خیلی پیش میآید که بهخاطر شرایط جامعه غُر بزنیم. بهخاطر بیاخلاقیها، دوروییها و حقهبازیهایی که در جامعه فراوان است، دروغگویی و ریاکاری و هزارویک عیب و ایراد دیگر که در زندگی روزمرهمان، هرروز در جامعه شاهدش هستیم. کتاب «جامعهشناسی خودمانی» با عنوان فرعی «چرا درماندهایم؟» دقیقا به همین صفات نکوهیده «ما ایرانیها» پرداخته است. بگذارید قدری از بار هندوانههای زیر بغلمان کم کنیم و تمدن دوهزار و پانصد ساله و تاریخ فلان و فرهنگ بهمان را برای مدتی کنار بگذاریم و اندکی بیندیشیم ایراد از کجاست که همواره یک جای کار میلنگد و همیشه از وضع جامعهمان ناراضی هستیم. در نگاه اول، گرافیک طرح جلد و خط عنوان کتاب چنگی به دل نمیزند و شاید اگر کسی در مورد این کتاب اطلاع قبلی نداشته باشد، برای خریدنش چندان ترغیب نشود، اما برخلاف ظاهر نهچندان دلربا، این کتاب با نثر ساده و روان و همانطور که از اسمش برمیآید، خودمانیاش، چیزی شبیه مکالمات روزمره خیلی از ماست که از گرفتاریها و مشکلات مملکت میگوییم و سعی میکنیم بالاخره تقصیر را گردن کسی بیندازیم، با این تفاوت که این کتاب تقصیر را به گردن خود ما میاندازد و مشکلات و ایرادهای چشمگیر اخلاقی ایرانیها مثل تاریخ نخواندن، خودپسندی، ریاکاری و خیلی نقایص اخلاقی ما را یکییکی بررسی میکند.
هیچکس منکر آن نیست که دولتها مسئولیت زیادی در رشد یا انحطاط مردمانشان دارند، اما این کتاب بهخوبی روشن میکند که تا زمانی که «مردم» یک جامعه تغییری نکنند، با آمدن و رفتن هیچ دولتی تغییری حاصل نمیشود. مگر اعضای یک دولت کسانی غیر از همین مردم هستند؟ مگر از کشور دیگر یا سیاره دیگر آمدهاند؟ دشمنان و کشورهای دیگر هم در مشکلات ما نقش داشتهاند، ولی نه آنقدر که همه گرفتاریهایمان را به پای دیگران بگذاریم. جان کلام کتاب همین است که تا زمانی که اخلاقیات خودِ مردم اصلاح نشود، نباید به بهبودی جامعه امیدوار بود. پشت جلد کتاب بسیار متناسب، بخشی از شعری از ملکالشعرای بهار آمده که شروع آن، چنین است:
این دود سیه فام که از بام وطن خاست
از ماست که بر ماست
وین شعله سوزان که برآمد ز چپ و راست
از ماست که بر ماست
کتاب جامعهشناسی خودمانی را «حسن نراقی» نوشته و «نشر اختران» منتشر کرده و به چاپ 29رسیده است و شاید همین نشان دهد که حرف نویسنده، حرف دل خیلیها بوده است.