینی و آلونک‌نشینی در ایران است.
انقلاب سفید شاه باعث شد شبه‌توسعه در شهرهای بزرگ مثل تبریز، تهران، مشهد، اصفهان و... عملیاتی شود. در واقع در انقلاب سفید، شاه سه کار اصلی را در ایران بنیان گذاشت. اول اینکه زمین‌های بزرگ را به زمین‌های کوچک تقسیم کرد. با این کار کمر تولید روستایی را شکست.
دوم اینکه به برخی شهرها توجه بسیار داشت و برخی صنایع در شهرها بنیان گذاشته شد. سوم اینکه مهاجرت به شهرها آغاز شد. شاه با انقلاب سفید یا همان طرح مارشال، تمام نگاه خود را به سمت گسترش شهرنشینی معطوف کرد و تمامی امکانات رفاهی، بهداشتی، تفریحی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به شهرها اختصاص یافت. سیاست گسترش شهرنشینی و تقطیع زمین‌های بزرگ به زمین‌های کوچک در روستاها، زمینه فقر گسترده در روستاها را فراهم کرد و به مرور زمان، بسیاری از روستاها حتی خالی از سکنه شدند و در مقابل، حاشیه شهرها گسترش پیدا کرد. در سال‌های پس از آن، سیاست گسترش شهرنشینی و متمرکزشدن حداکثر امکانات در کلان‌شهرها باعث تشدید این وضعیت شد.
با چنین رویکردی امکانات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی و... در کلان‌شهرها افزایش یافت و در مقابل روستائیان حتی راه ارتباطی مناسب هم نداشتند. تمرکزگرایی که دنبال طرح مارشال و انقلاب سفید بود، بین شهر و روستا واریانس وحشتناکی ایجاد کرد و نتیجه این سیاست خانمان‌سوز منجر به حاشیه‌نشینی بسیار بزرگ و زیر خط‌فقر قرارگرفتن بیش از یک‌سوم جمعیت شهرها شد.
میزان آسیب‌های اجتماعی در شهرها و حاشیه‌شهرها افزایش پیدا کرد و روستاها خالی از سکنه شدند. تمرکزگرایی مارشال‌گونه، هم به روستاها آسیب جدی وارد کرد و هم شهرها را ملتهب کرد. در حالی که بسیاری از کشورها بیشتر امکانات را به روستائیان می‌دهند تا با کمک تکنولوژی‌های مدرن بر میزان محصولات کشاورزی، دامداری و باغداری افزوده شود.
طرح تقطیع‌کردن زمین‌های کشاورزی هم‌اکنون هم اجرا می‌شود.
زمین‌داران کوچک یا زمین‌ها را بلااستفاده گذاشته‌اند یا اینکه به شیوه سنتی کشاورزی می‌کنند.
این‌گونه سیاست‌های ناعادلانه در گام اول، باعث مهاجرت به شهرها و در گام دوم، از بین رفتن سرمایه‌های عظیم روستایی می‌شوند.
 برای برقراری توازن و ایجاد عدالت توزیعی و برای برون‌رفت از بحران‌های به‌وجود آمده، تنها راهکار، ایجاد امکانات در روستاها و آغاز مهاجرت معکوس به روستاهاست. اگر این سیاست از سوی دولت اجرایی شود در گام دوم، روستائیان با ایجاد تعاونی، زمین‌های کوچک را به زمین‌های بزرگ تبدیل و با کشاورزی مدرن و یکپارچه، میزان تولید افزایش‌یافته و بر میزان بهره‌وری افزوده می‌شود.
البته  دنبال‌کردن این سیاست در شرایط کنونی محال به‌نظر می‌رسد، ولی چه باید کرد تنها راهکار برای برون‌رفت از وضعیت فعلی محسوب می‌شود.
توجه به روستاها و توزیع امکانات رفاهی و تکنولوژیکی در بین روستاها باید زیربنای تصمیم‌گیری دولتمردان باشد.