زمانی که تورم در کشوری بالا میرود، در صورتی که سیستم تامیناجتماعی آن کشور بهدرستی طراحی شده باشد، میتواند بهمنزله حائلی در برابر فشار تورم بر قشر کمدرآمد عمل کند. هرچند تامیناجتماعی تمامی جنبههای زندگی افراد را تحت پوشش ندارد، دستکم میتواند بخشی از هزینهها را کاهش دهد. در اغلب کشورهای جهان به منظور جبران هزینههای بالا و تورم، مزایایی در قالب بیمههای تامیناجتماعی به شهروندان ارائه میشود. درواقع، یکی از نقاط قوت بیمههای تامیناجتماعی حمایت از بیمهشدگان در برابر تورم جامعه است. روزنامه«لموند» با اشاره به طراحی متفاوت سیستم بیمه تامیناجتماعی در کشورهای جهان مینویسد: «مزایای تامیناجتماعی با توجه به فاکتورهای تاثیرگذار در آن ازجمله شرایط اجتماعی، بهداشتی و شاخصهای اقتصادی تعیین میشود و سازمانهای مرتبط هرساله قوانین را مورد بررسی و بازبینی قرار میدهند. برای مثال در صورتی که نرخ تورم به یکباره افزایش یابد، تلاش سیستم تامیناجتماعی بر ایجاد توازن بین نرخ تورم و درآمد افراد خواهد بود.» از این رو با افزایش قیمتها، مزایای بیمههای تامیناجتماعی نیز برحسب تورم تعیین میشود تا شهروندان بتوانند نسبتی را بین این دو در نظر بگیرند و از خدمات ارائهشده از سوی بیمهها بهرهمند شوند.
برقراری تعادل
به گزارش لموند، برقراری تعادل بین افزایش تورم و مزایای بیمههای تامیناجتماعی، معیار زندگی افراد را طی سالها در مسیری متعادل قرار میدهد، ولی با افزایش تورم، تعادل موجود به صورت ناخودآگاه بر هم زده میشود. به طور مثال، ۳ درصد نرخ تورم در عرض ۲۰ سال، ارزش یک دلار را به ۵۵ سنت کاهش میدهد و این روند با توجه به افزایش مداوم تورم جهانی روبهرشد باقی میماند.
درنتیجه هرگونه تغییر در تورم برای بیمههای تامیناجتماعی از اهمیتی ویژه برخوردار خواهد بود. برای مثال، برخی ایالتهای آمریکا با استفاده از شاخص قیمت مصرفکننده، تنظیمات هزینههای لازم برای بیمههای تامیناجتماعی را مورد محاسبه قرار میدهند و از این طریق قادرند در سالهای آتی سرمایهای را پسانداز کنند.
به دنبال بالا رفتن قیمتها، موضوع اولویتبندی خرید در بین خریداران مطرح میشود، از سوی دیگر افزایش قیمت و بالا رفتن تورم بیشترین اثر منفی را بر سالمندان و افراد ازکارافتادهای که از مزایای بیمه تامیناجتماعی بهرهمند میشوند به جا میگذارد. به این معنی که بر اساس شاخص قیمت مصرفکننده، قدیمیترین افرادی که تحت پوشش بیمههای تامیناجتماعی بودهاند، بیشترین تاثیرپذیری را دارند. در واقع، بازنشستگانی که ۹۲ سال عمر میکنند در مقایسه با قانون فعلی تامیناجتماعی آمریکا، ارزش یک ماه از منافع و مزایا را از دست میدهند.
افزون بر این کارگرانی که معلولیت دارند و ازکارافتاده محسوب میشوند و نیز افراد ذینفعی که سالهاست از مزایای ارائهشده استفاده میکنند، نیز کمترین صدمه را میبینند. بنابراین، یافتن راهکارهایی که بتوان از طریق آنها بیمههای تامیناجتماعی را در طول سالیان دراز به صورت مستحکم حفظ کرد از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین منظور کارشناسان و متخصصان همواره در حال بررسی راههایی به منظور تقویت این سیستم هستند.
حفاظت در برابر تورم
ناظران بینالمللی میگویند: «ضعف حفاظت تامیناجتماعی در برابر تورم، ضررهای مالی فراوانی به افرادی وارد میکند که حداقل توانایی پرداخت را دارند. روند افزایشی این شاخص، تنظیم هزینههای زندگی که از مزایای بیمهای تامین میشوند را کاهش میدهد. این در حالی است که هزینههای سالانه زندگی که به طور کلی از سوی بیمههای تامیناجتماعی به مشمولان ارائه میشوند برحسب تورم متغیرند.» کارشناسان میگویند در صورتی که نرخ تورم ثابت یا پایین نگه داشته شود، ضرورت افزایش مزایا برای دریافتکنندگان خدمات تامیناجتماعی کمتر میشود و به این ترتیب دولت میتواند در هزینهها صرفهجویی کند. به بیان دیگر کنترل تورم ابزاری است که درنهایت میتواند به صرفهجویی در هزینهها در برخی بخشها ازجمله تامیناجتماعی کمک کند. البته گفته میشود کنترل مصنوعی نرخ تورم نیز پیامدهای منفی خود را دارد.
رقابت شانهبهشانه
گفتنی است که به همان میزان که نرخ تورم بالاتر میرود، ضرورت افزایش حقوق و درآمد ماهیانه افراد شاغل نیز بیشتر میشود، زیرا تورم نرخ کالا و اجناس را افزایش میدهد و مردم باید به همان میزان قدرت خرید بیشتری داشته باشند.
کارشناسان میگویند، تورم حتی در درجات پایین نیز قدرت خرید را از مصرفکنندگان سلب میکند. بسیاری از کارشناسان توصیه میکنند که افراد جامعه بایستی نیازهای دوران بازنشستگی خود را با ۳ درصد نرخ تورم محاسبه کنند.
لموند در ادامه مینویسد: «بررسیها حاکی از آن است که طبق روند افزایش نرخ تورم طی سالهای اخیر، معیاری برای محاسبه درآمدها و تناسب با تورم موجود و نیز تاثیر آن بر بیمههای تامیناجتماعی در نظر گرفته شده است.»
چنانچه در حال حاضر نیاز سالیانه فردی حدود ۳۵ هزار دلار باشد به ۴۷ هزار و ۳۷ دلار طی ۱۰ سال آینده نیاز دارد تا بتواند معیارهای معمول زندگی را در پیش بگیرد. افرادی که در ۶۵ سالگی بازنشسته میشوند، در عرض ۲۰ سال و برای رسیدن به ۸۵ سال به ۶۳ هزار و ۲۱۴ دلار در سال نیاز دارند. افرادی که در ۶۵ سالگی بازنشسته شده و تا ۹۹ سال زندگی میکنند به ازای ۳۴ سال به حدود ۹۵ هزار و ۶۱۷ دلار در سال نیاز دارند.
به طور کلی، افراد با احتساب تورم ۳ درصد به ۸۰ هزار و ۶۳۵ دلار در طول ۱۰ سال و نیز به ۱۲۰ هزار دلار در طول ۲۰ سال نیاز دارند. از سوی دیگر، طی ۳۴ سالی که افراد در دوران بازنشستگی و تا رسیدن به ۹۹ سالگی زندگی میکنند به ۱۶۳ هزار و ۹۱۴ دلار نیازمندند.
در این میان، بیمه تامیناجتماعی و برخی طرحهای مستمری بازنشستگی، درآمد افراد را برحسب تورم موجود تنظیم میکنند. این در حالی است که ارزش پول افرادی که در دوران بازنشستگی به سر میبرند به مراتب رو به کاهش است. عمده این افراد از بخش سرمایهگذاری خارج شده و پول خود را پسانداز میکنند و به این ترتیب ارزش پول آنها در گذر زمان کمتر میشود. این دسته از افراد وابستگی بیشتری به تامیناجتماعی پیدا میکنند و آسیبپذیری آنها در دوران تورم نیز بیشتر است.