عطای بزرگان ایرانزمین
دو تا بارکالله و یک آفرین!
البته منظور شاعر از «بزرگان ایرانزمین»، مسئولان ایرانزمین دوره خودش بوده است. وگرنه کیست که نداند برخی مسئولان امروزی عطاهایی دارند که دهان آدمی به قاعده شکاف طبقاتی بعضی ممالک خارج (که صداوسیما اخبارشان را پخش میکند)، باز میماند. حالا شاید یارانه به قول دهه هشتاد و نودیها «خز» شده باشد، سبد حمایتی دولت را چه میگویید؟ یعنی میگویید آن هم نبوده است؟ کجای دنیا همین طوری، بدون هیچ چشمداشتی و فقط در راه رضای خدا بین «یک میلیون» تا «سه میلیون ریال» (میبینید چقدر پول است؟) به مردمش سبد میدهند؟
تا «خوب» به دستت است، «بد» را بفروش
سمسار هرآنچه میخرد را بفروش
آمد سبد حمایتی؛ نوشَت باد!
هروقت تمام شد، سبد را بفروش
البته میدانم که همین الان که من و شما بهخاطر شنیدن این خبر میمون، داریم بهصورت مجاز و بلامانع دستافشانی و پایکوبی میکنیم، عدهای مغرض سیاهنما مثل شخصیت کارتون گالیور، مدام میگویند: «من میدانم. این سبد یکصدم خسارتی که سیل گرانی این چند ماهه به کارگر و بازنشسته جماعت زده را جبران نمیکند.»
چه میشود کرد؟ به هرحال همیشه آدمهایی هستند که فقط نیمه خالی لیوان را میبینند. اصلا هم به این فکر نمیکنند که مسئولان عزیز در همین چند ماهه با هزاران نفرساعت سخنرانی و مصاحبه و تکذیبیه و نامه سرگشاده و تهدید و فلان و بیسار، با تمام قوا پدرِ گرانیهای اخیر را درآوردهاند. حالا هم از کَرم خودشان به مردم کمک کردهاند، نباید محکوم شوند که. اگر همین را هم نداده بودند چه؟ آدم عاقل دندان اسب پیشکشی را میشمارد؟ هی مینشیند و با خودش چرتکه میاندازد که این صد تا سیصدهزار تومان معادل چند دلار میشود؟ اصلا شما فرض کنید که بشود بیست و خردهای دلار (که نمیشود و با دلار رسمی خیلی بیشتر از این حرفهاست)، کجای این عالم هستی سراغ دارید همین طوری یکهویی شب بخوابید و صبح درِ خانهتان را بزنند و بیست دلار بگذارند توی جیبتان؟
نه شکایت میکنم، نه اینکه غرغر میکنم
بنده در هر وضعیت کلاً تشکر میکنم