printlogo


دل‌کوک
خشم را بپذیریم
نازنین متین‌نیا

می‌گویند وقتی عصبانی می‌شوی هیچ کاری نکن. سکوت کن و اجازه بده احساسات گذرا و لحظه‌ای خشم بگذرند تا خدای‌نکرده کار اشتباهی از تو سر نزند. می‌گویند باید هنگام عصبانیت تنها به راه‌های رسیدن به آرامش فکر کرد و اینکه منطق بالاخره سر جایش برگردد و بشود بهترین تصمیم را گرفت. توصیه می‌کنند هنگام خشم و عصبانیت نفس آرام بکشید، یک لیوان آب بخورید و یا محیط را ترک کنید. توصیه‌هایی که معمولا در آن لحظه خاص فراموش می‌شود و انگار تنها به درد لحظه‌هایی می‌خورد که آرام هستیم و شبیه راهنمای سفر توریستی آن را می‌خوانیم و ممکن است با خودمان بگوییم: «چه راه‌حل خوبی!» اما هنگام عصبانیت همه این حرف‌ها و راهکارها فراموش می‌شود و تنها اتفاقی که خود را نشان می‌دهد، هجوم ناگهانی احساسات است که ضربان قلب را بالا می‌برد و باعث می‌شود مدت‌ها آثار جسمی یک عصبانیت لحظه‌ای در بدنمان بماند و هرکسی شبیه به خودش واکنشی نشان دهد. واکنش‌هایی که معمولا برای آن‌ها راهکارهایی وجود ندارد و تنها اتفاقی که می‌افتد این است که باید صبر کرد تا موج احساسات فروکش کند و لحظه خشم بگذرد و بعد به خرابی‌های به‌بارآمده فکر کرد.
در تمام این مراحل همه از کنترل عصبانیت و خشم حرف می‌زنند. از اینکه باید کنترلش کرد، آرام شد. اما اتفاقی که کمتر درباره آن صحبت می‌شود، این است که ما آدمیم و حق داریم عصبانی شویم. بیشتر از هرچیز درباره عصبانیت حرف می‌زنیم و کمتر از هرچیز درباره اینکه خشم هم جزو واکنش‌های طبیعی احساسی ماست که وجود دارد و انکارش به اندازه انکار باقی عواطف و احساسات خطرناک است.
واقعیت این است که هیچ فرد سالمی از خشم و عصبانیت و آثار مخرب آن خوشش نمی‌آید. همین خوش نیامدن و دوست ‌نداشتن باعث شده به خشم به چشم غریبه‌ای دوست‌نداشتنی نگاه کنیم که بیخود و بی‌جهت در زندگی ماست و مزاحمی واقعی است.
می‌خواهیم خشم و عصبانیت را از بین ببریم اما معمولا تنها راهکاری که بلدیم، انکار آن است. در لحظه عصبانیت از خودمان می‌خواهیم آرام باشیم، در لحظه عصبانیت دیگران هم همین‌طور، درخواست آرامش داریم و همه درخواست‌ها درواقع نادیده گرفتن موج احساسات و عواطفی است که به ما یا دیگری هجوم آورده. درواقع این درخواست برای آرامش شبیه این است که از آدمی که از اتفاقی خوشحال است، بخواهیم خوشحالی خود را کنترل کند یا به نقطه برعکس آن، غم، برسد. به همان اندازه که چنین درخواستی سخت و عجیب است و از نظر ما نشدنی، درخواست کنترل خشم هنگام عصبانیت و اینکه آرام باشیم هم نشدنی است.
راه‌حل چیست؟ باید بگذاریم در لحظه عصبانیت با خشم هراتفاقی را بسازیم یا نه، باید باز هم خشم و عصبانیت را کنترل کنیم و از دیگران بخواهیم در اوج عصبانیت به آرامش برسند؟ هیچ‌کدام راه‌حل اصلی نیست. راه‌حل اصلی شاید در این خلاصه شده باشد که بپذیریم خشم هم بخشی از زندگی ماست. بپذیریم که انکار چنین حسی به اندازه رهایی آن عواقب نامشخص و ناخوشایند خودش را دارد. وقتی وجود خشم و عصبانیت را در زندگی خود بپذیریم، به خودمان و دیگران راحت‌تر می‌گیریم و در لحظه این پذیرش است که حتی کنترل خشم و عصبانیت هم راحت‌تر می‌شود.