احیای مبلغ 17هزار میلیارد تومان از منابع تامیناجتماعی در پرونده بابک زنجانی در قالب چکهایی که این سازمان را متعهد کرده بود، اقدام چشمگیری است که میتواند الگویی برای احقاق حقوق و منافع بیمهشدههای این سازمان باشد.اما پیش از هرچیز باید با بدهکاران سازمان تامیناجتماعی شفاف برخورد کنیم.
در واقع، این شفافیت باید هم با شرکای اجتماعی و هم با مردم به روشنی رقم بخورد. باید کاملا شفاف توضیح بدهند که مبلغ کل مطالبات این سازمان چقدر است، این بدهی بابت چه مواردی بوده و از چه تاریخی ایجاد شده است. همین طور میزان مطالبات با توجه به دیرکردها و جرائمی که به آن تعلق میگیرد مشخص شود.
وقتی فردی تعهداتی به سازمان تامیناجتماعی دارد، اما به آن عمل نمیکند و بعد از چند سال، تازه اصل پول احیا میشود، البته در این شرایط باید خوشحال بود و از پیگیریهای مستمر مسئولان این حوزه تشکر کرد که توانستهاند این مبالغ را احیا کنند اما باید راه را بر موارد مشابه آتی بست. به یاد دارم مرحوم نوربخش با چه سوز دلی از این مبلغها یاد میکرد و تمام تلاش خود را میکرد که بتواند این پولها را زنده کند.
حق همه ماست که بدانیم با منابع سازمان تامیناجتماعی که متعلق به قشر کارگر و کارفرمای جامعه است، چطور رفتار شده است، چراکه اگر شفافیت کافی در این زمینه بهوجود بیاید، اعتماد عمومی هم حاصل خواهد شد.
مسئله دیگر این است که علاوه بر شفافیت درباره چکها و مبالغی که بازگردانده شده، باید مشخص شود آیا مبالغ مانده دیگری هم در کار است؛ عدد مانده چقدر است و بقیه آن قرار است چطور پرداخت شود.
از طرف دیگر، سازمان تامیناجتماعی، بدهکار بزرگ دیگری به نام نهاد دولت هم دارد که نیاز است به روشنی مبلغ بدهی دولت به سازمان تامیناجتماعی اعلام و روش پرداخت این بدهی هم بیان شود. کاملا واضح است که حقوق احیاشده در پرونده بابک زنجانی قابلمقایسه با مبلغ بدهی دولت به سازمان تامیناجتماعی نیست. عدد بدهی دولت به سازمان بسیار چشمگیر است. دولت نباید تصور کند که اموال تامیناجتماعی جزء اموال دولتی است، بلکه این اموال، حقالناس است و دولت باید بدهیاش را تمام و کمال بپردازد.
با وضعیت شکنندهای که سازمان تامیناجتماعی از لحاظ تامین منابع مالی خود دارد، تزریق این مبلغ میتواند تا حدی کمککننده باشد. در حال حاضر همه بخشهای این سازمان تحتفشار هستند، از پرسنل سازمان گرفته تا مستمریبگیران، بخش درمان، منابع بیمه بیکاری و... تحت فشار شدید مالی هستند.
با توجه به وضعیتی که در واحدهای صنعتی کشور وجود دارد، تعداد زیادی از بنگاههای اقتصادی در حال تعطیلی هستند؛ بالطبع به تعداد بیکاران افزوده میشود. در نتیجه این افراد برای دریافت بیمه بیکاری اقدام میکنند و سازمان برای اینکه بتواند به تعهدات خود در پرداخت بیمه بیکاری عمل کند، نیاز به نقدینگی دارد.
در کل معتقدم اگرچه ماهیت احیای بخشی از حقوق پایمالشده تامیناجتماعی در پرونده بابک زنجانی، اقدام قابلستایشی است، اما باید همزمان شفافیت مالی بیشتری ایجاد شود، همچنین دریافت مطالبات تامیناجتماعی از دولت نیز بهطور جدی پیگیری شود.