printlogo


در حاشیه
مهدی پاک‌نیت

برانکو
فصل قبل را به آب کردن قند در دل هواداران و مدیران پرسپولیس گذراند و میخ اعتماد را جوری در چشم مدیران باشگاه کوبید که ریش و قیچی و تیغ را کل‌یوم! سپردند دست استاد که خودش ببرد و بدوزد و بخیه بزند. او هم در اولین گام در حیطه تحکیم دیوار اعتماد شروع کرد به واردات بازیکنان خارجی. منتها این واردات عمدتا از کشورهای درب‌وداغان و تیم‌های درب‌وداغان‌تر صورت گرفت. خارجی‌هایی که با نظر مستقیم او به پرسپولیس آمده‌اند در عین گران‌قیمت بودن چند ویژگی مشترک دارند: «شکم، پهلو، غبغب.» حالا مدیران پرسپولیس مانده‌اند و واردات جنس بنجل با طعم رودربایستی!
رضا حسنی‌خو
دو دقیقه آمده بودیم خودش را ببینیم که سه‌روزه بساطش را جمع کرد و رفت. حسنی‌خو که در راستای جمع کردن ریخت‌وپاش‌های کادر مدیریتی قبلی و تمیزکاری‌های مالی، از حراست وزارت ورزش راهی خیابان سئول شده بود، بعد از باخت اول دوران مدیریتش فهمید که پیگیری مسائلی نظیر پرونده سوشا مکانی یا رسیدگی به تخلفات منشوری دیگر اهالی ورزش بسیار شیرین‌تر از مواجهه با تبعات خشم ده‌ها هزار تماشاگر خشمگین حاضر در استادیوم و میلیون‌ها نفر تماشاگران عزیز در خانه است.
احسان علیخانی
ظریفی می‌گفت فکر کن طناز طباطبایی و بهنوش طباطبایی خواهر نیستند، ناصر محمدخانی و نادر محمدخانی برادر نیستند، آن‌وقت احسان علیخانی و رضا حسنی‌خو برادرند! راست می‌گفت، بزرگ‌ترین دستاورد حضور چندساعته حسنی‌خو در استقلال این بود که نشان داد یک «علیخانی» و یک «حسنی‌خو» می‌توانند برادر واقعی یکدیگر باشند؛ یکی دولتی و استقلالی و آن یکی مجری خوش‌چهره تلویزیون و پرسپولیسی دوآتشه. شما تصور کن یک روز خبر برسد فرزاد حسنی و علی فتح‌الله‌زاده هم با هم برادرند، یا مثلا بهرام شفیع برادر کارل‌هاینس رومینیگه از کار دربیاید!